بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 312


حضرت امام الأنام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه شرك عبارت از ضمّ شىء است بذات واحد كه مثل آن شىء ديگر نيست و شكّ عبارت از آنست كه آن كس بدل اعتقاد بآن چيزى كه باو رسيده ننمايد .
زنديق گفت : آيا عالم جاهل گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود بلى عالم بما يعلم و جاهل بما يجهل گردد يعنى هر چه ميداند عالم بآنست و آنچه نميداند جاهل است بآن .
زنديق گفت : سعادت كدام و شقاوت چيست ؟
امام الهمام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : سعادت سبب خير است كه سعيد بآن متمسّك شود تا او را بسوى نجات رساند و شقاوت شرّ است كه شقىّ بآن تمسّك نمايد پس او را بهلاكت كشاند و خدا يتعالى عالم بهمهء اينها است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام مرا خبر ده از حقيقت سراج كه چون فرو نشيند نورش بكدام مقام رفته آرام گيرد ؟
آن حضرت فرمود كه : ضوء سراج ميرود و هرگز عود نكند .
زنديق گفت : چه چيز شما را مانع است و منكر دارد از آنكه انسان نيز مثل و مانند آن سراج وهّاج باشد كه چون از ضوء بازماند ديگر هرگز نور باو رجعت ننمايد انسان نيز چون بفرمان قادر بيچون وفات يابد و روح از بدن او مفارقت كند بعد هذا هرگز روح بأمر مهيمن سبّوح رجعت بجسم آن ميّت نكند چنانچه ضوء منطقى از سراج رجعت بآن نفرمايد .
حضرت امام الأمجد جعفر بن محمّد بن على عليهم السّلام فرمود كه :


صفحه 313


قياس تو بصواب در اين باب بىشبهه و ارتياب نيست زيرا كه آتش در أجسام مكمّن است و أجسام قايم بأعيان آنست مثل سنگ و آهن كه چون يكى از اينها را بديگرى زنند آتش از ميان اين دو جنس ساطع و لامع گردد اقتباس ضوء سراج از آن آتش كنند كه از سنگ و آهن حاصل گشته .
پس آتش در أجسام ثابت و ضوء ذاهب است و روح بحكم قادر سبّوح جسم رقيق است كه ملبّس بلباس قالب كثيف شده و آن بمنزلهء سراج نيست كه تو ذكر آن كردى آن پروردگار قادر عالم كه از آب صافى خلق جنين در رحم نمود و در او تركيب ضروب مختلفه و عروق و عصب متفاوته و أسنان ، و استخوان و موى و غير آن فرمود همان احياى مردگان بعد از موت ايشان و فناء أجسام و أبدان مينمايد و اين بر عاقل نكته‌دان بعد از تدبّر و تفكَّر فراوان ثقيل و گران نمىنمايد بلكه در غايت ظهور و عيان نمايد .
زنديق گفت : پس روح بعد از مفارقت أبدان بكدام مكان رود ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد ( ع ) فرمود كه روح بأمر ايزد سبّوح در بطن زمين در مكان مصرع و مدفن أبدان مكين گردد تا هنگام بعث مخلوقين .
و در بعضى أحاديث معتبر بنظر مترجم أحقر رسيد كه أرواح را مكان علاحدّه است وراء عالم برزخ و آن را عالم أرواح نامند و چون تمامى خلقان از دو صفت بيرون نيستند محسن يا مسىء عالم أرواح نيز دو است هر گاه روح محسن از دار المحنهء دنيا متوجّه مكان و محلّ روح نيكوكاران گردد ، چون قريب بآن مكان شود جمعى از أقوام و خويشان نيكوكاران كه پيشتر بآن مكان آمده‌اند استقبال او نمايند و از و استعلام أحوال متخلَّفان دنيا ميفرمايند اگر روح جديد الورود گويد كه من او را بر صفت حيات باقى گذاشته‌ام أرواح


صفحه 314


گويند كه اميد است كه او بعد از وفات ناجى باشد و بنزد ما آيد كه فلانى ، و فلانى قبل از اين وفات يافتند بيكديگر گويند كه چون نزديك ما نيامدند مشخّص شد كه خاسر و زيانكار و هلاك و گرفتارند البتّه امّا روح مسىء در مقام هوان و خوارى و در موضع ذلَّت و سوگوارى است و چون روح از دار الملك دنيا بآنجا رسد أرواح بعد از ملاقات و حسرت أحوال او خبر از خويش و أقرباء دنيا پرسند اگر گويد كه فلانى در دنيا باقيست اميد نجات او دارند .
و اگر گويد كه پيشتر از اين وفات يافته با يك ديگر گويند چون باينجا نيامد البتّه نجات از اين عذاب و عقاب يافت .
و از حضرت امام الباطن و الظَّاهر محمّد بن علىّ الباقر عليهما سلام الله الملك الغافر مرويست كه أرواح با يك ديگر حلقه حلقه نشينند و أكل و شرب نمايند و روح هر كس كمال مشابهت و مماثلت بصورت مثالى آن كس به حكم ايزد تعالى و تقدّس پيدا كند چنانچه اگر كسى روح مثالى كسى را به نظر آرد گويد كه اين فلانى است الحاصل در روح كه مخلوق قادر سبّوح است در او خلاف و اختلاف بسيار است و أفضل المتقدّمين و المتأخّرين شيخ بهاء الملَّة و الدّين العاملى أسكنه الله تعالى في الفردوس العالى در بعضى از مصنّفات خويش مسمّى بكشكول چهارده قول در باب روح نقل نمود ، و مترجم بعضى از آن أقوال كه باعتقاد اين شكسته بال بصحّت أقرب و بقرآن و حديث أنسب بود در بعضى از مؤلَّفات خويش كه ترجمهء الاعتقاداتست به أوضح البرهان بيان نمود و الله أعلم بالصّواب .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله روح مصلوب بكجا مخفى و محجوب گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :


صفحه 315


روح مصلوب در كف فريشته‌ايست كه قبض روح نموده تا هنگامى كه آن مصلوب را در زمين مدفون محجوب گردانند و چون آن مصلوب مدفون گردد روح او بنزديك او ممكَّن گردانند .
زنديق گفت : مرا خبر ده از روح كه آيا آن غير از خون است يا نه ؟
حضرت أبى عبد الله ( ع ) فرمود كه : نعم ، روح كه من براى تو وصف و بيان آن كردم مادّهء آن از خونست زيرا كه از دم صفاى لون و رطوبت ، و تراوت جسم است بلكه حسن صوت و كثرت ضحك نيز از دم است پس چون خون بفرمان حضرت بيچون منجمد و زبون گردد روح از بدن بيرون رود .
زنديق گفت : آيا روح وصف به سبكى و سنگينى و وزن گردد ؟
حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود روح به منزلهء ريح است در مشك كه چون مشك مملوّ از باد گردد هيچ چيز در وزن آن نيفزايد و چون باد از آن بيرون آيد نقصان در آن پديد نيايد روح نيز چنين است كه آن را ثقل و وزن نيست .
زنديق گفت : مرا از جوهر ريح خبر كن .
حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه ريح هواى متحرّك است ، يعنى اگر هوا حركت كند او را ريح گويند و چون ساكن باشد هواست و به باد قوام دنيا است اگر سه روز باد بأمر خلَّاق العباد در دنيا نجهد هر آينه هر چه در روى زمين است فاسد و فتن گردد زيرا كه ريح بمنزلهء مروحه است كه دفع فساد از تمامى أشياء كند و آنها را متطيّب و نيكو گرداند و باد بمنزلهء روحست چون روح از بدن بيرون رود البتّه جسم متغيّر گردد * ( فَتَبارَكَ الله أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ) * .


صفحه 316


زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام آيا روح بعد از خروج از بدن متلاشى ميگردد يا باقى بهمان حال است ؟
حضرت جعفر بن محمّد الصّادق الأمين رضوان الله عليهم أجمعين فرمود كه بلكه روح باقى است تا وقتى كه اسرافيل صور أوّل در زند در آن هنگام تمامى أشياء باطل و فنا گردد پس حس و محسوس نگردد بلكه جميع أشياء فانى گردد يعنى هيچ چيز بغير ذات حضرت واجب الوجود عزيز باقى نماند ، و چون اسرافيل بحكم قادر بيچون صور دردمد دوّم تراب أشياء فانيهء موجود هر چند متفرّق باشد بفرمان ايزد خالق در يك جا جمع گردد و بعد از نفخ صور سيّم حضرت قادر تعالى اعاده و ايجاد أشياء چنانچه در مرتبهء اوّلى بغير مادّهء واضحه هويدا ظاهر و پيدا نموده كرّهء ثانيه نمايد و از نفخ صور اوّلى تا نفخهء ثانيه چهار صد سال است خلايق بواسطهء تمادى أيّام أحوال بين النفختين بر گردند .
پس آنگاه حضرت واهب اله جميع خلايق را بجايگاه آرامگاه دهد و بعد از تشخيص حساب هر كسى را بمحلّ و مآب كه بجزاى عمل و اكتساب - لايق و مستحقّ آن باشد عطا و احسان نمايد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام بعث و ايجاد أبدان بعد از آنكه پوسيده و متفرّق شده باشد چنانچه يك عضوى او را در شهرش سباع و ساير درّندگان أكل آن نمودند و عضوى ديگر را هوام و حشرات الأرض قطعه قطعه كرده باشند و عضو ديگر تراب يعنى خاك بىتاب و آب گشته و بنّاء آن خاك را برداشته و با گل بناى عمارت گذاشته باشد بغايت از عقل دور و از شيوهء خرد مهجور است .


صفحه 317


حضرت امام الاتقياء أبى عبد الله عليه التّحيّه و الثّناء فرمود كه : حضرت واجب الوجود كه ابداع و انشاء خلقان بغير مادّه و بنيان در مرتبه اوّلى از غير شىء و تصوير او را بر غير مثالى كه در سابق بر او بوده باشد فرمود همان خداى منّان قدرت بر ايجاد و بعث و اعاده و خلقت خلقان بنوع اوّل دارد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله از اين واضحتر براى من بيّن و ظاهر گردان حضرت امام الانس و الجانّ عليه السّلام فرمود كه : روح بحكم قادر سبّوح در مكان مقيم و در محلّ خود مستقيم است چنانچه روح محسن در ضياء و فسحت و روح مسىء بدبخت در ضيق ظلمت است ليكن بدن خاك گردد همان نوع كه پيشتر از ايجاد بشر بر آن صفت مستمرّ بود .
امّا آنچه هوام و درّندگان از خلايق اكل نمودند يا پاره پاره فرمودند كه در جوف شكم جانوران مقيم و مستحكم گرديد چون رجعت همگى بخاك است تمامى آن در تراب بأمر ايزد وهّاب محفوظست در نزد آن كس يعنى ايزد تعالى و تقدّس هيچ مثقال ذرّه در ظلمات زمين بر آن رحيم الرّحمن پوشيده ، و پنهان نيست و او عالم و عارف و شاهد و واقف بر حقايق عدد أشياء و وزن آن بىشبهه و گمانست .
اى زنديق خاك روحانيّين بمنزلهء طلاى أحمر خالص در تراب دفين است و چون بحكم حضرت ربّ غفور هنگام بعثت و أيّام نشور رسد زمين ممطر گردد بمطر نشور ، پس زمين چون بباران نشور تر گردد آن زمين بأمر ربّ العالمين في الجمله ببالا آمده ، بعد از آن بدرد زائيدن آيد و بيرون آورد بيقين از جوف بطن خود آنچه از مخلوقين در او مخزون و دفين است و كراء خود را پاك گرداند و خاك أبدان روحانيّين مانند طلاى آلوده بخاك كه آن را به


صفحه 318


آب بسته باشند و پاك ساخته و مانند مسكه[1]كه از دوغ بيرون آورده باشند بيرون آيد ، پس تراب هر قالب در نزد آن قالب جمع گردد بعد از آن ، آن خاك بحكم خداى عزّ و جلّ منتقل بمكان كه روح در آن محلّ است نمايد پس صورت هر صور باذن مصوّر مثل شكل أوّل مخلوق و موجود گردد .
و آنگاه بأمر و حكم آله ابلاغ روح در آن صور بود پس در هنگام كه آن شخص مستوى گردد ، و خود را ملاحظه نمايد صورت خود را از صنعت اوّل در هيچ وجه كمتر نبيند .
زنديق گفت : مرا خبر ده از مردمان كه آيا در محشر برهنه و عريان در روز قيامت حاضر گردند ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود كه خلايق بأمر ايزد خالق در محشر بأكفان خود بواسطهء حساب حاضر شوند .
زنديق گفت : يا امام ( ع ) در آن زمان أثر از أكفان نخواهد بود بلكه همگى آن پوسيده چنانچه أصلا از آن أثر ظاهر و عيان نيست .
امام النّاطق جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود : معبود مجيد كه :
ايشان را احياء نمود أكفان آن جماعت را نيز تجديد خواهد فرمود .
زنديق گفت : كسى كه مدفون بغير كفن گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : عورت او را حضرت ستّار به هر چه خواهد مىپوشاند از آنچه در نزد خداى تبارك و تعالى است .
زنديق گفت : آيا خلايق بر واجب تعالى عين صفة الخلق بر صفوف ايستاده عرض أعمال خود نمايند ؟


[1]مسكه : يعنى كره كه در عربى زبد گويند .


صفحه 319


امام الجنّ و البشر أبى عبد الله جعفر بن محمّد بن على عليه السّلام فرمود : نعم خلايق در آن روز يك صد و بيست هزار صف در عرض زمين - است .
زنديق گفت : آيا وزن أعمال نميكنند ؟
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود كه : أعمال أجسام - نيست و جز اين كه أعمال صفت أفعال است أمر ديگر نيست و صفت شىء موزون نشود و محتاج بوزن شىء كسى است كه جاهل از عدد أشيا و عالم و عارف بثقل و خفّت آنها نباشد و امّا بر خداى تبارك و تعالى هيچ چيز مخفى و پوشيده نيست .
زنديق گفت : پس معنى ميزان چيست ؟
حضرت امام جعفر عليه السّلام فرمود كه : ميزان عبارت از عدل است .
زنديق گفت : پس معنى ميزان در كتاب ايزد منّان در آيهء : * ( فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه ) * چيست ؟
حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : ثقل ميزان عبارت از رجحان عمل است .
زنديق گفت : مرا خبر ده آيا در نار دوزخ هيچ عذاب ديگر نبود كه حضرت معبود قانع بآن عتاب گشته بندگان خود را بآن معذّب گرداند و ايشان را بحيّات و عقارب عذاب و عقاب بفرمايد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
حضرت ايزد وهّاب قومى بحيّات و عقارب عذاب كند كه زعم آن مردم چنانست كه ايشان از مخلوقات حضرت خالق الأرض و السّموات نيستند ، بلكه شريك