امام صادق (ع) نيز به شخصى به نام عنوان بصرى مىفرمايد:
فَاسأَلِ العُلَماءَ ما جَهِلتَ، وَ إيّاكَ أنْ تَسئَلَهُم تَعَنُّتاً وَ تَجرِبَةً، وَ إيّاكَ أنْ تَعمَلَ بِرَأيكَ.[377]
آنچه را نمىدانى، از دانشمندان بپرس، و مبادا براى درمانده كردن و آزمودن بپرسى! و زنهار كه به رأى خود، عمل كنى!
لذا بسيار در روايات، آمده است كه:
سَلْ تَفَقُّهاً وَ لا تَسْألْ تَعَنُّتاً.[378]
رعايت حقّ تقدّم
گاه ممكن است در كلاس و يا محضر يك عالم افراد گوناگون و متعددى، سؤال داشته باشند. در اين موارد، بايد نوبت را رعايت كرد و حقّ تقدم را محترم شمرد. امام صادق (ع) نقل مىكند كه دو مرد، نزد پيامبر (ص) آمدند: مردى از انصار و مردى از قبيله ثقيف. مرد ثقيفى گفت: اى پيامبر خدا! نيازى دارم.
فرمود: «برادر انصارىات، مقدّم است».
گفت: اى پيامبر خدا! من عازم سفرم و عجله دارم.
مرد انصارى گفت: به او اجازه دادم و نوبتم را به او واگذار كردم.[379]
انديشيدن
آموختن، به گوش كردن در كلاس درس و حفظ كردن آن، منحصر نمىشود. گام بعدى، انديشيدن در آموختنىهاست. تفكر، موجب بارورشدن دانش مىگردد. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
مَن أكثَرَ الفِكرَ فيما تَعَلَّمَ، أتقَنَ عِلمَهُ وَ فَهِمَ ما لَم يَكُنْ يَفْهَمُ.[380]
هركس در آنچه فرا گرفته، نيك بينديشد، دانشش را استوار كرده است و آنچه را نفهميده، مىفهمد.
[377]. همان، 1096.
[378]. ر. ك: همان، ح 1096 و 1081 و 1082 و 1082 و 1085.
[379]. همان، ح 1091.
[380]. همان، ح 969.
در حقيقت، دانشى كه به فهم نينجامد، بىفايده است. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
ألا لا خَيرَ فى عِلمٍ لَيسَ فيهِ تَفَهُّمٌ.[381]
هان! بدانيد در دانشى كه در آن، انديشيدن نباشد، خيرى نيست.
بنا بر اين، بايد وقتى را براى تأمّل و انديشيدن در آموختهها قرار داد.
استمرار
از ديگر رموز موفّقيت، استمرار در آموختن است. آموزش، فرآيندى طولانى و تدريجى است. برخى افراد، با هيجان نخستين، آموختن را آغاز مىكنند؛ امّا به ناگاه، دلسرد شده، دست مىكشند و نمىتوانند مسير آموختن را تا پايان ادامه دهند. چنين افرادى، نمىتوانند موفّق باشند. آموختن، نياز به تداوم و استمرار دارد. به فرموده امام على (ع)، هركس درس را پيگيرى نكند، به فهم نخواهد رسيد[382]و دانش، جز با تداوم در تحصيل، به دست نمىآيد.[383]ايشان تصريح مىكند:
مَن أكثَرَ مُدارَسَةَ العِلمِ لَم ينسَ ما عَلِمَ، وَ استَفادَ ما لَم يعلَم.[384]
هركس بسيار به [درس خواندن و] مباحثه علم بپردازد، آنچه را فرا گرفته، از ياد نمىبرد و آنچه را نمىدانسته فرا مىگيرد.
شكيبايى
راه دانش، راهى طولانى بوده، با دشوارىهاى فراوانى همراه است و گاه ديربازده نيز هست و ممكن است دانشآموز را خسته و دلزده كند. از اين رو، آموختن، نيازمند شكيبايى است و بدون شكيبايى، نمىتوان اين راه را پيمود. عيسى (ع) شكيبايى را درِ دانش مىداند.[385]امام على (ع) نيز بر لزوم بردبارى تأكيد كرده، مىفرمايد:
[381]. همان، ح 970.
[382]. ر. ك: همان، ح 1004.
[383]. ر. ك: همان، ح 1005.
[384]. همان، ح 1006.
[385]. همان، ح 1008:« حَصِّنوا بابَ العِلمِ، فَإِنَّ بابَهُ الصَّبرُ؛ درِ دانش را استوار كنيد، كه در آن، شكيبايى است».
عَلَى المُتَعَلِّمِ أن يدئِبَ نَفسَهُ فى طَلَبِ العِلمِ، وَ لا يمَلَّ مِن تَعَلُّمِهِ، وَ لا يستَكثِرَ ما عَلِم.[386]
بر جوينده دانش است كه نفسش را به جستجوى دانش، عادت دهد و از فرا گرفتن آن، ملول نگردد و آنچه را فرا گرفته، بسيار نشمارد.
اين مسئله، بُعد ديگرى هم دارد. گاهى ممكن است دشوار آمدن دانش براى فرد، به خاطر سخت بودن پذيرش نشستن در موضع آموختن و پايين آمدن از جايگاه دانايى است. كسى كه خود را در حالت آموختن قرار مىدهد، به نداشتهها و نادانستههاى خود، تصريح مىكند. هر چند اين كار، هرگز عيب نيست؛ ولى شايد براى برخى افراد، بويژه بزرگسالان و افراد مشهور، دشوار باشد. از اين رو، شكيبايى در اين وضعيتْ نيز عامل موفقيت خواهد بود. رسول خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
مَن لَم يصبِر عَلى ذُلِّ التَّعَلُّمِ ساعَةً، بَقِى فى ذُلِّ الجَهلِ أبَداً.[387]
كسى كه ساعتى بر خوارىِ فراگرفتن، شكيبايى نورزد، همواره در خوارى نادانى باقى مىمانَد.
بنا بر اين، دانشآموز بايد، بردبار و شكيبا باشد تا درخت دانش او به بار بنشيند.
فروتنى در برابر آموزگار
از ديگر رموز موفّقيت، فروتنى در برابر آموزگار است. كسى كه اهل تكبّر باشد، چيزى فرا نمىگيرد.
امام على (ع) مىفرمايد:
لا يتَعَلَّمُ مَن يتَكبَّرُ.[388]
كسى كه تكبّر بورزد، چيزى فرا نمىگيرد.
تكبّر و درشتى با آموزگار، بركت دانش را مىبَرَد و كارايى آن را كاهش مىدهد. دانشآموز، مديون آموزگار است و موفّقيت آينده او، ريشه در تلاش معلّم دارد. لذا
[386]. همان، ح 1010.
[387]. همان، ح 1009.
[388]. همان، ح 1021.
ادب و جوانمردى، حكم مىكند كه در برابر او، فروتن باشيم. به همين جهت، امام صادق (ع) مىفرمايد:
تَواضَعوا لِمَن طَلَبتُم مِنهُ العِلمَ.[389]
در برابر آنكه از او دانش مىجوييد، فروتنى كنيد.
اين حقيقت، اين چنين در بيتى زيبا، بازگو شده است:
افتادگى آموز، اگر طالب فيضى
هرگز نخورد آب، زمينى كه بلند است
نزديك هم نشستن
شيوه نشستن در مجلس يادگيرى، تأثير روانى بسيارى در ياددهى و يادگيرى دارد. پراكنده نشستن، نشانه بىعلاقگى و سردى دانشآموزان است. لذا براى افزايش سطح آموزش، بايد افراد نزديك به هم نشسته، با علاقه مسائل را پيگيرى كنند. رسول خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
إذا جَلَستُمْ إلَى المُعَلِّمِ أو جَلَستُم فى مَجالِسِ العِلمِ فَادنوا، وَلْيَجْلِسْ بَعضُكُم خَلْفَ بَعضٍ، وَ لا تَجلِسُوا مُتَفَرِّقينَ كما يَجلِسُ أهلُ الجاهِلِيةِ.[390]
هنگامى كه نزد آموزگار يا در مجلسهاى دانش نشستيد، به يكديگر نزديك شويد و پشتِ سر هم [و بدون فاصله] بنشيند. مانند دوران جاهلى، پراكنده منشينيد.
ميانهروى در خوراك
يكى از دلايل ناكامى در آموختن، پُرخورى است. پُرخورى، سبب كندى ذهن و كاهش قدرت يادگيرى مىشود. رسول خدا (ص)، از قول خداوند متعال، قانونى را در اين باره بيان كرده است:
إنَّ اللّه يقولُ: وَضَعتُ خَمسَةً فى خَمسَةٍ وَ النّاسُ يطلُبونَها فى خَمسَةٍ فَلا يجِدونَها: وَضَعتُ العِلمَ فِى الجوعِ وَ الجَهدِ، وَ النّاسُ يطلُبونَهُ بِالشَّبعَةِ وَ الرّاحَةِ فَلا يجِدونَهُ ....)[391]
[389]. همان، ح 1022.
[390]. همان، ح 1068.
[391]. همان، ح 1024.
خداوند مىفرمايد: «پنج چيز را در پنج چيز دادم، حال آنكه مردم، آنها را در پنج چيز ديگر مىجويند و در نمىيابند: دانش را در گرسنگى و كوشش قرار دادم و مردم، آن را در پُرخورى و راحتطلبى مىجويند و نمىيابند ....
بنا بر اين، از عوامل موفّقيت در آموختن، ميانهروى در خوردن و پرهيز از پُرخورى است. اين كار، سبب سبُك شدن و آمادگى روح براى فراگيرى مىشود.
سحرخيزى
سحرخيزى، از ديگر رموز موفّقيت در آموختن است. براى بامداد، بركتهاى فراوانى شمرده شده كه يكى از آنها، بالا بودن سطح يادگيرى است. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
اغدوا فى طَلَبِ العِلمِ، فَإِنَّ الغُدُوَّ بَرَكةٌ وَ نَجاحٌ.[392]
بامدادان، به جستجوى دانش برخيزيد، كه سحرخيزى،] مايه [بركت و كاميابى است.
ايشان، همچنين فرموده است:
اغدوا فى طَلَبِ العِلمِ، فَإِنّى سَئلتُ رَبّى أن يبارِك لُامَّتى فى بُكورِها.[393]
بامدادان، به جستجوى دانش برخيزيد، كه من از پروردگارم خواستم تا بامدادِ امّتم را مبارك گردانَد.
پُرخوابى و از دست دادن اين زمان، ميزان موفّقيت را كاهش مىدهد. لذا بايد تدبيرى انديشيد تا از اوقات بامداد، بيشتر استفاده شود. لازمه اين كار، برنامهريزى براى زمان خواب و بيدارى است.
غنيمت شمردن خُردسالى و جوانى
يادگيرى، فرآيند پيچيده و حسّاسى است كه نيازمند بهترين و مناسبترين زمانهاست. همان گونه كه بايد بهترين اوقات روز را به يادگيرى اختصاص دهيم، بهترين سالهاى عمر را نيز بايد براى اين كار، در نظر بگيريم. در خُردسالى و
[392]. همان، ح 1026.
[393]. همان، ح 1027.
جوانى، ذهن انسان، بهترين آمادگى را براى آموختن دارد. پيامبرخدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
مَثَلُ الَّذى يتَعَلَّمُ العِلمَ فى صِغَرِهِ كمَثَلِ الوَشمِ عَلَى الصَّخرَةِ، ومَثَلُ الَّذى يتَعَلَّمُ العِلمَ فى كبَرِهِ كالَّذى يَكتُبُ عَلَى الماءِ.[394]
كسى كه در خُردسالى دانش بياموزد، مانند نقش بر سنگ [، ماندگار] است و كسى كه در بزرگسالى دانش بياموزد، مانند كسى است كه بر [روى] آب مىنگارد.
معمولًا اين دوران، با شور و هيجان همراه بوده، نيازمند كنترل است و اگر چنين نشود، موجب از دست رفتن فرصتهاى مناسب براى يادگيرى مىگردد.
[394]. همان، ح 102.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
سلامت، بهداشت و تغذيه
عبد الهادى مسعودى
سلامت، به معناى آسايش كامل جسمى، روحى و اجتماعى، مفهومى برتر از بيمار نبودن است. سلامت و بهداشت فردى و اجتماعى، نياز به فراگيرى دانش و هنر پيشگيرى از بيمارىها دارد و نهادينه كردن آموزشها و مراقبتهاى ضرور براى حفظ سلامت فرد و جامعه، وظيفهاى همگانى و هميشگى است.
اسلام، دينى همهسونگر است و از راهنمايىهاى اساسى در اين باره، فروگذار نكرده و پيشوايان دينى ما، بر فرمانها و سفارشهاى قرآن در اين زمينه، تأكيد كردهاند و افزون بر تأييد بسيارى از دانستههاى طبّى بشر،[395]رهنمودهاى متعدّدى در اين راستا دادهاند. مجموعه اين آموزهها، پايههاى نخستينِ دانش طبّ اسلامى است. با ظهور پزشكان مسلمان و تغذيه از دو آبشخور دستورهاى دينى و تجربههاى كهن بشر، جامعه اسلامى قرنهاى پى در پى، يكى از بهترين و پيشرفتهترين جوامع انسانى در زمينه بهداشت و سلامت، بوده است. در اين جا، برخى از آموزههاى حديثى مرتبط با سلامتى، پيشگيرى، بهداشت و تغذيه را مىآوريم.
سلامت
اسلام، سلامت را پايه بسيارى از احكام واجب و حرام خود، قرار داده است. حكم به وجوب روزه،[396]و پرهيز از خوردن و آشاميدن موادّ
[395]. از پيامبر اكرم و امام على، احاديثى در باره دستهبندى علوم، نقل شده است كه علم ابدان، يعنى دانش مربوط به بدن انسان را يكى از گونههاى اصلى علوم دانستهاند( ر. ك: دانشنامه احاديث پزشكى، ج 1، ص 32).
[396].« صوموا، تصّحوا».( دعائم الإسلام، ج، ص).