نگاه، تيرى زهرآگين از تيرهاى شيطان است.
رسول خدا (ص):
لا يخلُوّنَ رجلٌ بامرأةٍ فإنَّ ثالثَهُما شيطانٌ؛[314]
هيچ مردى با زنى خلوت نمىكند چرا كه شيطان سوّمين آنان است.
در باره بيكارى و تنپرورى امام صادق (ع) مىفرمايد:
إنّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ يُبْغِضُ كثرةَ النومِ وكثرةَ الفراغ؛
خداوند، خواب بسيار و بيكارى فراوان را دشمن مىدارد.[315]
و در باره دوست بد امام جواد (ع) مىفرمايد:
إياك ومُصاحَبَةَ الشَريرِ، فانَّه كَالسَيفِ المَسلولِ يَحسُنُ مَنظَرُهُ ويَقبُحُ اثَرُهُ.[316]
از همنشينى با شرور بپرهيز، چرا كه مانند شمشير آخته، خوش منظر و زشت اثر است.
با نگاهى به مجموعه روايات درمىيابيم كه راهكارهاى شيطان بسيار متنوع و چه بسا خوش منظر است از اين رو شناخت دقيق شيطان براى جوان ضرور است تا از هر گونه موارد شبهه ناك پرهيز كند.
ب) راه كارهاى رفتارى
1. عبادت
خداشناسى و انس با خداوند مايه آرامش است و جوانى كه بتواند با خداوند به نجوا پردازد و در بارگاه الهى پيشانى بر خاك بسايد، لذّتى وصف ناشدنى مىيابد كه همه دلبرىهاى شيطانى را فرو مىگذارد و به خدا مىپردازد. امّا رسيدن به اين لذّت زمانبر و اندكى دشوار است شايد از همين روست كه برترى جوانان عبادت پيشه
[314]. مستدرك الوسائل، ج 14 ص 266 ح 16671.
[315]. حكمتنامه جوان، ص 202 ح 342 به نقل از كافى، ج 5 ص 84 ح 3.
[316]. حكمتنامه جوان، ص 216 ح 378 به نقل از الدرة الباهرة، ص 40.
بر پيرانى كه در بزرگى به عبادت روى آوردهاند، به برترى پيامبران بر ديگر مردمان تشبيه شده است.[317]
هجوم شهوتها در جوانى است و جوانى كه عبادت را بر شهوت ترجيح دهد مايه مباهات خداوند است:
إنّ اللهَ تعالى يُباهى بالشّابّ العابِدِ الملائِكَةَ، يَقُولُ: انظُروُا إلى عبدى! تَرَكَ شَهوَتَهُ مِنْ اجَلي.[318]
خداوند متعال به جوان عبادت پيشه، نزد فرشتگان افتخار مىكند و مىفرمايد: بندهام را بنگريد به خاطر من، خواستههاى خود را رها كرده است».
پاداش عبادت در جوانى، در دنيا و آخرت مشهود است. در آخرت بدون حسابرسى وارد بهشت مىشود.[319]و در دنيا نيز به حكمت دست مىيابد. در روايتى از پيامبر خدا مىخوانيم:
مَنْ احْسَنَ عبادةَ اللهِ فى شَبيبَتِهِ، لَقّاهُ الله الحكمةَ عِنْدَ شَيْبَتِهِ.[320]
آن كه عبادت خدا را در جوانى نيكو به جاى آورد، خداوند در پيرى وى به او حكمت مىآموزد.
بنابراين پير فرزانه شدن، ريشه در دوران جوانى دارد و رسيدن به مراتب بالاى خوبىها با قدمهاى كوچك از دوران كودكى آغاز مىشود و در دوران جوانى شتاب مىگيرد و در كهن سالى بدون دغدغه ادامه مىيابد. نمىتوان قله نيكىها را مشاهده كرد و آرزوى رسيدن به آن را بدون گام نهادن بر دامنه كوه، در سر پروراند.
[317]. كنزالعمّال، ج 15، ص 776، ح 43059.
[318]. حكمتنامه جوان، ص 100 ح 122، به نقل از كنزالعمّال، ج 15 ص 776 ح 43057.
[319]. الخصال، ص 80 ح 1.
[320]. اعلام الدين، ص 296.
2. پرسشگرى
دومين شيوه براى شكوفايى استعدادهاى جوان، پرسشگرى است، پرسش از نادانستهها موجب مىشود كه سؤالات جوانى به شبهات تبديل نشود، جوانى كه از پرسيدن حيا مىكند، سؤال خود را به مشكل و آن را به شبهه تبديل كرده است پرسش ريشه در فهم دارد و كسانى كه بهتر مىفهمند، سؤالات زيباترى طرح مىكنند. قرآن همگان را به پرسيدن ترغيب مىكند:
فَسألوا أهلَ الذكرِ إن كنتم لا تعلمون.[321]
پس اگر نمىدانيد از آگاهان بپرسيد.
آخرين پيامبر خدا (ص) كليد دانش را سؤال معرفى كرد و فرمود:
العِلْمُ خزائنُ و مِفْتاحُها السُؤالُ.[322]
دانش گنجينه است و كليد آن پرسش.
امام صادق (ع) عامل نابودى مردم را پرسش نكردن مىداند[323]و در سيره پيامبر (ص) و اهل بيت (عليهم السلام) موارد گوناگونى است كه پير و جوان سؤالات خود را به راحتى مىپرسيدند و جوابهايى قانع كننده مىشنيدند. پيامبر خدا (ص) آنچنان فضايى را براى پرسش جوان فراهم آورده بود كه جوانان به راحتى سؤالات خود را در موضوعات گوناگون و گاه چالشانگيز مىپرسيدند.[324]اميرمؤمنان (ع) رشد و شكوفايى در بزرگسالى را مرهون سؤالات دوران كودكى مىدانست و فرمود:
مَن سَأَلَ فى صِغرِهِ أجابَ فى كِبَرِهِ.[325]
آن كه در خردسالى بپرسد، در بزرگسالى پاسخ مىدهد.
[321]. نحل، آيه 43.
[322]. تحف العقول، ص 41.
[323]. الكافى، ج 1، ص 40، ح 2.
[324]. حكمتنامه جوان، ص 86 ح 82.
[325]. غرر الحكم ح 8273.
دين اسلام، دين گفتگو و منطق است و از اين رو از طرح سؤال استقب- ال مىكند ولى بايد سؤالات را از آگاهان پرسيد تا پاسخ درست را دريافت كرد و پرسش از غير دانايان سبب هلاكت و نابودى خواهد شد.
3. انتخاب دوستِ شايسته
پس از آن كه اهميت شناخت دوست بررسى شد، در مرحله رفتار گزينش دوست شايسته بسيار مهم است زيرا دوران جوان، دوران همنشينى و گرد هم آمدن است. جوان از بودن در جمع لذّت مىبرد و به تفريحات گروهى بيش از سرگرمىهاى فردى اهميت مىدهد. از اين رو جوان با اراده به انتخاب دوستان خود، توجّه دارد و دوستانى را بر مىگزيند كه در راه پيشرفت مددكار او باشند.
پيشوايان معصوم (ع) درباره «دوست و دوستى» سخنان گرانبهايى به ارمغان نهادهاند.[326]در ميان سفارشات معصومين دو نكته براى جوانان بيشتر اهميت دارد: نخست آزمودن دوستان و ديگر: حدّ نگهداشتن در دوستىها.
انتخاب دوست در جوانى، بيشتر پيرو احساسات است. جوان با ديدن چهره و يا رفتار و سخن ديگران، به ايشان علاقهمند مىشود و به راحتى ارتباط دوستانه برقرار مىكند. اين گونه ارتباط در كودكى طبيعى است ولى جوان توانمند بيش از احساسات، شايسته است كه از عقل خود بهره گيرد و كسى را به دوستى مىگزيند كه برايش سودمند باشد. اميرمؤمنان (ع) انتخابِ احساسى دوست را نشانه ضعف و ناتوانى مىداند و مىفرمايد:
الطُمَأنينَةُ إلى كلِّ أحدٍ قَبلَ الاختِبارِ له عجزٌ.[327]
اطمينان به هر كسى پيش از آزمودنش، ناتوانى است.
در روايتى ديگر كه به اميرمؤمنان نسبت داده شده است، آزمودن دوست بايد پيش از ارتباط دوستى صورت پذيرد وگرنه بايد در ارتباطات دوستى احتياط كرد. تا
[326]. ر. ك: ص؟؟؟
[327]. نهج البلاغة، حكمت 384.
به دوستى با بَدان گرفتار نشود.[328]
دومين نكته در دوستى جوانان، حدّ نگهداشتن در ارتباطات دوستانه است. در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
لا تَثِقْ بأخيك كُلَّ الثِّقَةِ فَإنَّ صِرْعَةَ الاسترسالِ لَنْ تُسْتَقالَ.[329]
به دوستت اعتماد مطلق نكن زيرا زمين خوردن و از پاى درآمدن بر اثر اعتماد بىجا، درمان و جبران ندارد.
جوان توانايى كامل دارد و اسرارى را براى خود نگه مىدارد و تمامِ رازهايش را به ديگران هر چند دوستان نزديك بازگو نمىكند. جوانى كه بتواند دوستى خود را مديريت كند، از آفات دوستى هم نجات مىيابد.
4. ورزش و تلاش
چهارمين راهكار رفتارى براى شكوفايى استعداد جوانان تحرّك و تلاش است. نيروى جوان نيازمند عرصهاى براى بروز است كه اگر نباشد، بىترديد به كسالت و خمودگى و يا كارهاى نامشروع مىكشد.
از همين رو ورزش و خوشىهاى حلال براى جوان ضرورى است، پيامبر خدا مىفرمايد:
الهَوا والعَبوا فإنّى أكرَهُ أن يُرى فى دينِكُم غِلظَةً.[330]
سرگرمى داشته باشيد و تفريح كنيد چرا كه من خوش نمىدارم در دين شما درشتى و سختى ديده شود.
گردش و مسافرت گروهى نيز براى بارورى استعداد جوان و نهادينه كردن روح جمعى مفيد است. يكى از ياران امام صادق (ع)، امام را در منزل برادرشان مشاهده كرد. وقتى علّت حضور حضرت را در منزل برادر پرسيد امام فرمود: «براى گردش و هواخورى آمدهام».[331]
[328]. غرر الحكم، ح 6811.
[329]. كافى، ج 2، ص 672، ح 6.
[330]. حكمتنامه جوان، ص 126 ح 178 به نقل از شعب الإيمان، ج 5 ص 247 ح 6542.
[331]. كافى، ج 2 ص 23 ح 14.
گزار 7 شهايى از سفرهاى گروهى ديگر ائمه و يارانشان نيز موجود است.[332]
شنا، اسبسوارى، تيراندازى و كشتى كه ورزشهاى رايج زمان پيامبر خدا و امامان (عليهم السلام) بوده مورد تشويق پيشوايان معصوم (ع) قرار گرفته است. براى نمونه در حديثى از پيامبر خدا آمده است:
خَيْرُ لَهوِ المؤمنِ السِّباحَةُ.[333]
بهترين سرگرمى مؤمن، شنا كردن است.
نمونههايى از كشتىهاى پيامبر (ص)، امام على (ع) و ... گزارش شده است.[334]و گاه پيامبر (ص) مسابقاتى برگزار و به برندگان جايزه مىداد.[335]
از روايات بر مىآيد كه اگر جوان بر پايه آموزههاى اسلامى رفتار كند، استعدادهاى او شكوفا مىشود و رشد و پيشرفت او به دور از آفات جوانى خواهد بود و برخى گناهان مانند غيبت، تهمت، حسد، نگاه ناپاك، فحشاء و ... كه در تمامى اقشار جامعه امكان راهيابى دارد و زمينه آن در جوان بيشتر است و از او دور مىشود.
جوان امروز با دقت در آموزههاى دين و نگاه كردن به الگوهاى جوان مسلمان از صدر اسلام تاكنون، مىتواند، آينده زيبا، شاد و پاكى را ترسيم كند و به سوى آن به سرعت نسيم بهارى، بشتابد.
[332]. حكمتنامه جوان، ص 128 ح 181 به نقل از كافى، ج 6 ص 326 ح 7.
[333]. كنزالعمال، ج 15، ص 211، ح 40611.
[334]. حكمتنامه جوان، ص 134.
[335]. همان، ص 138- 142.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
روش علمآموزى
عباس پسنديده
جايگاه علم در زندگى
زندگى، به لحاظ زمانى، دو مقطع بسيار مهم و به هم پيوسته دارد كه آنها را به نامهاى «دنيا» و «آخرت» مىشناسيم. نكته مهم اين كه هر چند زندگى دنيا، كوتاه و گذراست و آخرت، پايدار و جاويدان، امّا اهمّيت زندگى دنيايى بسيار بيشتر است؛ زيرا چگونگى زندگى جاويدان ما در آخرت، در دنيا تأمين مىشود. پس ما در اين دنيا با دو سطح از زندگى، رو به رو هستيم: يكى، گذران زندگى دنيوى با همه اقتضائات مادّى آن؛ و ديگرى، تأمين زندگى اخروى كه از دلِ حركت در زندگى دنيوى به دست مىآيد.
سخن اساسى اين است كه موفّقيت در زندگى دنيوى و اخروى، متوقّف بر دانش و كسب آن است. اين، بدان جهت است كه تأمين زندگى مادّى و معنوى، و نيز ارتقاى كيفيت آن، جز با تلاش و كوشش به دست نمىآيد:
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى.[336]دنيا و آخرت را بايد با تلاش و كوشش ساخت و به موفّقيت رسيدن تلاشها و كوششها، نيازمند آگاهى و بينش است. امام على (ع) در بيان قانونى كلّى مىفرمايد:
ما من حركة إلا و أنت محتاج فيها إلى معرفة.[337]
هيچ حركتى نيست، مگر آنكه در آن، نيازمند شناختى هستى.
[336]. سوره نجم، آيه.
[337]. علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1 ص 66 ح 151.