در سخن ديگرى كه به امام على (ع) منسوب است. ايشان از جوانان مىخواهند تا دانشى فراگيرند كه در بزرگسالى به آن نيازمند مىشوند.[298]
نگاه به آينده و تنظيم زندگى امروز بر پايه آينده نگرى، به فعاليتهاى جوان جهت مىدهد و او را از بيهوده كارى باز مىدارد. آنچه در جهتگيرى انسان تأثير دارد، شناخت خويشتن است. ديدن آينده وقتى ثمربخش خواهد بود كه انسان توانايىهاى خود را بشناسد و با نگاه به آينده و محاسبه توانايى خويش بهترين برنامه را ترسيم كند. در متون حديثى تأكيد فراوانى بر شناخت شده است. رسول خدا فرمود:
أفضلُكُم ايماناً أفضلُكُم مَعرِفَةً.[299]
با ايمانترين شما، باشناختترين شماست.
و امام صادق (ع) فرمود:
لا يَقبَلُ اللهُ عَمَلًا إلّا بِمَعرِفَةٍ.
خداوند هيچ عملى را جز با شناخت نپذيرد.[300]
پيچيدگىهاى انسان به حدّى است كه شناخت انسان همتراز شناخت پروردگار دانسته شده است.[301]جوان با تأمل در خويشتن در مىيابد كه نگاه به دنيا و آخرت در وجود او قرار داده شده است و بسنده كردن به دنيا ناديدهگرفتن نيمى از قدرت اوست. حواسّ ظاهرى انسان به دريچهاى تشبيه شده است كه از يك سو مىتواند مادّيات را حسّ كند و از دگر سو مىتواند، معنويات را لمس كند. قرآن كسانى را كه تنها از حواسّ خود براى ديدن دنيا استفاده مىكند را از دايره انسانيت خارج كرده است:
[298]. شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد، ج 20 ص 333 ح 817.
[299]. جامع الأخبار، ص 36 ح 18.
[300]. كافى، ج 1 ص 44 ح 2.
[301]. غرر الحكم ح 7946.
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ؛[302]دلهايى دارند كه به آن در نمىيابند و چشمهايى دارند كه به آن نمىبينند و گوشهايى دارند كه به آن نمىشنوند. اينان بسان چارپايانند).
شناخت خويشتن، اكسيرى است كه انسان را از كارهاى سلب و بيهوده باز مىدارد و هر اندازه شناخت انسان بيشتر شود از گمراهى وى كاسته خواهد شد. در حديثى از امام على (ع) مىخوانيم:
مَن عَرَفَ قَدرَ نَفسِهِ لَم يُهنِها بِالفانياتِ.[303]
آن كه شأن خود را بشناسد، آن را با كارهاى فانى، خوار نمىسازد.
جوان وقتى شناخت را سرلوحه خويش قرار دهد به ويژگىهاى خود پى مىبرد و ارزش خود را مىشناسد و تنها كارهاى ارزشمند را به انجام مىرساند.
خويش را نشناخت مسكين آدمى از بزرگى آمد و شد در كمى
2. دين شناسى
دين به معناى آيين زندگى است و اسلام به عنوان كاملترين دين از ژرفانديشى استقبال و جوانان را تشويق مىكند تا در دينِ خود ژرف بينديشند و آن را انديشيده و سنجيده و كامل فراگيرند.
از اين رو روايات شيعى جوانان را به كسب آگاهى دينى تشويق كرده و ناآگاهى دينى را به شدّت نكوهيدهاند. امام باقر (ع) اين سخن را تكرار فرموده است:
تَفَقَّهُوا وإلّا فأنتُم اعْرابٌ.[304]
آگاهى دينى كسب كنيد وگرنه، باديه نشينانى (نادان) خواهيد بود.
[302]. اعراف، آيه 179.
[303]. غرر الحكم ح 8628.
[304]. المحاسن، ج 1 ص 357 ح 760.
و امام صادق (عليهماالسلام) فرموده است:
لَوْ اتيتُ بِشَابٍّ مِنْ شبابِ الشيعَةِ لا يَتَفَقَّهُ فِى الدّينِ لَأَدَّبتُهُ.[305]
اگر جوانى از جوانان شيعه را بيابم كه در پى دينپژوهى نيست، او را ادَب مىكنم.
پيشوايان معصوم زمان دين پژوهى را آغاز جوانى مىدانند به گونهاى كه جوان پيش از هجوم انديشههاى انحرافى[306]خود را با شناخت واقعى دين بيمه كند.
3. قرآن شناسى
قرآن، كتاب قانون و معجزه الهى است. هرگونه أنس با قرآن مانند نگاه كردن، خواندن، تأمل كردن در آيات آن نتايج گرانبهايى را به ارمغان مىآورد. پيامبر خدا (ص) به جوانان توصيه فرمود كه در جوانى با قرآن مأنوس شوند:
مَنْ تَعَلَّم القرآنَ فى شَبيبَتِهِ اخْتَلَطَ بِلَحْمِهِ ودِمِه.[307]
هر كه قرآن را در جوانىاش فرا گيرد، با گوشت و خونش عجين مىشود.
اميرمؤمنان (ع) نيز در نامهاى به فرزندش، نخستين گامِ تربيتى را آموزش قرآن مىداند:
وَأَنْ ابتدِئَكَ بتعليم كتابِ اللهِ عزّوجلّ وتأويلِهِ وشرائع الاسلامِ واحكامِهِ.[308]
و اين كه نخست، به تو كتاب خدا را بياموزم و تفسير قرآن و شريعت اسلام و احكام آن را به تو تعليم دهم.
4. شناخت دوست و دشمن
چهارمين راهكار معرفتى شناخت دوست و دشمن است. جايگاه دوست در سرنوشت انسان تأثير مستقيم دارد بنا بر اين جوانِ علاقمند به خوشبختى بايد در
[305]. همان.
[306]. تهذيب الأحكام، ج 8 ص 111 ح 381.
[307]. حكمتنامه جوان، ص 80 ح 64 به نقل از كنز العمّال، ج 1 ص 532 ح 2381.
[308]. نهج البلاغة، نامه 31.
شناخت دوست و دشمن دقت كند و تأثير دوستى را به خوبى دريابد. در حديثى از پيامبر آمده است:[309]
لا تزالُ امّتى بِخَيرٍ ما تَحابُّوا وَتَهادَوا وادَّوا الامانَةَ.[310]
امت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، سعادتمند خواهند بود.
شناخت دشمن نيز براى جوان اهميت دارد. دشمن توانمندىهاى جوان را به خوبى مىشناسد و از اين رو دامهاى خود را مىگستراند تا ذهن و جسم جوان را تصرف كند. مؤثرترين دشمن آدمى همان هواهاى نفسانى اوست كه لحظهاى از وى جدا نمىشود. پيامبر (ص) فرمود:
أعدى عَدُوّك نفسُكَ الَّتى بَينَ جَنبيكَ.[311]
دشمنترين دشمنانت نفسِ توست كه در ميان دو پهلوى تو جاى دارد.
شيطان، نفس و انسانهاى شيطانصفت همگى در شمارِ دشمنانِ آدمى هستند و جوان در محاصره دشمنان پيدا و نهان است كه همواره بايد گريزگاهى از مكر آنان فراهم آورد. در متون دينى برخى دامها و راهكارهاى شيطان شناسانده شده است كه شناخت آنها سبب هوشيارى جوان خواهد شد.
برخى از راهكارها و دامهاى شيطان عبارت است از: خودنمايى زنان[312]، خلوت كردن با نامحرمان، چشمچرانى، بيكارى و همنشينى با بَدان زمينه نفوذ شيطان را فراهم مىآورد. نمونهاى از روايات اهل بيت (عليهم السلام) عبارت است از:
امام صادق (ع):
النَظَرُ سَهمٌ مِن سِهامِ ابليسَ مسمومٌ[313]؛
[309]. براى شناخت اهميت دوست به ص؟؟؟ مراجعه كنيد.
[310]. عيون اخبار الرضا، ج 2 ص 29 ح 25.
[311]. عدة الداعى، ص 314.
[312]. حكمتنامه جوان، ص 237 ح 411 به نقل از امالى طوسى، ص 339 ح 692.
[313]. حكمتنامه جوان، ص 224 ح 391 به نقل از كافى ج 5 ص 559 ح 12.
نگاه، تيرى زهرآگين از تيرهاى شيطان است.
رسول خدا (ص):
لا يخلُوّنَ رجلٌ بامرأةٍ فإنَّ ثالثَهُما شيطانٌ؛[314]
هيچ مردى با زنى خلوت نمىكند چرا كه شيطان سوّمين آنان است.
در باره بيكارى و تنپرورى امام صادق (ع) مىفرمايد:
إنّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ يُبْغِضُ كثرةَ النومِ وكثرةَ الفراغ؛
خداوند، خواب بسيار و بيكارى فراوان را دشمن مىدارد.[315]
و در باره دوست بد امام جواد (ع) مىفرمايد:
إياك ومُصاحَبَةَ الشَريرِ، فانَّه كَالسَيفِ المَسلولِ يَحسُنُ مَنظَرُهُ ويَقبُحُ اثَرُهُ.[316]
از همنشينى با شرور بپرهيز، چرا كه مانند شمشير آخته، خوش منظر و زشت اثر است.
با نگاهى به مجموعه روايات درمىيابيم كه راهكارهاى شيطان بسيار متنوع و چه بسا خوش منظر است از اين رو شناخت دقيق شيطان براى جوان ضرور است تا از هر گونه موارد شبهه ناك پرهيز كند.
ب) راه كارهاى رفتارى
1. عبادت
خداشناسى و انس با خداوند مايه آرامش است و جوانى كه بتواند با خداوند به نجوا پردازد و در بارگاه الهى پيشانى بر خاك بسايد، لذّتى وصف ناشدنى مىيابد كه همه دلبرىهاى شيطانى را فرو مىگذارد و به خدا مىپردازد. امّا رسيدن به اين لذّت زمانبر و اندكى دشوار است شايد از همين روست كه برترى جوانان عبادت پيشه
[314]. مستدرك الوسائل، ج 14 ص 266 ح 16671.
[315]. حكمتنامه جوان، ص 202 ح 342 به نقل از كافى، ج 5 ص 84 ح 3.
[316]. حكمتنامه جوان، ص 216 ح 378 به نقل از الدرة الباهرة، ص 40.
بر پيرانى كه در بزرگى به عبادت روى آوردهاند، به برترى پيامبران بر ديگر مردمان تشبيه شده است.[317]
هجوم شهوتها در جوانى است و جوانى كه عبادت را بر شهوت ترجيح دهد مايه مباهات خداوند است:
إنّ اللهَ تعالى يُباهى بالشّابّ العابِدِ الملائِكَةَ، يَقُولُ: انظُروُا إلى عبدى! تَرَكَ شَهوَتَهُ مِنْ اجَلي.[318]
خداوند متعال به جوان عبادت پيشه، نزد فرشتگان افتخار مىكند و مىفرمايد: بندهام را بنگريد به خاطر من، خواستههاى خود را رها كرده است».
پاداش عبادت در جوانى، در دنيا و آخرت مشهود است. در آخرت بدون حسابرسى وارد بهشت مىشود.[319]و در دنيا نيز به حكمت دست مىيابد. در روايتى از پيامبر خدا مىخوانيم:
مَنْ احْسَنَ عبادةَ اللهِ فى شَبيبَتِهِ، لَقّاهُ الله الحكمةَ عِنْدَ شَيْبَتِهِ.[320]
آن كه عبادت خدا را در جوانى نيكو به جاى آورد، خداوند در پيرى وى به او حكمت مىآموزد.
بنابراين پير فرزانه شدن، ريشه در دوران جوانى دارد و رسيدن به مراتب بالاى خوبىها با قدمهاى كوچك از دوران كودكى آغاز مىشود و در دوران جوانى شتاب مىگيرد و در كهن سالى بدون دغدغه ادامه مىيابد. نمىتوان قله نيكىها را مشاهده كرد و آرزوى رسيدن به آن را بدون گام نهادن بر دامنه كوه، در سر پروراند.
[317]. كنزالعمّال، ج 15، ص 776، ح 43059.
[318]. حكمتنامه جوان، ص 100 ح 122، به نقل از كنزالعمّال، ج 15 ص 776 ح 43057.
[319]. الخصال، ص 80 ح 1.
[320]. اعلام الدين، ص 296.
2. پرسشگرى
دومين شيوه براى شكوفايى استعدادهاى جوان، پرسشگرى است، پرسش از نادانستهها موجب مىشود كه سؤالات جوانى به شبهات تبديل نشود، جوانى كه از پرسيدن حيا مىكند، سؤال خود را به مشكل و آن را به شبهه تبديل كرده است پرسش ريشه در فهم دارد و كسانى كه بهتر مىفهمند، سؤالات زيباترى طرح مىكنند. قرآن همگان را به پرسيدن ترغيب مىكند:
فَسألوا أهلَ الذكرِ إن كنتم لا تعلمون.[321]
پس اگر نمىدانيد از آگاهان بپرسيد.
آخرين پيامبر خدا (ص) كليد دانش را سؤال معرفى كرد و فرمود:
العِلْمُ خزائنُ و مِفْتاحُها السُؤالُ.[322]
دانش گنجينه است و كليد آن پرسش.
امام صادق (ع) عامل نابودى مردم را پرسش نكردن مىداند[323]و در سيره پيامبر (ص) و اهل بيت (عليهم السلام) موارد گوناگونى است كه پير و جوان سؤالات خود را به راحتى مىپرسيدند و جوابهايى قانع كننده مىشنيدند. پيامبر خدا (ص) آنچنان فضايى را براى پرسش جوان فراهم آورده بود كه جوانان به راحتى سؤالات خود را در موضوعات گوناگون و گاه چالشانگيز مىپرسيدند.[324]اميرمؤمنان (ع) رشد و شكوفايى در بزرگسالى را مرهون سؤالات دوران كودكى مىدانست و فرمود:
مَن سَأَلَ فى صِغرِهِ أجابَ فى كِبَرِهِ.[325]
آن كه در خردسالى بپرسد، در بزرگسالى پاسخ مىدهد.
[321]. نحل، آيه 43.
[322]. تحف العقول، ص 41.
[323]. الكافى، ج 1، ص 40، ح 2.
[324]. حكمتنامه جوان، ص 86 ح 82.
[325]. غرر الحكم ح 8273.
دين اسلام، دين گفتگو و منطق است و از اين رو از طرح سؤال استقب- ال مىكند ولى بايد سؤالات را از آگاهان پرسيد تا پاسخ درست را دريافت كرد و پرسش از غير دانايان سبب هلاكت و نابودى خواهد شد.
3. انتخاب دوستِ شايسته
پس از آن كه اهميت شناخت دوست بررسى شد، در مرحله رفتار گزينش دوست شايسته بسيار مهم است زيرا دوران جوان، دوران همنشينى و گرد هم آمدن است. جوان از بودن در جمع لذّت مىبرد و به تفريحات گروهى بيش از سرگرمىهاى فردى اهميت مىدهد. از اين رو جوان با اراده به انتخاب دوستان خود، توجّه دارد و دوستانى را بر مىگزيند كه در راه پيشرفت مددكار او باشند.
پيشوايان معصوم (ع) درباره «دوست و دوستى» سخنان گرانبهايى به ارمغان نهادهاند.[326]در ميان سفارشات معصومين دو نكته براى جوانان بيشتر اهميت دارد: نخست آزمودن دوستان و ديگر: حدّ نگهداشتن در دوستىها.
انتخاب دوست در جوانى، بيشتر پيرو احساسات است. جوان با ديدن چهره و يا رفتار و سخن ديگران، به ايشان علاقهمند مىشود و به راحتى ارتباط دوستانه برقرار مىكند. اين گونه ارتباط در كودكى طبيعى است ولى جوان توانمند بيش از احساسات، شايسته است كه از عقل خود بهره گيرد و كسى را به دوستى مىگزيند كه برايش سودمند باشد. اميرمؤمنان (ع) انتخابِ احساسى دوست را نشانه ضعف و ناتوانى مىداند و مىفرمايد:
الطُمَأنينَةُ إلى كلِّ أحدٍ قَبلَ الاختِبارِ له عجزٌ.[327]
اطمينان به هر كسى پيش از آزمودنش، ناتوانى است.
در روايتى ديگر كه به اميرمؤمنان نسبت داده شده است، آزمودن دوست بايد پيش از ارتباط دوستى صورت پذيرد وگرنه بايد در ارتباطات دوستى احتياط كرد. تا
[326]. ر. ك: ص؟؟؟
[327]. نهج البلاغة، حكمت 384.