بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 314


گويند كه اميد است كه او بعد از وفات ناجى باشد و بنزد ما آيد كه فلانى ، و فلانى قبل از اين وفات يافتند بيكديگر گويند كه چون نزديك ما نيامدند مشخّص شد كه خاسر و زيانكار و هلاك و گرفتارند البتّه امّا روح مسىء در مقام هوان و خوارى و در موضع ذلَّت و سوگوارى است و چون روح از دار الملك دنيا بآنجا رسد أرواح بعد از ملاقات و حسرت أحوال او خبر از خويش و أقرباء دنيا پرسند اگر گويد كه فلانى در دنيا باقيست اميد نجات او دارند .
و اگر گويد كه پيشتر از اين وفات يافته با يك ديگر گويند چون باينجا نيامد البتّه نجات از اين عذاب و عقاب يافت .
و از حضرت امام الباطن و الظَّاهر محمّد بن علىّ الباقر عليهما سلام الله الملك الغافر مرويست كه أرواح با يك ديگر حلقه حلقه نشينند و أكل و شرب نمايند و روح هر كس كمال مشابهت و مماثلت بصورت مثالى آن كس به حكم ايزد تعالى و تقدّس پيدا كند چنانچه اگر كسى روح مثالى كسى را به نظر آرد گويد كه اين فلانى است الحاصل در روح كه مخلوق قادر سبّوح است در او خلاف و اختلاف بسيار است و أفضل المتقدّمين و المتأخّرين شيخ بهاء الملَّة و الدّين العاملى أسكنه الله تعالى في الفردوس العالى در بعضى از مصنّفات خويش مسمّى بكشكول چهارده قول در باب روح نقل نمود ، و مترجم بعضى از آن أقوال كه باعتقاد اين شكسته بال بصحّت أقرب و بقرآن و حديث أنسب بود در بعضى از مؤلَّفات خويش كه ترجمهء الاعتقاداتست به أوضح البرهان بيان نمود و الله أعلم بالصّواب .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله روح مصلوب بكجا مخفى و محجوب گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :


صفحه 315


روح مصلوب در كف فريشته‌ايست كه قبض روح نموده تا هنگامى كه آن مصلوب را در زمين مدفون محجوب گردانند و چون آن مصلوب مدفون گردد روح او بنزديك او ممكَّن گردانند .
زنديق گفت : مرا خبر ده از روح كه آيا آن غير از خون است يا نه ؟
حضرت أبى عبد الله ( ع ) فرمود كه : نعم ، روح كه من براى تو وصف و بيان آن كردم مادّهء آن از خونست زيرا كه از دم صفاى لون و رطوبت ، و تراوت جسم است بلكه حسن صوت و كثرت ضحك نيز از دم است پس چون خون بفرمان حضرت بيچون منجمد و زبون گردد روح از بدن بيرون رود .
زنديق گفت : آيا روح وصف به سبكى و سنگينى و وزن گردد ؟
حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود روح به منزلهء ريح است در مشك كه چون مشك مملوّ از باد گردد هيچ چيز در وزن آن نيفزايد و چون باد از آن بيرون آيد نقصان در آن پديد نيايد روح نيز چنين است كه آن را ثقل و وزن نيست .
زنديق گفت : مرا از جوهر ريح خبر كن .
حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه ريح هواى متحرّك است ، يعنى اگر هوا حركت كند او را ريح گويند و چون ساكن باشد هواست و به باد قوام دنيا است اگر سه روز باد بأمر خلَّاق العباد در دنيا نجهد هر آينه هر چه در روى زمين است فاسد و فتن گردد زيرا كه ريح بمنزلهء مروحه است كه دفع فساد از تمامى أشياء كند و آنها را متطيّب و نيكو گرداند و باد بمنزلهء روحست چون روح از بدن بيرون رود البتّه جسم متغيّر گردد * ( فَتَبارَكَ الله أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ) * .


صفحه 316


زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام آيا روح بعد از خروج از بدن متلاشى ميگردد يا باقى بهمان حال است ؟
حضرت جعفر بن محمّد الصّادق الأمين رضوان الله عليهم أجمعين فرمود كه بلكه روح باقى است تا وقتى كه اسرافيل صور أوّل در زند در آن هنگام تمامى أشياء باطل و فنا گردد پس حس و محسوس نگردد بلكه جميع أشياء فانى گردد يعنى هيچ چيز بغير ذات حضرت واجب الوجود عزيز باقى نماند ، و چون اسرافيل بحكم قادر بيچون صور دردمد دوّم تراب أشياء فانيهء موجود هر چند متفرّق باشد بفرمان ايزد خالق در يك جا جمع گردد و بعد از نفخ صور سيّم حضرت قادر تعالى اعاده و ايجاد أشياء چنانچه در مرتبهء اوّلى بغير مادّهء واضحه هويدا ظاهر و پيدا نموده كرّهء ثانيه نمايد و از نفخ صور اوّلى تا نفخهء ثانيه چهار صد سال است خلايق بواسطهء تمادى أيّام أحوال بين النفختين بر گردند .
پس آنگاه حضرت واهب اله جميع خلايق را بجايگاه آرامگاه دهد و بعد از تشخيص حساب هر كسى را بمحلّ و مآب كه بجزاى عمل و اكتساب - لايق و مستحقّ آن باشد عطا و احسان نمايد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام بعث و ايجاد أبدان بعد از آنكه پوسيده و متفرّق شده باشد چنانچه يك عضوى او را در شهرش سباع و ساير درّندگان أكل آن نمودند و عضوى ديگر را هوام و حشرات الأرض قطعه قطعه كرده باشند و عضو ديگر تراب يعنى خاك بىتاب و آب گشته و بنّاء آن خاك را برداشته و با گل بناى عمارت گذاشته باشد بغايت از عقل دور و از شيوهء خرد مهجور است .


صفحه 317


حضرت امام الاتقياء أبى عبد الله عليه التّحيّه و الثّناء فرمود كه : حضرت واجب الوجود كه ابداع و انشاء خلقان بغير مادّه و بنيان در مرتبه اوّلى از غير شىء و تصوير او را بر غير مثالى كه در سابق بر او بوده باشد فرمود همان خداى منّان قدرت بر ايجاد و بعث و اعاده و خلقت خلقان بنوع اوّل دارد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله از اين واضحتر براى من بيّن و ظاهر گردان حضرت امام الانس و الجانّ عليه السّلام فرمود كه : روح بحكم قادر سبّوح در مكان مقيم و در محلّ خود مستقيم است چنانچه روح محسن در ضياء و فسحت و روح مسىء بدبخت در ضيق ظلمت است ليكن بدن خاك گردد همان نوع كه پيشتر از ايجاد بشر بر آن صفت مستمرّ بود .
امّا آنچه هوام و درّندگان از خلايق اكل نمودند يا پاره پاره فرمودند كه در جوف شكم جانوران مقيم و مستحكم گرديد چون رجعت همگى بخاك است تمامى آن در تراب بأمر ايزد وهّاب محفوظست در نزد آن كس يعنى ايزد تعالى و تقدّس هيچ مثقال ذرّه در ظلمات زمين بر آن رحيم الرّحمن پوشيده ، و پنهان نيست و او عالم و عارف و شاهد و واقف بر حقايق عدد أشياء و وزن آن بىشبهه و گمانست .
اى زنديق خاك روحانيّين بمنزلهء طلاى أحمر خالص در تراب دفين است و چون بحكم حضرت ربّ غفور هنگام بعثت و أيّام نشور رسد زمين ممطر گردد بمطر نشور ، پس زمين چون بباران نشور تر گردد آن زمين بأمر ربّ العالمين في الجمله ببالا آمده ، بعد از آن بدرد زائيدن آيد و بيرون آورد بيقين از جوف بطن خود آنچه از مخلوقين در او مخزون و دفين است و كراء خود را پاك گرداند و خاك أبدان روحانيّين مانند طلاى آلوده بخاك كه آن را به


صفحه 318


آب بسته باشند و پاك ساخته و مانند مسكه[1]كه از دوغ بيرون آورده باشند بيرون آيد ، پس تراب هر قالب در نزد آن قالب جمع گردد بعد از آن ، آن خاك بحكم خداى عزّ و جلّ منتقل بمكان كه روح در آن محلّ است نمايد پس صورت هر صور باذن مصوّر مثل شكل أوّل مخلوق و موجود گردد .
و آنگاه بأمر و حكم آله ابلاغ روح در آن صور بود پس در هنگام كه آن شخص مستوى گردد ، و خود را ملاحظه نمايد صورت خود را از صنعت اوّل در هيچ وجه كمتر نبيند .
زنديق گفت : مرا خبر ده از مردمان كه آيا در محشر برهنه و عريان در روز قيامت حاضر گردند ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود كه خلايق بأمر ايزد خالق در محشر بأكفان خود بواسطهء حساب حاضر شوند .
زنديق گفت : يا امام ( ع ) در آن زمان أثر از أكفان نخواهد بود بلكه همگى آن پوسيده چنانچه أصلا از آن أثر ظاهر و عيان نيست .
امام النّاطق جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود : معبود مجيد كه :
ايشان را احياء نمود أكفان آن جماعت را نيز تجديد خواهد فرمود .
زنديق گفت : كسى كه مدفون بغير كفن گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : عورت او را حضرت ستّار به هر چه خواهد مىپوشاند از آنچه در نزد خداى تبارك و تعالى است .
زنديق گفت : آيا خلايق بر واجب تعالى عين صفة الخلق بر صفوف ايستاده عرض أعمال خود نمايند ؟


[1]مسكه : يعنى كره كه در عربى زبد گويند .


صفحه 319


امام الجنّ و البشر أبى عبد الله جعفر بن محمّد بن على عليه السّلام فرمود : نعم خلايق در آن روز يك صد و بيست هزار صف در عرض زمين - است .
زنديق گفت : آيا وزن أعمال نميكنند ؟
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود كه : أعمال أجسام - نيست و جز اين كه أعمال صفت أفعال است أمر ديگر نيست و صفت شىء موزون نشود و محتاج بوزن شىء كسى است كه جاهل از عدد أشيا و عالم و عارف بثقل و خفّت آنها نباشد و امّا بر خداى تبارك و تعالى هيچ چيز مخفى و پوشيده نيست .
زنديق گفت : پس معنى ميزان چيست ؟
حضرت امام جعفر عليه السّلام فرمود كه : ميزان عبارت از عدل است .
زنديق گفت : پس معنى ميزان در كتاب ايزد منّان در آيهء : * ( فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه ) * چيست ؟
حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : ثقل ميزان عبارت از رجحان عمل است .
زنديق گفت : مرا خبر ده آيا در نار دوزخ هيچ عذاب ديگر نبود كه حضرت معبود قانع بآن عتاب گشته بندگان خود را بآن معذّب گرداند و ايشان را بحيّات و عقارب عذاب و عقاب بفرمايد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
حضرت ايزد وهّاب قومى بحيّات و عقارب عذاب كند كه زعم آن مردم چنانست كه ايشان از مخلوقات حضرت خالق الأرض و السّموات نيستند ، بلكه شريك


صفحه 320


مهيمن سبحان خلق و ايجاد ايشان نمود لهذا حيّات و عقارب در نشاء آخرت بر آن جماعت بىشبهه مسلَّط و آن طايفه را بآن بلايا و شدّت مرتبط گرداند تا در نيران عالم وبال كه بواسطهء جحد و انكار ذات واحد متعال مستحقّ آن شدند بچشند و بدانند كه ايشان منكران صنعت حضرت ربّ العزّتاند .
زنديق گفت : از كجا ميگوئى كه أهل جنّت چون أكل ثمرهء بهشت كنند و ميوه از درخت تناول نمايند بحكم واهب العطيّه مثل همان ميوه كه تو چيده بدل آن در همان موضع معاودت كند ؟
حضرت امام الأمين جعفر بن محمّد الصّادق عليهم السّلام أجمعين فرمود كه : نعم اين چنين است بر قياس ضوء اسراج كه قابس چون از اقتباس روشنائى كند و چراغ خود از آن سراج بحكم قادر وهّاج درگيرد چيزى از سراج مقتبس منه نقصان نپذيرد و دنيا را از آن يك سراج پرتوان گردانيد كه أصلا از آن كمى و نقصان ظاهر و عيان نگردد .
زنديق گفت : نه ، ايشان از أثمار أشجار جنان و غير آن أكل و شرب مينمايند و قوم را زعم آنست كه آن امّت را در آن مكان قضاء حاجت كه عبارت از تقاضاى بول و غايط است نيست .
حضرت امام الامّه فرمود كه بلى ، چنانست بواسطهء آنكه غذاى أهل چنان بىشبهه بتحقيق بغايت صاف و رقيق است و بحكم عزّ و جلّ أصلا در او ثقل نيست و آن از أجساد آن أنام بعرق بيرون رفته چنانچه أثر آن در بدن نمايد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام پس اين چگونه است كه هر گاه


صفحه 321


زوج حور العين با ايشان ملاقات كند آن جماعت باكره باشند .
حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود : بلى اين چنين است ، زيرا كه حضرت خالق مجيب حوراء حسنا را مخلوق از طيب گردانيد كه أصلا عاهت در أجسام ايشان معترى و آفت بأجساد آن طايفه محتوى نگردد و در ثقب حوراء هيچ شىء از أشياء مجرى نيايد و آن ثقبه مدنّس و ملوّث خون نفاس و حيض نگردد . پس رحم حوران بهم بسته است به واسطهء آنكه در رحم حور براى سرايت احليل مجرائى نيست .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام حوران را چنين گويند كه هفتاد حلَّه پوشند و شوهران ايشان در وراى حلل و بدن مغز ساق آن طايفه را ميتوانند ديد .
حضرت امام أبى عبد الله عليه التّحيّة و الثّناء فرمود كه : نعم آرى چنين است چنانچه شما دراهم كه در آب صاف انداخته باشند اگر چه بقدر رمح باشدى بينيد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام أهل جنّت چون راضى بتنعّم در آن محفل و تغمّم از هر درد و ألم و مشتغل بعيش و طرب دمادم گردند كه هيچ أحدى از ايشان نيست الَّا آنكه پدر يا خويش و پسر يا مادر و برادر در آن محضر مفقود دارد و چون آن جماعت را در جنّت نبيند هيچ شكّ نيست كه گويد : البتّه مسير اين خويشان ما به نيران خواهد بود .
پس آن كس كه داند خويش در جهنّم بهزار گونه بلاياى معذّب و متألَّم است او را چه نوع ذوق عيش جنّت و تنعّم است ؟
حضرت امام النّاطق الأمين رضوان الله و سلامه عليهم أجمعين فرمود