بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.

کتاب 13598

13598


جلد یک / صفحه 39

صفحه 39

خواهند شد؛ عاش سعيداً و مات سعيداً.

در مقابل، كسانى كه نسبت به دادن حقوق خدا بخل ورزند، هنگامى كه مى ميرند و بدن آنها را از بلندى وارد گودال قبر مى نمايند، مال ها و ثروت هاى اندوخته آنان براى آنها فايده اى ندارد و نمى تواند براى آنها كارى كند و با هزاران حزن و اندوه و حسرت به خاك سپرده مى شوند (فاعتبروا يا اولوا الالباب).

امام صادق (ع) در ذيل آيه شريفه(وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ)«1»

فرمود:

«وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ يَعْنِي لِخُمُسِكَ يَا مُحَمَّدُالَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ‌أَيْ إِذَا سَارُوا إِلَى حُقُوقِهِمْ مِنَ الْغَنَائِمِ يَسْتَوْفُونَ‌وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ‌

أَيْ إِذَا سَأَلُوهُمْ خُمُسَ آلِ مُحَمَّدٍ نَقَصُوهُمْ»

منظور از وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ كسانى هستند كه خمس تو را كم مى دهند يا محمّد6، الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ يعنى وقتى حقوق خود را از غنائم مى خواهند كامل مى گيرند، وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ يعنى وقتى خمس آل محمّد:را از آنها بخواهند كم مى دهند.

__________________________________________________

(1). سوره مباركه مطفّفين، آيه 1


صفحه 40

امام جعفر صادق (ع) كفر را بر پنج دسته تقسيم مى كنند و سپس مى فرمايند:

«وَ الْوَجْهُ الرَّابِعُ مِنَ الْكُفْرِ تَرْكُ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ»«1»

دسته چهارم كسانى هستند كه آنچه خدا واجب فرموده، ترك كنند

و چون يكى از واجبات اسلام خمس است لذا ترك آن موجب كفر مى شود.

لازم به ذكر است كه ترك كنندگان واجبات دو دسته هستند:

دسته اول، كسانى هستند كه منكر آن باشند و حكم خدا را مسخره كنند و بگويند من قبول ندارم و اينها همه حرف است ... و حكم خدا و دستور ضرورى دين را استهزا نمايند. چنان كه در حديث آمده است، اين دسته كافر هستند.

دسته دوم، كسانى هستند كه به اين مسائل معتقد هستند ولى در مقام عمل، سستى نموده و انجام آن را ترك مى كنند. اين دسته فاسق و گناهكارند ولى كافر نيستند.

بنابراين، بايد حديث را توجيه كرد. آنچه مسلم است، انسان هايى كه ادعاى اسلام مى كنند و به قول معروف، مسلمانان شعارى و شناسنامه اى هستند ولى در مقام عمل پايبندى و تعهّدى ندارند و دستور خدا و وظيفه دينى خود را اجرا نمى‌

__________________________________________________

(1). كافى، ج 4، ص 151


صفحه 41

كنند قطعاً گرفتار خواهند شد و در روز قيامت مورد سؤال قرار مى گيرند و بازجويى مى شوند:

(وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ)«1»

«آنها را نگهداريد كه بايد بازپرسى شوند»

البتّه آنها در دنيا هم به وِزر و وبال عمل گرفتار مى شوند و آثار گناه و نكبت معصيت خدا و سرپيچى از اعمال واجب، گريبان آنان را مى گيرد و به مصداق آيه(شريفه وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً)«2» به نكبت و ذلّت دچار خواهند شد.

__________________________________________________

(1). سوره مباركه صافّات، آيه 24

(2). سوره مباركه طه، آيه 124 (و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‌كنيم)


صفحه 42

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 43

بخش سوّم: آثار عدم پرداخت خمس و ساير حقوق مالى‌


صفحه 44

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 45

آثارى بر عدم پرداخت خمس و ديگر حقوق مالى كه خداوند متعال بر عهده انسان قرار داده است، بار مى شود كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:

عدم جواز تصرّف در مالى كه خمس آن داده نشده است: تا انسان خمس مال را ندهد، نمى تواند در آن تصرّف كند؛ يعنى غذايى كه در آن خمس باشد، نمى تواند بخورد و با پولى كه خمس آن را نداده، نمى تواند چيزى بخرد.

اگر با پولى كه خمس آن را نداده است، خانه بخرد، تصرّف او در آن خانه حرام و نماز خواندن در آن نيز باطل است.

بطلان معامله به مقدارى كه خمس نداده است: اگر با پول خمس نداده خريد و فروش كند، يك پنجم آن معامله باطل است.

بطلان برخى از عبادات: همان طور كه مى دانيم بسيارى از عبادات نياز به مكان مباح، لباس مباح، فضاى مباح، امكانات مباح و ... دارد؛ مثلًا نماز در مكان غصبى، لباس غصبى، فضاى غصبى و ... باطل است. غسل با آب غصبى باطل است و .... تمام اين موارد اگر با پولى كه خمس آن داده نشده تهيّه شده باشد، حكم غصب دارد آن هم غصب حقّ ذريّه پيامبر6و لذا


صفحه 46

موجب بطلان آن است.

اينجاست كه معناى جمله «پرداخت خمس زير بناى صحّت برخى از عبادات قرار مى گيرد» به خوبى روشن مى شود.

عدم حصول ملكيت: اگر چيزى را كه خمس آن داده نشده، به كسى ببخشد، يك پنجم آن چيز مال او نمى شود.

طغيان و سركشى: افزايش ثروت، استفاده بى رويّه و غير صحيح از آن و احساس بى‌نيازى فرد نسبت به ديگران و عدم وجود حسّ نوع دوستى اين تصوّر نادرست را در فرد به وجود مى آورد كه در هر چيز از ديگران بى نياز است. از اين رو، در برابر ديگران سركشى مى كند. به علاوه، بى نيازى از انسان ها، به طور معمول تصور بى نيازى از خدا را نيز در پى خواهد داشت؛ اينجاست كه ثروت، روح استكبارى را پديد مى آورد و فرد در برابر خدا هم سركش و متكبّر و مغرور مى شود، چنان كه خداوند فرموده است:

(كَلّا إِنَّ الْانسَانَ لَيَطْغَى* أَن رَّءَاهُ اسْتَغْنىَ)«1»

«چنين نيست (كه شما مى‌پنداريد) به يقين انسان طغيان مى‌كند* از اينكه خود را بى‌نياز ببيند»

بنابراين، اداى حقوق مالى وضع شده در دين مبين اسلام موجب تواضع و بندگى و در نهايت رستگارى فرد مى گردد.

جرأت پيدا كردن در حريم شكنى اسلام و احكام آن؛

__________________________________________________

(1). سوره مباركه علق، آيات 6 و 7