بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 280


بندگان موجد منّاناند بدرستى كه قادر مختار از أولاد آدم اختيار بعضى مردم كه ميلاد ايشان طاهر و أبدان آن أعيان طيّب ظاهر است نمود و ايشان را در أصلاب مردان و أرحام نسوان نگاهداشت و أنبياء و رسل ايزد عالم كه أزكى و أطهر أنواع بنى آدماند از ايشان اخراج نمود و بغير فعل و عمل كه خداى عزّ و جلّ مستحقّ آن عنايت و تفضّل باشند اين نوع شفقت و احسان از حضرت قادر لم يزل واقع و عيان شد زيرا كه چون حضرت بيچون ايشان را در آن أصلاب و أرحام گذاشت و آنست كه جمعى از ايشان اطاعت و عبادت ذات بىامتنان او مينمايند و أصلا شرك باو نمىآرند .
پس اين جماعت بوسيلهء اطاعت از حضرت ربّ العزّت شرف و كرامت و منزلت و رفعت يافته‌اند و اين طايفه را شرف علم و نسب و فضل و حسب است و ساير النّاس بىشبهه و التباس همه مساوىاند در أصل خلقت الَّا آنكه أتقى و أورع بود حضرت الله تعالى بواسطهء تقوى او را اكرام و احترام نمايد و هر كه اطاعت او كند او را بدوستى گيرد و هر كرا ايزد غفّار دوست دارد او را به عذاب و آزار نار معاقب و گرفتار نگرداند .
زنديق گفت : مرا خبر ده كه چرا عزّ و جلّ همه خلق را مطيع موحّد خلق نگردانيد با آنكه قادر بر آن بود .
حضرت ولىّ ايزد معبود فرمود كه : اگر حضرت واجب الوجود خلق را مطيع موجود مينمود هرگز خلايق را ثواب نبود زيرا كه هر كرا طاعت نبود ، او مستحقّ ثواب و جنّت نگردد و آنكه مرتكب معصيت نشود داخل نار نمىشود لكن حضرت مهيمن چون خلق را ايجاد نمود ايشان را أمر بطاعت و نهى از معصيت فرمود و رفع حجّت ايشان بارسال رسل عاليشأن و دفع عذر ايشان


صفحه 281


بكتب تورات و انجيل و فرقان و غير آن نمود تا آنكه از ايشان اطاعت كند - مستحقّ ثواب شود آنكه معصيت نمايد سزاوار عتاب و آزار نار گردد .
زنديق گفت : پس عمل صالح از بنده و شرّ نيز از بنده صادر گردد .
حضرت أبى عبد الله عليه السّلام فرمود كه : عمل خير صالح از بنده است كه بأمر واهب قادر مصدر آن گردد و عمل شرّ نيز از آن بنده است كه ظاهر گردد و حال آنكه حضرت ايزد تعالى او را از آن نهى نمود .
زنديق گفت : آيا عمل نه آخر از آلت كه ربّ العزّت در او خلق نمود از او موجود گرديد .
حضرت امام فرمود كه : امّا اين آلت همان آلت است كه از او عمل خير نمود و از او قادر بشرّ بود ليكن حضرت ذو المنن او را از آن نهى فرمود .
زنديق گفت : پس بسوى بنده از أمر و فعل اجبار چيزى باشد ؟
حضرت امام جعفر الصّادق ( ع ) فرمود كه : حضرت الله تعالى بنده را نهى از عمل نميكند الَّا آنكه علم دارد بر آنكه آن بنده را طاقت ترك آن عمل است و نيز بنده را أمر بهيچ فعل خير نكند مگر آنكه عالم است بآن كه آن بنده را قدرت و استطاعت فعل آنست زيرا كه ظلم و جور بحضرت ربّ غفور روا نيست و جور و ستم و عبث و ظلم بر خلق عالم در هيچ وقت و دم روا نبود و ايزد متعال اين أفعال نكرد و نخواهد كرد و تكليف بندگان بأمر و كارى كه در حصر قدرت و امكان ايشان نباشد آن بىگمان ظلم صريح و عيانست .
زنديق گفت : پس آن كس را كه خداى تعالى و تقدّس كافر خلق كرده باشد او را استطاعت قبول ايمان بعد از آن هست و حال آنكه او را بر خداى تعالى بر ترك ايمان حجّت و برهان ظاهر و عيان است .


صفحه 282


حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام گفت : كه حضرت مهيمن علَّام تمامى خلق خود را بر صفت تكليف و اسلام ايجاد نمود و ايشان را أمر بخير و نهى از شرّ فرمود و كفر عبارت از فعل است كه چون فاعل مرتكب آن فعل گردد او را بعد از انصرام آن عمل كافر گويند و ايزد أكبر در هنگام خلقت ، و ايجاد بندهء او را بر صفت كفر و كافر خلق ننمود زيرا كه چون بنده بسنّ بلوغ و زمان رشد رسيد بر خداى عالم اتمام حجّت بر آن بنده لازم است لهذا به ارسال أنبياء و رسل عرض حقّ بر آن بنده از روى صدق نمود و آن نالايق قبول قول و اطاعت پروردگار خالق ننمود پس بواسطهء جحد و انكار حقّ - كافر خاكسار مطلق گرديد .
زنديق گفت : آيا جايز است كه قادر بصير بنده را مأمور بخير گردانيد بعد از آنكه او را مقدّر بشر بيشتر كرده باشد و حال آنكه آن بنده قدرت و استطاعت عمل خير و طاعت نداشته باشد و در آخرت آن بنده را عذاب به واسطهء آن معصيت نمايد .
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود كه : اى زنديق ، به درستى و تحقيق كه اين فعل از حضرت عزّ و جلّ و برأفت و عدل او سزاوار و يليق نيست كه بر بنده تقدير شرّ او و اراده آن أمر منكر كند و بعد از آن او را مأمور گرداند بچيزى كه خود عالم و عارف باشد بر آنكه بنده مضطرّ به شرّ قادر و مستطيع بر أخذ آن أمر نيست .
يا آن بنده را نهى و انزاع فرمايد از چيزى كه آن بنده متحيّر مضطرّ قدرت بر ترك آن نداشته باشد . پس آنگاه آن بنده را حضرت اله بواسطهء گناه ترك أمر او كه خود عالم بود بر آنكه آن بنده حيران را قدرت و استطاعت


صفحه 283


أخذ و عمل آن بىشبهه و گمان نيست ، مع هذا در يوم الحساب آن بنده را عتاب و عقاب نمايد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله ( ع ) جمعى كه در سعت رزق و غنا فارغ البال و بواسطهء آن بحصول دواعى و خواهش نفس مرفّه الحالاند ، آن جماعت بچه سبب مستحقّ آن احسان و رويّت از حضرت ربّ العزّت گشتند و نيز جمعى از فقر آنچه وسيلهء تقصير پيوسته در تضييق و تغيّر و محتاج و بىعزّ در نظر خلايق زار و حقيرند .
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
أغنيا را باعطا اختيار و امتحان نمود تا به بيند كه شكر سپاس ايشان در باب نعم و احسان بچه كيفيّت و عنوانست و فقرا را از سعت رزق و شرف مال منع نمود تا ببيند كه صبر ايشان در آن باب به چسان است .
و وجه ديگر در باب ثروت أغنيا و عسرت فقرا آنست كه آنچه حضرت عزّ و جلّ بواسطهء بعضى معيّن و مسجّل گردانيد بعضى ايشان را در همين نشأ حيات دنيوى بايشان معجّل رساند و گروهى را در وقت حاجت در آجل به ايشان مفوّض گرداند .
و وجه ديگر در باب غنا أغنيا و فقر طايفه فقرا آنست كه حضرت عزّ و جلّ عالم بقدرت و تحمّل هر قوم است لهذا هر قوى را بقدر تحمّل ايشان اعطا و احسان نمود و اگر واجب تعالى تمامى خلق را أغنياء ميگرداند هر آينه دنيا خراب و تدبير آن فاسد بىآب و تاب شدى و أهل دنيا بسوى سرور و عنا ميل كند ليكن حضرت مهيمن بعضى أهل دنيا را ممدّ و معاون بعضى ديگر گردانيد و جمعى را سبب رزق گروهى ديگر ساخت و برخى را بواسطهء ضروب أعمال و


صفحه 284


تعليم صناعات أفعال و أنواع مقرّر داشت و هيچ أحدى را بغير شغل و أمر نگذاشت و اين نوع كه حضرت قادر عالم در حقّ بنى آدم بعمل آورد ، اين بجهت بقاء نوع انسانى أدوم و در تدبير أصحّ و أتمّ است بعد از آن اختيار و امتحان أغنيا باستعطاف و مهربانى ايشان نسبت بفقيران نمود ، و اين لطف و رأفت و احسان و مرحمت است از حضرت حكيم كه أصلا آن را عيب در تدبير و قدرت او نيست نسبت بانسان .
زنديق گفت : طفل صغير بچه سبب و تقصير مستحقّ اوجاع و أمراض گرديد نه گناه او بحيّز عمل و نه جرم در نامهء عملش مسجّل گرديد تا سزاوار آن أمراض و علل گردد .
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود كه : مرض بچند وجه است مرض بلوى و امتحان و مرض عقوبت عصيان و مرض كه علَّت فناء و سپردن جانست و ترا زعم چنانست كه هر كسى كه او سياست بدن خود كند در مأكل و مشرب .
يعنى : هر چه مشتهى نفس و ارادهء آز و هوس بود در پى آن نرود و نظر در أحوال خود كند و ضار از نافع بشناسد از آنچه تناول كند هرگز مريض نشود و گمانت آنست كه مرض از غذاهاى بد و از آب و شراب ناگوار يا از علَّت كه با مادر بود در مولود أثر نمود و اين قول بآن ماند كه تو نيز ميل كنى به قول شخصى كه ميگويد كه موت و مرض از مطعم و مشربست اگر چنين بودى بايستى كه حكماى دانا كه أعلم بمضارّ و منافع أشياء بودند و در مطعم و مشرب احتياط تمام مينمودند در سلسلهء أموات منخرط نگردند .
و حال آنكه ارسطاطاليس كه معلَّم الأطبّاء و استاد أحذقا بود و افلاطون


صفحه 285


كه رئيس الحكماء و استاد همه بود و جالينوس كه حكيم فيلسوف بود مردند مىبايست كه هر يك بكمال پيرى رسيد بينى و بصر ايشان بغايت باريك گشتى و چون هر يك بساحت مرگ نزول نمودند موت از ايشان دفع نشد و نتوانستند كه حفظ نفسشان و نظر بآنچه موافق بود نمايند .
بسا مريضى كه از علاج معالج مرض او زياده شدى و بسا از طبيبان عالم بصير و معالجان دانا و خبير بود بدردها و ماهر بعلَّتها كه مردند و پى به معالجه نفس خود نبردند ، و بسا جاهل بطبّ و بىخبر از علم و آداب كه بعد از آن طبيب ماهر زمان بسيار بحيات مستعار باقى پايدار بودند پس آن طبيب را نفع بعلم طبّ حاصل نشد در هنگام انقطاع مدّت حيات و أمل و انفصام زمام زندگى و حضور أجل و اين جاهل طبّ را با بقاء مدّت حيات و تأخير أجل هيچ نوع آزار و ضرر از جهل نرسيد .
بعد از آن حضرت امام الأنام ( ع ) فرمود : كه أكثر اطبّاء ميگويند كه أنبياء و رسل عالم بعلم طبّ و عمل آن نبودند بنا بر قول ايشان و بر قياس زعم آن طايفه انبيا را چه احتياج بعلم طبّ است .
چه ايشان حجج خداى منّان بر خلقان و امناء حضرت رحيم الرّحمن در زمين و زمان و خازنان علم و عرفان و وارثان حكمت ايزد سبحان و هاديان به سوى واحد ديّان و داعيان همگى و تمامى بندگان بطاعت حضرت قادر بىامتناناند و من أكثر اطبّا را يافتم كه ببلاياى مذهب خود گرفتارند و منكر - سبيل أنبياء و تكذيب كتب منزله بآن أعيان از حضرت ايزد تعالى بودند و وجه زهد من از طبّ ايشان و عدم رغبت من بحاملى آن همين است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام تو چون تزهّد نمائى و رغبت به


صفحه 286


قوم ننمائى كه تو مؤدّب و بزرگتر ايشان باشى .
امام الخلائق أبى عبد الله جعفر الصّادق فرمود كه : من چون شخصى كه ماهر در علم طبّ و متفرّد در فهم آن فنّ و ادب بود و او را ديدم و سؤال از آن طبيب از هر چه كرده پرسيدم و أصلا از آن واقف و دانا نبود و اسئله آن بود كه از طبيب چون حقيقت أحوال او استعلام نموديم او واقف بر حدود نفس خود و تأليف بدن او و تركيب اعضا و مجراى اغذيه در أعضاء و جوارح او و از مخرج نفس و روح او و از حركت لسان مستقرّ كلام و بيان او و نور بصر و انتشار ذكر و اختلاف شهوات آن طبيب و ريختن عبرات آب چشم او و مجمع سمع او و موضع عقل او و مسكن روح او و مخرج عطسهء او و هيجان غموم او و أسباب سرور او و علَّت آنچه حادث گردد در او و أبكم و أصمّ از كرى و گنگى و غير اينها أصلا او را هيچ گونه علم و اطَّلاع نبود و اطبّا بغير كه سخنان چند خود پسنديدند و علل كه در ميان ايشان خود بخود تجويز آنها نمودند و بوسيلهء همين خود را طبيب ميدانند زنديق گفت : يا أبا عبد الله مرا خبر ده از خداى عزّ و جلّ آيا او را شريك در ملك و مضادّ در تدبير هست يا نه ؟
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود : نه زنديق گفت : پس اين فساد كه موجود در اين عالم است از درندگان ضارّه و دد و دام مؤذيه و هوام مخوفه خلايق بسيار كه بغايت در صورت زشت و در فعل بد كردارند موجود گردانيد و دود و پشه و مار و عقرب و أمثال اين حشرات براى چه ايجاد نمود .
و حال آنكه زعم شما آنست كه حضرت ربّ العباد هيچ چيزى از موجودات را بغير علَّت ايجاد موجود نگردانيد بواسطهء آنكه حكيم كار عبث نخواهد كرد .


صفحه 287


أبو عبد الله عليه السّلام فرمود كه آيا زعم شما آنست كه عقارب نفع دهد اوجاع مثانه و حصاة و آن كسى را كه پيوسته در خواب بول در فراش كند و نيز زعم شما آنست كه أفضل ترياق آنست كه از لحوم أفاعى معمول گردد .
بدرستى كه اگر لحوم أفاعى با شبّ بخورد مجذوم دهند نفع دهد و نيز زعم شما آنست كه كرم سرخ كه در تحت الأرض است نافع است از براى أكله صاحب صحاح گويد : كه اكله بكسر حكه و شب مشابه است بزاج .
زنديق گفت : آرى .
حضرت امام جعفر عليه السّلام فرمود كه : امّا بعوض و بقّ ، بعضى أسباب ايجاد اينها آنست كه حضرت ايزد خلَّاق آن حشرات أرزاق طيور گردانيد و نيز جبّار متمرّد را بآن پشّه اهانت نمود و آن مردود نمرود بود كه جبر و تكبّر كرده منكر ربوبيّت حضرت ربّ العزّة گرديد .
لهذا حضرت واجب الوجود آن مطرود را بأضعف موجودات عذاب فرمود و قدرت و عظمت خود بر ساير بريّت ظاهر نمود و آن پشه بود كه داخل سوراخ بينى او گشت تا بدماغ او رسيد و شروع در أكل مغز آن كافر پاى نغز نمود و او را بقتل رسانيد .
اى زنديق بدان كه ما بر هر چيز توقّف نمائيم از آنچه حضرت ايزد تعالى خلق را ايجاد فرمود كه : گوئيم آن را براى چه خلق نمود و بواسطهء انشاء و اختراع فرمود لكن نامساوى با ايزد بارى در علم ما و علم او خواهيم بود ، در آنچه از معلوماتست و استعانت ما از حضرت واجب تعالى است در معلومات كه ميان ما و او مساواتست .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله ( ع ) مرا خبر ده كه آيا در خلق حضرت ايزد