بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 352

خود را غذا مى‌رسانى، و اگر خواستى به چيزى آسيب برسانى هيچ كس نمى‌تواند جلوى آن را بگيرد، و اگر خواستى خوبى به كسى برسانى نيز هيچ كس نمى‌تواند مانع آن گردد. تمام آنچه به چشم مى‌آيد و آنچه به چشم نمى‌آيد در دست توست. تو چنان كردى كه جماعت جنيان و شيطان‌ها ما را مى‌بينند و ما آنان را نمى‌بينيم، و من از نيرنگ آنان بيمناكم، اى عزيز بحقّ قدرت پيروز خود مرا از شرّ و زحمت آنان ايمنى بخش».

هر گاه تو اين دعا را بخوانى هرگز از ناحيه جنيان و شيطان‌ها، زشتى و بدى به تو نخواهد رسيد.

هر گاه از وطن خود دور بودى و خواستى خداوند تو را سالم به وطن برساند در هر حالتى اين دعا را بخوان:

«يا جامعا بين أهل الجنّة على تألّف من القلوب و شدّة تواصل لهم في المحبّة و يا جامعا بين أهل طاعته و بين من خلقه لها و يا مفرّج حزن كلّ محزون، يا مسهّل كلّ غربة و يا أرحم الرّاحمين ارحمني في غربتي بحسن الحفظ و الكلاءة و المعونة، و فرّج ما بي من الضّيق و الحزن بالجمع بيني و بين أحبّائي يا مؤلّفا بين‌


صفحه 353

الأحبّة صلّ على محمّد و آل محمّد و لا تفجعني بانقطاع رؤية أهلي عنّي و لا تفجع أهلي بانقطاع رؤيتي عنهم، بكلّ مسائلك أسألك و أدعوك فاستجب لي».

«اى خداوندى كه دل اهل بهشت را الفت بخشيده‌اى، و آنان را با محبت به يك ديگر پيوند داده‌اى، و اى خدايى كه عبادت‌كنندگان را با آنان كه براى عبادت آفريده‌اى جمع نموده‌اى، و اى كه اندوه هر شخص اندوهگينى را برطرف مى‌كنى، و اى خدايى كه تنهايى را آسان مى‌گردانى، و اى مهربانترين مهربانان، مرا در تنهاييم مورد ترحم قرار داده، از خوف حفظم نموده و معيشتم را تأمين كن، و رنج و ناراحتيم را با جمع كردن بين من و دوستانم بر طرف كن، اى خدايى كه بين دوستان الفت برقرار مى‌كنى، بر پيامبر و خاندان او درود فرست و با مرگ من خاندان مرا از ديدن من محروم مكن، و با مرگ خاندانم مرا از ديدن آنان محروم نكن، تو را با هر خواسته و دعايى مى‌خوانم، مرا اجابت نما».

هر گاه دعاى فوق را بخوانى خداوند تو را در غربت حفظ نموده و تو را


صفحه 354

سالم به خانواده‌ات برمى‌گرداند و حاجت تو را برآورده مى‌گرداند.

هر گاه كشتى سوار شدى بگو:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌،وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ‌»،بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ‌.

«بنام خداوند رحمان رحيم، خداوند را چنان كه شايسته اوست ارج ننهادند، و روز قيامت همه زمين در دست اوست، و همه آسمانها پيچيده شده بدست اوست، او برتر و منزه است از آنچه شرك مى‌ورزند. حركت اين كشتى و ايستادنش به نام خداست، همانا پروردگار من آمرزنده و مهربان است».

و فراوان بگو: «يا صالح المؤمنين».

هر گاه پيامبر خدا6مى‌خواست با مسافرى خداحافظى كند دست او را گرفته و مى‌گفت:

«أحسن اللَّه لك الصّحابة و أكمل لك المعونة و سهّل لك الحزونة و قرّب لك البعيد و كفاك المهمّ و حفظ لك دينك و أمانتك و خواتيم عملك و وجّهك لكلّ خير، عليك بتقوى اللَّه، استودع‌


صفحه 355

اللَّه نفسك، سر على بركة اللَّه عزّ و جلّ».

«خداوند ياران خوبى بر تو قرار دهد، و روزى تو را كامل گرداند، و رنج سفر را بر تو آسان كند، دور را بر تو نزديك كرده و خواسته‌هاى مهم تو را بر تو كفايت كند و دين و امانت و سرانجام عمل تو را بر تو حفظ كند و تو را بر هر خوبى موفق گرداند، تقوى الهى را همراه داشته باش، تو را به خدا مى‌سپارم، طبق بركت الهى حركت كن».

رسول خدا6نكوهش نمود كه مردى كه از سفر مى‌آيد شب به خانه خود رود مگر آنكه زودتر آنان را با خبر نموده باشد.

وقتى كه از سفر برگشتى و به منزل رسيدى قبل از آنكه مشغول به هر كارى شوى، ابتدا دست و صورت و بدن خود را شسته و دو ركعت نماز خوانده و سجده شكر بجاى آورده و صد مرتبه خداوند را بر سلامتى خود شكر نموده و دعايى كه پيامبر6هنگام برگشت از جنگ خيبر خواندند بخوان:

«آئبون تائبون إن شاء اللَّه عابدون، اللّهمّ لك الحمد على حفظك إيّاي في سفري و حضري اللّهمّ اجعل أوبتي هذه مباركة ميمونة مقرونة بتوبة نصوح توجب لي بها السّعادة يا أرحم الرّاحمين».

«به خواست خداوند از سفر برگشتيم‌


صفحه 356

و رجوع كرديم و عبادت‌كننده هستيم، خداوندا تو را كه در مسافرت و غير مسافرت مرا حفظ نمودى سپاس و ستايش مى‌گويم، خداوندا اين بازگشت مرا با خوبى و بركت و همراه با توبه خالصى قرار ده كه باعث سعادت من گردد اى مهربانترين مهربانان».


صفحه 357

فصل چهاردهم آدابى كه كتاب نيز با آنها پايان مى‌يابد

رسول خدا6در وصيت خود به امير مؤمنان حضرت على7فرمود: اى على هشت گروهند كه اگر به آنان ملامتى رسيد جز خودشان را نكوهش نكنند: كسى كه به سفره‌اى مى‌رود كه دعوت به آن نشده است. كسى كه عليه صاحب خانه خود توطئه مى‌كند. كسى كه از دشمنان خود طلب خير نمايد. آنكه از افراد پست نيكى مى‌طلبد. كسى كه ناخوانده به اسرار وارد مى‌شود. كسى كه به پادشاه توهين مى‌كند. آنكه در جايى مى‌نشيند كه سزاوار آن نيست. آنكه با كسى سخن مى‌گويد كه به حرف او گوش نمى‌دهد.

اى على: شوخى نكن كه ارزش تو از بين مى‌رود، دروغ مگو كه نورت از بين مى‌رود. از دو صفت بر حذر باش: آزردگى و تنبلى، زيرا اگر آزرده خاطر گردى تحمّل حق را نخواهى داشت و اگر تنبلى كنى وظيفه‌ات را انجام نمى‌دهى.


صفحه 358

اى على: هفت چيز است كه در هر كس جمع باشند حقيقت ايمان او كامل بوده دربهاى بهشت به روى او گشوده گردد: كسى كه شاداب وضو گيرد، و نمازش نيكو باشد، و زكات ثروت خود را بپردازد، خشم خود را بپوشاند، و زبانش را مهار كند، و بر گناه خود استغفار نمايد، خيرخواهى خود را بر اهل بيت پيامبر6و سلم عمل كند.

سه گروه‌اند كه همنشينى با آنان دل را مى‌ميراند: همنشينى با فرومايگان نژادى و اعتقادى، همنشينى با ثروتمندان، گفتگوى با زنان.

سه چيز است كه بيم آن مى‌رود كه سبب ديوانگى شوند: قضاء حاجت بين قبرها، با يك كفش راه رفتن، تنها خوابيدن.

سه چيز درجه است، و سه چيز كفاره است، و سه چيز هلاكت است و سه چيز سبب نجات است.

اما آنچه درجه است:

1- شاداب وضو گرفتن در صبح‌هاى سرد زمستانى.

2- پس از تمام شدن نماز، انتظار نماز ديگر داشتن.

3- حركت در شب و روز به طرف نماز جماعت.

و اما آنچه كفاره است:

1- آشكار ساختن سلام.

2- غذا دادن.

3- در حالى كه مردم خوابند برخاستن براى تهجّد.

و اما آنچه سبب هلاكت است:

1- پيروى از بخل و آزمندى.


صفحه 359

2- پيروى از هواى نفس.

3- راضى بودن انسان از خود.

و اما آنچه سبب نجات است:

1- ترس از خداوند در پنهان و آشكارى.

2- ميانه‌روى در حالت فقر و توانگرى.

3- عادلانه سخن گفتن در حال غضب و خوشنودى.

اى على: نه چيز باعث فراموشى مى‌گردد: خوردن سيب ترش، خوردن خيار، پنير، نيم خورده موش، خواندن سنگ قبر، راه رفتن ميان دو زن، انداختن كنه يا شپش، حجامت كردن در پشت گردن، ادرار در آب راكد.

حضرت امام صادق7فرمود: در شگفتم از كسى كه از چهار چيز مى‌ترسد چرا به چهار چيز پناه نمى‌برد:

تعجب مى‌كنم از كسى كه از دشمن مى‌ترسد چرا به ذكر:حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ‌يعنى: خدا ما را بس است و او بهترين پشتيبان است. پناه نمى‌برد، زيرا من شنيدم كه خداى بلند مرتبه مى‌فرمايد: «آنان با نعمت و بخشش الهى بازگشتند در حالى كه هيچ بدى به آنان نرسيد».

تعجب مى‌كنم از كسى كه گرفتار است چگونه به ذكر:لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ‌يعنى: خدايى جز تو نيست، تو منزهى و من از ستمگارانم. پناه نمى‌برد، زيرا من شنيدم كه خداى بلند مرتبه پس از اين ذكر مى‌فرمايد: «ما او را اجابت كرديم، و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را نيز مى‌رهانيم.

و تعجب مى‌كنم از كسى كه حيله به او زده شده است چگونه به اين دعا پناه‌