التَّقـْوى وَ دِرْعُ اللّهِ الْحـَصـيـنـَةُ، وَ جُنَّتُهُ الْوَثيقَةُ، فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ اَلْبَسَهُ اللّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُالْبَلاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغارِ وَ الْقَماءَةِ، وَ ضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بِالاِْسْهابِ، وَ اُديلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْييعِ الْجِهادِ، وَ سيمَ الخَسْفَ، وَ مُنِعَ النِّصَفَ)[1]
امـا بعد، جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده ؛ آن لبـاس تقوا، زره محكم و سپر مطمئن خداوند است . كسانى كه از آن روى برگردانند، خداوند لبـاس ذلّت بـر تـنـشـان مـى پـوشـانـد و بـلا بـه آنـان هـجـوم مـى آورد و حـقـيـر و ذليـل مـى شـونـد و عـقـل و فـهـمـشـان تـبـاه مـى گـردد و بـه دليـل تـضـيـيـع جـهاد، حقّ آن ها پايمال مى شود و نشانه هاى ذلّت در آن ها آشكار مى گردد و از انصاف و عدالت محروم مى مانند.
جهاد به دو قسم (جهاد ابتدايى) و (جهاد دفاعى) تقسيم مى شود.
از نـظـر فـقـه شيعه ، جهاد ابتدايى بايد با اجازه پيامبر6يا امام معصوم7باشد و اين نـوع جـهـاد، تـنـهـا بـر مـردانـى كـه داراى شـروطى باشند، واجب مى شود. ولى جهاد دفاعى در صـورت هجوم دشمن ، در همه زمان ها، بر همه مردم ـ اعمّ از مرد و زن ـ بدون قيد و شرط و با هر وسيله ممكن ، واجب مى شود.
فـقـها در كتاب جهاد، احكام جهاد، غنايم ، پناهندگان و اسيران جنگى ، صلح و آتش بس ، حقوق و مـقـررات جـنـگ و ديـگـرمـسـائل مـربـوط بـه آن را بـه تفصيل ، مورد بحث و بررسى قرار داده اند.
يك نكته
امـام خـمـيـنـى (ره) در كـتـاب تـحـريـر الوسـيـله ، جـهـاد دفـاعـى را تـحـت عـنـوان (فـصـل فى الدّفاع) مورد بحث قرار داده است . ايشان دفاع را به دو نوع (دفاع از اسلام و حوزه اسلامى) و (دفاع از جان ، مال و ناموس) تقسيم كرده است .
در توضيح نوع اول دفاع مى نويسند:
در صـورت هـجـوم دشـمـنـان بـر بلاد اسلام و مرزهاى آن ، بر همه مسلمانان واجب
[1]نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه 27، ص 94.
مى شود كه از طـريـق بـذل مـال ، جـان يـا هر وسيله ديگر، دفاع نمايند. در اين امر، احتياج به اذن امام يا حاكم شـرع نـيـسـت . (البـتـه بـراى نـظـم و هـمـاهـنگى برنامه هاى دفاعى ، لازم است كه فرمانده يا فرماندهان آگاه و مورد اعتماد با نظر امام يا حاكم شرع تعيين شوند.)
هـر گـاه مسلمانان از اين بيم داشته باشند كه اجانب نقشه استيلاى بر ممالك اسلامى را كشيده ، بـدون واسطه يا با واسطه عمّال خود، از داخل يا خارج ، آن را عملى كنند، بر همه مسلمانان واجب است به هر وسيله اى كه امكان دارد، در برابر آنان بايستند و از ممالك اسلامى دفاع كنند.
اگر به واسطه توسعه نفوذ سياسى يا اقتصادى و تجارى بيگانگان ، خوف آن باشد كه آن ها بر ممالك اسلامى تسلّط پيدا كنند، بر همه واجب است كه از نفوذ آنان جلوگيرى نموده ، دست آن هـا را قـطـع كـنـنـد. هـمـچنين برقرار ساختن روابط سياسى با دولت هاى غير اسلامى ، بايد طـورى بـاشـد كـه مـوجـب ضـعـف و نـاتـوانـى مـسـلمـانـان يـا اسـارت آن هـا در چنگال بيگانگان يا وابستگى اقتصادى و تجارى نگردد.
اگـر قرارداد يكى از دولت هاى اسلامى با اجانب بر خلاف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد، بر دولت هـاى ديـگـر واجب است كه آن ها را با هر وسيله اى كه امكان دارد، بر لغو آن قرار داد الزام نمايند.[1]
حـضرت امام (ره) احكام دفاع از جان ، مال و ناموس را نيز تبيين كرده اند. به عنوان نمونه ، مى نويسند:
1 ـ شـكـّى در ايـن نـيـسـت كـه هـر انـسـانـى حـق دارد كـه در مـقـابـل حـمـله مـحـارب ، مـهـاجـم و دزد، از جـان ، نـامـوس و مال خود دفاع نمايد.
2 ـ اگر مهاجمى به قصد كشتن ، به كسى يا بستگان او حمله كند، بر او واجب است كه از خود و بستگانش دفاع نمايد، اگر چه منجر به قتل مهاجم گردد و تسليم شدن جايز نيست .
3 ـ اگـر مـهاجم به قصد تعرّض به ناموس كسى حمله كند، واجب است به هر وسيله اى
[1]ر.ك . بـه : تـحـريـر الوسـيـله ، ج 1، ص 485ـ487؛ تـوضـيـح المسائل ، مسائل 2826ـ2834.
كه امكان دارد، دفاع نمايد، اگر چه منجر به قتل مهاجم گردد.
4 ـ اگـر مـهـاجـم براى بردن مال كسى يا مال بستگان او حمله كند، در اين صورت ، دفاع جايز است ، (نه واجب) ، اگر چه منجر به قتل مهاجم گردد.
5 ـ در همه موارد مزبور بنابر احتياط واجب ، بايد هنگام دفاع كردن ، در صورت امكان ، ترتيب (الاسـْهـَلُ فـَالاَْسـْهـَل) را مـراعـات نـمـايـد، يـعـنـى : اگـر بـا فـريـاد و تـهـديـد، غـرض حـاصـل مى شود و مهاجم فرار مى كند، اقدام به موارد شديدتر نكند و اگر با زخم زدن و مانند آن امـكـان دفاع باشد، اقدام به قتل ننمايد. البته اين در صورتى است كه امكان داشته باشد، ولى اگـر بـتـرسـد كـه در صـورت رعايت ترتيب ، فرصت از دست برود و مهاجم بر او غلبه كـنـد، مـراعـات تـرتـيـب واجـب نـيـسـت ، بـلكـه جـايـز اسـت از اول ، به وسيله اى متوسّل شود كه به طور حتم ، شرّ مهاجم را دفع مى كند....[1]
10-كتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنكر
اسلام به حكم اين كه دينى اجتماعى است و محيط مناسب را شرط اصلى اجراى برنامه آسمانى و سعادت بخش خود مى داند، مسؤ وليت مشتركى براى عموم مردم قرار داده است .
هـمـه مـردم موظفند كه پاسدار فضيلت ها و نيكى ها و نابود كننده بدى ها و نادرستى ها باشند. پاس دارى از نيكى ها (امر به معروف) و ستيز با بدى ها (نهى از منكر) ناميده مى شود.
امـر بـه مـعروف و نهى از منكر در ميان واجبات اسلام ، از موقعيت و اهميت خاصّى برخوردار است و قرآن و روايات اسلامى با عبارات گوناگون ، مردم را به آن دعوت كرده اند.
وجـوب امـر بـه معروف و نهى از منكر در اسلام مانند وجوب نماز، روزه و زكات ، از ضروريات دين است و كسى كه از روى توجه به لوازم آن ، وجوب آن را انكار كند، از جمله كافران محسوب مى شود.[2]
[1]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 487ـ492.
[2]ر.ك . به : همان ، ص 462.
قرآن مجيد، مى فرمايد:
(وَ لْتـَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّةٌ يَدْعوُنَ اِلَى الْخَيْرِ وَ يَاءْمُروُنَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحوُنَ)[1]
بـايـد از مـيـان شـمـا، جـمـعـى دعـوت بـه نيكى و امر به معروف و نهى از منكر كنند و آن ها همان رستگارانند.
در روايتى ، از پيامبر گرامى6نقل شده است :
(لا تَزالُ اُمَّتى بِخَيْرٍ ما اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَعاوَنوُا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى ، فـَاِذا لَمْ يـَفـْعـَلوُا ذلِكَ نـُزِعـَتْ مـِنْهُمُ الْبَرَكاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ لَم يَكُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِى اْلاَرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ)[2]
تا هنگامى كه امّت من امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و در كارهاى نيك به يكديگر كمك مى نمايند، در خير و صلاح و خوبى خواهند زيست ، ولى وقتى اين وظايف مهم را ترك كنند، بركت از زنـدگـى آنـان رخـت برمى بندد؛ بعضى بر بعضى ديگر (بدان بر نيكان) مسلّط مى شوند و ديگر يار و ياورى در آسمان و زمين پيدا نمى كنند.
فـقـهـاى اسـلام در ايـن كـتـاب ، دربـاره اقـسـام امر به معروف و نهى از منكر، چگونگى وجوب ، شروط، شيوه ها و مراتب اجراى آن بحث و بررسى كرده اند كه به عنوان نمونه ، مسائلى را از تـحـريـر الوسـيـله امـام خـمـيـنـى درباره اقسام امر به معروف و نهى از منكر و كيفيت وجوب آن ها نقل مى كنيم :
امر به معروف و نهى از منكر به دو قسم واجب و مستحب تقسيم شده است .
هـر چـيـزى كـه از نـظـر شرع يا عقل ، واجب باشد امر به آن واجب و هر چيزى كه از نظر شرع ، حـرام بـاشـد و يـا از نـظر عقل ، قبيح و زشت شمرده شود نهى از آن نيز واجب مى باشد. امر به مستحبات و نهى از مكروهات نيز مستحب است .
[1]آل عمران (3)، آيه 104.
[2]وسائل الشيعه ، ج 16، ص 123.
امر به معروف و نهى از منكر واجب كفايى است . بنابراين ،اگر افرادى ، كه از عهده اش بر مى آيند، بر آن اقدام كنند، از ديگران ساقط مى گردد، و گر نه همه گنه كار محسوب مى شوند.
اگـر اقـامـه مـعـروف يـا جـلوگيرى از منكر موقوف بر اجتماع جمعى از مكلّفان باشد، واجب است دسته جمعى اقدام كنند.
اگـر بـعـضـى امـر و نـهـى كـنـنـد، ولى مـؤ ثـّر واقـع نـشـود و بـعـض ديـگـر احتمال بدهند كه امر و نهى آن ها مؤ ثّر است امر و نهى آن ها واجب مى باشد.[1]
[1]ر.ك . بـه : تـحـريـر الوسـيـله ، ج 1، ص 463 ، مسائل 1ـ5.
خلاصۀ درس
1 - جهاد مانند نماز و نيكى به پدر و مادر، از بهترين اعمال است و ترك آن موجب ذلّت و خوارى مىگردد.
2 - دفاع از جان و ناموس واجب و دفاع از مال جايز است، اگر چه منجر به قتل مهاجم گردد.
3 - امر به معروف و نهى از منكر به عنوان پاس دارى از فضيلتها و ستيز با بدىها، از وظايف عموم مسلمانان و وجوب آن از ضروريات دين مقدس اسلام است.
4 - امر به معروف و نهى از منكر، موجب اصلاح جامعۀ اسلامى و ترك آن مقدمۀ سلطۀ اشرار بر مسلمانان مىشود.
5 - امر به معروف و نهى از منكر در مواردى، واجب و در مواردى، مستحب است.
پرسش
1 - «جهاد» را تعريف كنيد و اهميت آن را با نقل روايتى بيان نماييد.
2 - تفاوت «جهاد ابتدايى» و «جهاد دفاعى» را بيان كنيد.
3 - منظور از مراعات «الاسهل فالاسهل» در مقام دفاع چيست؟
4 - اهميت امر به معروف و نهى از منكر را با نقل آيه يا حديثى بيان كنيد.
5 - در چه مواردى، امر يا نهى واجب و در چه مواردى، مستحب است؟
درس هشتم
عقود[1]
(عقد) در لغت ، به معناى گره زدن ، بستن و محكم كردن چيزى است و در زبان شرع ، به معناى قرارداد و پيمان بستن مى باشد.[1]
قـرآن كـريـم بـا جـمـله(يـا اَيُّهـَا الَّذيـنَ امـَنـُوا اَوْفـُوا بـِالْعـُقـُودِ)[2]عمل به پيمان هاى صحيح و انسانى را واجب كرده است .
مـنـظـور مـرحـوم محقّق از (عقود) قراردادهايى است كه تحقّق هر كدام از آن ها احتياج به دو طرف (ايـجـاب و قـبـول) دارد، بـر خـلاف (ايـقـاع) كه پيمان يك طرفى است . ايشان در اين قسمت ، نوزده كتاب را مطرح كرده كه به معرفى آن ها مى پردازيم :
1-كتاب التّجاره
(تجارت عبارت است از: تصرّف در سرمايه براى به دست آوردن ربح و سود.)[3]
فـقـهـاى اسـلام در كتاب تجارت ، ابتدا معاملات حرام را معرفى نموده و پس از آن به بررسى احكام (بيع) و خريد و فروش پرداخته اند.
معاملات حرام
اين دسته از معاملات عبارتند از:
[1]ر.ك . به : فرهنگ معارف اسلامى ؛ مفردات الفاظ قرآن ، واژه (عقد).
[2]مائده (5)، آيه 1.
[3]ر.ك . به : مفردات الفاظ قرآن ، واژه (تجر).