بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 336


است يا حرام بيّن يا مشتبه است ميان اين دو چيز كه أصلا طرف حرمت و حليّة بهيچ أحدى از شما امّت ظاهر نباشد .
پس هر كه در أمثال اين أوقات ترك شبهات كند او را معين نجات از محرّمات است ، و امّا آنكه أخذ شبهات نمايد بىشبهه آن محروم از سعادت ادراك شفاعت سيّد البريّات مرتكب محرّماتست و منخرط است در سلك - هلكات ليكن او را علم بحقيقت آن نيست .
راوى گويد كه : من گفتم يا أبا عبد الله ( ع ) اگر آن دو خبر هر دو از شما مروى و مشتهر باشد كه ثقات روات از شما روايت كنند در آن وقت مترافعين عمل بقول كدام از اين دو نفر مطيعين حضرت أئمّة المعصومين عليه السّلام نمايند ؟
آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : نظر كنند بآن حكم كه موافق كتاب ايزد وهّاب و سنّت رسالتمآب بود و عامّه نيز در آن موافق باشند بدان عمل كنند .
گفتم : جعلت فداك من فداى تو گردم اگر به بينم كه آن دو و فقيه حكمين را به پيش ايشان مرافعه نمودند هر دو حكم آن را از كتاب و سنّت نيكو دانند .
بعد از آن مطَّلع گرديم بآن كه يكى از اين دو چيز موافق است بقول عامّه و خبر آخر مخالف ما بكدام از اين دو خبر مستمسك متشبّث گرديم ؟
حضرت امام النّاطق الأمين جعفر بن محمّد الصّادق سلام الله عليهم أجمعين فرمود كه : نظر كنند بآن خبرى كه عامّه را ميل بآن نباشد و بدان حكم عمل نمايند زيرا كه هر چه مخالف رأى عامّه است در آن براى شما هدايت تامّه است .
گفتم : فداى تو گردم اگر آن هر دو خبر را موافق رأى عامّه يابيم در آن


صفحه 337


أثر ما را اختيار بعمل كدام از آن دو خبر است ؟ آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : نظر كنيد بسوى آنچه حكَّام و قضات ايشان را بالتّمام ميل بدان أمر ناتمام است همگى آن را ترك كنيد ، و آنچه مخالف آراى قضات و حكَّام و غير آن باشد بدان حكم و عمل نمائيد .
من گفتم : اگر حكَّام ايشان در آن دو خبر جميعا متّفق باشند ما را چه بايد كرد ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه : هر گاه حال بدان منوال باشد پس اميدوار باحسان حضرت پروردگار خود گشته آن را موقوف دار تا آنكه ملاقات بامام خود از ائمّة الأبرار نمائى زيرا كه وقوف ، و احتراز در نزد شبهات بسيار بسيار بهتر از وقوع و اقتحام در هلكات است و ايزد تبارك و تعالى مرشد و هادى بريّات است و حافظ و حامى از تمامى زلَّات و زاجر و مانع از ارتكاب خطيآتست .
مصنّف اين كتاب أبو على الطبرسىّ أسكنه الله في الفردوس العالى ميفرمايد كه : اين خبر بر تقدير قياس است كه اگر چنين واقع شود حكمش آنست و الَّا در آثار و أخبار بسيار بسيار كم است كه اين چنين أمر متّفق گردد كه دو خبر كه هر دو مختلف يك ديگر در حكم از احكام باشند كه آن هر دو موافق كتاب و سنّت باشند و اين خبر مثل حكم شستن روى و دستها در وضو بواسطهء بندگى و عبادت لا آله الَّا هو است زيرا كه در أخبار و أحاديث آمده كه هر يك از روى و دستها را يك مرتبه يك مرتبه بشويند و نيز در أخبار آمده كه هر يك را دو مرتبه دو مرتبه بشويند و ظاهر قرآن مقتضى خلاف هيچ از اين دو قول نيست بلكه محتمل هر دو روايتست و مثل اين در أحكام شرع حضرت سيّد المرسلين


صفحه 338


موجود است .
و امّا قول حضرت رسول مجتبى محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه به سائل فرمود كه : ارجه وقف عنده حتّى تلقى امامك بر أصحاب اولو الألباب واضح است كه أمر امّت بتوقّف در آن زمان تا هنگام ملاقات امام ايشان اين در وقتى است كه وصول بخدمت امام ممكن باشد .
و امّا اگر امام غايب باشد و تمكَّن وصول بخدمت آن أولاد رسول نباشد و أصحاب همگى و تمامى اجتماع بر دو خبر كنند و أصلا در آن وقت رجحان روات از اين دو خبر روات ديگر بكثرت و عدالت بيشتر نبود در آن زمان حكم ايشان من باب التّخيير است بهر كدام از اين دو خبر كه اختيار كند مختار است ، و دليل بر آنچه گفتيم : قول حسن بن جهم از حضرت امام رضاء عليه التّحيّة و الثّناء است .
چنانچه حسن مذكور روايت كند كه من روزى معروض رأى فيض - اقتضاى حضرت امام البرايا أبى الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه سلام الله تعالى گردانيدم كه يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از شما به ما أحاديث مختلفه رسد ما را در آن باب حيرت و اضطراب بسيار بهم ميرسد زيرا كه ما را قدرت عمل بحديثين بيشبهه بيقين ميسّر نيست .
حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضاء عليه التّحيّة و الثّناء فرمود كه :
أحاديث كه از ما بشما رسد بايد كه شما آن را بكتاب حضرت واجب تعالى قياس نموده بسنجانيد و بباقى أحاديث ما أئمّة الهدى موازنه نمائيد اگر آن أحاديث را مشابه و مماثل بكتاب ايزد وهّاب و بساير أحاديث ما يابيد پس آن را از ما دانيد و اگر آن أحاديث را بهيچ وجه مشابه در كتاب و أحاديث رسول و أوصياى ايشان نيابيد پس آن را از ما ندانيد .


صفحه 339


من گفتم : يا أبا الحسن عليه السّلام دو كس بنزد ما با دو حديث مختلف آيند و هيچ كدام ايشان را ما كاذب ندانيم بلكه هر دو را ثقه دانيم در اين حال ما كدام را أحقّ از ديگر دانيم و عمل بقول كدام از اين دو راوى صحيح القول نمائيم ؟
حضرت امام الهدى فرمود كه : هر گاه حقايق أحوال هر دو بر تو ظاهر باشد كه در فقاهت و عدالت و تقوى و ورع من جميع الوجوه مساوىاند در آن زمان وقت بر تو موسّع است بقول هر كدام كه خواهى عمل كن .
و امّا آنچه حرث بن مغيره از حضرت أبى عبد الله عليه السّلام روايت كرد كه آن حضرت فرمود كه : هر گاه تو از أصحاب خود حديث بشنوى و حال آنكه همه آنها ثقه باشند پس وقت بر تو موسّع است بقول و حكم آنها كه خواهيد عمل نمائيد تا آنكه قايم آل محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را دريابيد در آن زمان كه بشرف و ادراك ملاقات او مشرّف گرديد البتّه رجعت در هر باب بخدمت آن ولايتمآب نمائيد .
از سماعه بن مهران مرويست كه گفت : من از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام سؤال كردم كه يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم هر گاه دو حديث از شما بما رسد كه يكى از آن دو حديث ما را مأمور گرداند بفراگرفتن چيز و حديث ديگر ما را نهى از أخذ كند در اين حال از آن دو حديث كدام را ترك و كدام را استعمال بايد كرد ؟
حضرت امام الأمجد أبى عبد الله جعفر بن محمّد عليهما السّلام فرمود كه : هيچ كدام از اين دو حديث عمل نخواهى كرد تا آنكه بصاحب خود يعنى امام وقت ملاقات كنى پس در آن أثر تحقيق أمر و نهى از آن سرور خواهى


صفحه 340


نمود .
سماعه گويد : كه من گفتم فداى تو گردم لا بدّ ما را عمل بيكى از آن دو چيز لازم است .
آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : هر چيز كه خلاف عامّه در آن باشد آن را فراگير آن ولىّ ايزد أمر ترك آنچه عامّه را اتّفاق در آن خبر است نمود بواسطهء آنكه محتمل است كه أمر متّفق عليه طرفى دارد و در مورد تقيّه باشد امّا آنچه مخالف قول آن جماعت بود بىشبهه آن احتمال تقيّه و غير آن ندارد ، پس البتّه آن موافق مذهب أهل ايمان است .
و از أئمّه المعصومين عليهم السّلام روايت است كه آن أعيان دين ، و هدايت راه صدق و يقين فرمودند كه اى معاشر المؤمنين هر گاه أحاديث ما را بشما مختلف رسانند و ندانيد كه بعمل كدام از آن أحاديث مختلفه براءت ذمّه حاصل گردد در آن حال بايد كه مستمسك بآنچه اجتماع بر شيعيان ، و محبّان ما در آن باشد گرديد و عمل بدان نمائيد زيرا كه در حقيقت مجمع عليه شيعيان ما أصلا بهيچ نوع شكّ و گمان نيست .
و أمثال اين مقال و أخبار از ائمّة الأبرار عليهم سلام الله الملك الجبّار بغايت بسيار است بنوعى كه در اين كتاب احتمال ذكر آن من جميع الأبواب محتمل و مستطاب نيست ليكن آنچه ما ذكر و ايراد آن در اين كتاب نموديم محض بواسطهء معارضه بود و الَّا در اين كتاب موضع ذكر آن نبود .
و بشير بن يحيى العامرى از ابن أبى ليلى روايت كند كه او گفت : كه من و نعمان أبو حنيفه بخدمت حضرت امام النّاطق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام مشرّف شديم آن حضرت بسوى ما توجّه نمود و فرمود كه :


صفحه 341


يا ابن أبى ليلى اين مرد كيست ؟ و خطاب بما كرده اشاره به ابو حنيفه نمود .
گفتم : جعلت فداك ، فداى تو گردم اين مرد از أهل كوفه و صاحب رأى و بصيرت و نقّاد سخن از روى علم و معرفت است .
حضرت امام البرايا عليه سلام الله تعالى فرمود كه : گوئيا اينست آنكه برأى خود قياس أشياء مينمايد .
پس آنگاه آن ولىّ الله خطاب مستطاب به ابو حنيفه فرمود كه : يا نعمان آيا قياس سر خود را نيكو ميدانى و آنچه برأى تو مقرّر شده به قياس توانى دانست ؟
نعمان گفت : نه حضرت امام الأنام ابن محمّد جعفر الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
پس قياس أشياء را چگونه نيكو توانى نمود آيا قياس در شناخت ملوحت عينين و مرارت و تلخى اذنين و برودت در منخرين و عذوبت در دهان توانى نمود ؟
گفت : نه آن حضرت فرمود كه : اى نعمان كلمهء كه اوّلش كفر و آخرش ايمان است كدام است ؟
گفت : نميدانم .
در آن حال ابن أبى ليلى گفت : جعلت فداك ما را در كورى نگذاريد و آنچه وصف آن كردى براى ما بيان كنيد و ما را بتعليم آن سرفراز و ممتاز گردانيد .
حضرت امام الأكرم جعفر بن محمّد صلوات الله عليه و سلَّم فرمود كه :


صفحه 342


نعم ، حديث و حكايت كرد پدرم از آباى كرام ما عليهم السّلام و آن اولياى ايزد علَّام روايت كردند كه حضرت رسول ملك العلَّام عليه الصّلوة و السّلام فرمود كه : خداى تعالى هر دو چشم اين آدم از شحم نمود و آب هر دو چشم را شور گردانيد چه اگر شورى نميداشتى هر آينه آن شحم گداختى و هيچ چيز از قذى در عينين نيفتادى الَّا آنكه گداخته گشتى ليكن آن ملوحت هر قذى و چيزهاى درشت كه در چشمها مىافتاد آن را بيرون انداخت و تلخى در گوشها بجهت آن مقرّر داشت تا آن حجاب بواسطهء دماغ باشد و آن محفوظ از أذيّت جانوران ماند زيرا كه أحيانا جانورى اگر بگوش فرو رود همان لحظه التماس خروج از آن مكان كند ، و اگر تلخى آن نبودى هر آينه آن دانه به دماغ آن كس رسيدى و آزار رسانيدى .
و برودت در سوراخهاى بينى بواسطهء آنست كه دماغ انسان از شرّ أذيّت جانوران و غيرها مصون و محروس ماند .
و اگر برودت در منخرين نبودى هر آينه دماغ گداختى و فرو ريختى .
و عذوبت در دهان انسان بيّن و عيان از حضرت واهب منّان محض از روى احسان و امتنان است تا آنكه بنى آدم لذّت طعام و شراب از دهان بيابد و امّا كلمهء كه اوّلش كفر و آخرش ايمان است آن عبارت از گفتن * ( لا إِله إِلَّا الله ) * است كه أوّل آن كفر است بواسطهء نفى و آخرش ايمان بجهت اثبات ذات خلَّاق الموجوداتست .
بعد از آن آن امام الأنس و الجانّ فرمود كه : يا نعمان زنهار قياس نكنى و پيرامون اين كار بىهنجار نگردى زيرا كه پدر بزرگوارم حديث از آباى كرام عظام بيان نمود كه : آن أعيان از حضرت رسول آخر الزّمان نقل


صفحه 343


فرمودند كه : آن رسول خير البشر عليه صلوات الملك الاكبر روزى در محضر أصحاب نيكو سير چنين فرمود اگر كسى در أمر از امور دين قياس براى خود كند بيقين حضرت ربّ العالمين او را با ابليس لعين در أسفل السّافلين جليس و قرين گرداند زيرا كه أوّل قياسكنندگان آن لعين بيدين بود چنانچه در هنگام كه حضرت واجب الوجود آن مطرود و مردود را أمر بسجده آدم نمود آن متمرّد از روى جحود و عنود دعوى * ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه ) * نمود گفت : * ( خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ ) * در آن زمان متكبّر خنّاس در حضور ملك النّاس دعوى رأى قياس نمود .
و در روايت ديگر از حضرت جعفر بن محمّد عليه السّلام مروى و مشتهر است كه آن سرور به ابو حنيفه گفت : در وقت كه او بخدمت آن حضرت مشرّفشد كه تو كيستى ؟
أبو حنيفه گفت : من مفتى أهل عراقم .
حضرت فرمود : نعم يا نعمان بچه فتواى ايشان ميدهى ؟
أبو حنيفه گفت : بكتاب خداى وهّاب .
امام جعفر عليه السّلام فرمود كه : پس تو اى نعمان عالم بكتاب ايزد منّان و بناسخ و منسوخ قرآن و محكم و متشابه آن باشى ؟
أبو حنيفه گفت : بلى حضرت امام الهمام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : پس مرا خبر كن از تفسير و معنى قول خداى تبارك و تعالى * ( وَقَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَأَيَّاماً آمِنِينَ ) * آن كدام موضع است كه حضرت مهيمن علَّام أمر بسير آن مقام نمود ؟