بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 91

مستقل، نقل شده است. پايان‌بخش كتاب، وصاياى مُفضّل بن عمر، به شيعيان است كه حاوى سخنان ارزشمندى از امام صادق (ع) است.

4. اگر چه بيشتر احاديث تحف العقول، در ساير كتب حديثى همانند الكافى و نهج البلاغة آمده است؛ ولى در بسيارى از موارد نيز داراى احاديث منحصر به فردى است كه بسيار ناب و جالب‌اند. نامه امام سجّاد (ع) به زُهرى و حديث بلندى درباره خمس، از اين موارد است.

5. استحكام متن احاديث تحف العقول در ميان كتب روايى كم نظير است.

ميزان الحكمه‌

كتاب ميزان الحكمة،[93]تأليف آيت الله محمّدى رى‌شهرى، معجمى كارآمد براى دسترسى سريع و آسان به احاديث معصومان (عليهم السلام) درباره موضوعات گوناگون است. احاديث اين كتاب، برگرفته از كتب حديثى شيعه و نيز كنز العمّال تأليف حسام الدين هندى (م 975 ق) بزرگترين مجموعه احاديث نبوى است. ميزان الحكمة، به فارسى و چند زبان ديگر نيز ترجمه شده است. در سال‌هاى اخير به كمك شيوه‌هاى نوين تحقيقى، مجموعه ميزان الحكمه بسط يافته كه تاكنون بيش از ده مجلّد از آن همراه شرح و تبيين بسيارى از احاديث و به زبان عربى و فارسى منتشر شده است.[94]

مؤلّف، در مقدمه كتاب، انگيزه خود از تأليف اين اثر را چنين بيان مى‌كند:

من ملاحظه كردم كه كار گردآورى و باب‌بندى روايات و احاديث مربوط به قضاياى فقهى، اعم از عبادات و معاملات، به گونه‌اى تقريباً كامل انجام گرفته است؛ امّا در خصوص مسائل فكرى، اخلاقى و اجتماعى، سوگ‌مندانه، چيزى يافت نمى‌شود و اگر هم كوشش‌هايى صورت پذيرفته باشد، تقريباً قابل ملاحظه نيست.[95]

[93]. ميزان الحكمة، نخست در ده جلد، به چاپ رسيد و سپس، در چهار جلد و يك جلد فهرست، همراه با اصلاحات سودمندى عرضه گرديد. چاپ اخير اين مجموعه، به همراه ترجمه فارسى آن در پانزده جلد با فهرست‌هاى مختلف و سودمند؛ توسّط مؤسسه علمى فرهنگى دار الحديث، منتشر شده است.

[94]. دانش‌نامه ميزان الحكمة، تمامى روايات مرتبط با مسائل فكرى، اخلاقى و اجتماعى از منابع مختلف حديثى شيعه و اهل سنّت، استخراج شده و در ذيل موضوعات مشخّص، همراه با حل تعارض‌هاى درونى و حلّ شبهات، عرضه مى‌شود.

[95]. ميزان الحكمة، ج 1، ص 13- 14.


صفحه 92

ويژگى‌هاى «ميزان الحكمه»

ميزان الحكمة، از ويژگى‌هاى زير، برخوردار است:

1. هدف از ارائه چنين اثرى، نگرشى جامع به معارف دينى است كه فهم عميق تعاليم الهى را به دنبال دارد. اين نگاه، محصول تفسير هر آيه يا روايت در منظومه هماهنگ گزاره‌هاى دينى است. ميزان الحكمة، با كنار هم نهادن آيات و روايات مربوط به هر موضوع، رسيدن به اين هدف را تسهيل مى‌كند.

2. در اين مجموعه، تلاش شده تا موضوع‌بندى احاديث، با دقّت نظر انجام گيرد و از تكرار احاديث يا تداخل عناوين، در حدّ امكان، خوددارى شود.

3. ميزان الحكمة، به بيان رواياتِ فقهى؛ نظر ندارد و تنها به ذكر احاديثى كه مضمون اخلاقى يا اجتماعى در بر دارند و يا با مسائل فكرى و اعتقادى مرتبطاند، مى‌پردازد.

اين اثر، شامل بيش از دو هزار آيه، 546 مدخل اصلى، 4260 مدخل فرعى و 23030 روايت (با حذف اسناد) است. عناوين اصلى كتاب؛ الفبايى و بر اساس ريشه كلمه در هر موضوع، تنظيم شده است كه از مدخل «ايثار» (ريشه أثر) شروع و به مدخل «يقين» (ريشه يقن) ختم مى‌شود. هر عنوان اصلى، زيرمجموعه‌اى از عناوين فرعى را در بر دارد.

به طور مثال، مدخل «صاد»، شامل اين عناوين اصلى است: «صبح، صبر، صحبت، صحّت، صدق، صدّيق و صديق». ترجمه عناوين فرعى زيرمجموعه عنوان «صديق (دوست)»، اين‌چنين است: شناخت فرد از طريق دوستان او، همانندى نفوس، گرايش انسان به همگنان خود، همنشين بد، افراد شايسته دوستى، ياران شايسته، و ....

گزيده‌اى از مهم‌ترين مدخل‌ها و احاديث اين كتاب، در مجموعه‌اى به نام منتخب ميزان الحكمة، در يك جلد، منتشر شده كه شامل 419 مدخل اصلى، 1900 مدخل فرعى و 6848 حديث است.


صفحه 93

نمونه‌اى از روايات «الكافى»

. امام صادق (ع):

الرَّاوِيةُ لِحَدِيثِنَا يشُدُّ بِهِ قُلُوبَ شِيعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ.[96]

عابد، بهتر است.

. امام صادق (ع):

إِنَّمَا يهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا يسْأَلُونَ.[97]

همانا مردم چون نمى‌پرسند هلاك مى‌شوند.

. امام صادق (ع):

أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَكرِ فِى اللهِ وَ فِى قُدْرَتِهِ.[98]

بهترين عبادت، همواره انديشيدن درباره خدا و قدرت اوست.

. امام صادق (ع):

خَفِ الله كأَنَّك تَرَاهُ وَ إِنْ كنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يرَاكَ فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لا يرَاكَ فَقَدْ كفَرْتَ وَ إِنْ كنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يرَاك ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيكَ.[99]

چنان از خدا بترس كه گويا او را مى‌بينى و اگر تو او را نمى‌بينى، او تو، را مى‌بيند. اگر معتقد باشى كه او، تو را نمى‌بيند كافر شده‌اى و اگر بدانى كه او تو را مى‌بيند و با حال معصيت، در برابر حضرتش حاضر شوى، او را كوچك‌ترين ناظران بر خودت قرار داده‌اى.

[96]. الكافى، ج 1، ص 33(« باب صفة العلم و فضله» و« باب فضل العلماء»).

[97]. الكافى، ج 1، ص 40( باب سؤال العالم و تذاكره).

[98]. الكافى، ج 2، ص 55( باب التفكّر).

[99]. الكافى، ج 2، ص 67( باب الخوف و الرجاء).


صفحه 94

. امام صادق (ع):

مَنِ ابْتُلِى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بِبَلَاءٍ فَصَبَرَ عَلَيهِ كانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِيدٍ.[100]

هر مؤمنى‌به بلايى گرفتار شود و صبر كند، اجر هزار شهيد براى‌اوست.

. امام صادق (ع):

إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يمِيتُ الْخَطِيئَةَ كمَا تَمِيتُ الشَّمْسُ الْجَلِيدَ.[101]

خُلق نيكو، گناه را آب مى‌كند، چنان‌كه خورشيد، آب را ذوب مى‌كند.

. امام صادق (ع):

لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِك شَى‌ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ.[102]

به طول دادن ركوع و سجود شخص نگاه نكنيد زيرا به آن عادت كرده و اگر آن را ترك كند وحشت‌زده مى‌شود، بلكه به راستگويى و اداى امانتش بنگريد.

. منصور بن حازم:

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ قُلْتُ أَى الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ؟ قَالَ الصَّلَاةُ لِوَقْتِهَا وَ بِرُّ الْوَالِدَينِ وَ الْجِهَادُ فِى سَبِيلِ اللهِ.[103]

به امام صادق (ع) عرض شد. كدام اعمال بهتر است؟ فرمود: نماز در وقت و نيكى‌با پدر و مادر و جهاد در راه خداى‌متعال.

. امام صادق (ع):

قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ خَيرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ خَيرٌ مِنْ حُمْلَانِ أَلْفِ فَرَسٍ فِى سَبِيلِ اللهِ.[104]

[100]. الكافى، ج 2، ص 92( باب الصبر).

[101]. الكافى، ج 2، ص 100( باب حسن الخلق).

[102]. الكافى، ج 2، ص 105( باب الصدق و أداء الأمانة).

[103]. الكافى، ج 2، ص 158( باب البر بالوالدين).

[104]. الكافى، ج 2، ص 193( باب قضاء حاجة المؤمن).


صفحه 95

روا ساختن حاجت مؤمن از آزاد كردن هزار بنده و بار كردن هزار اسب در راه خدا بهتر است.

. امام صادق (ع):

قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ فِى الْمُصْحَفِ تُخَفِّفُ الْعَذَابَ عَنِ الْوَالِدَينِ وَ لَوْ كانَا كافِرَينِ.[105]

خواندن قرآن از روى آن، عذاب را از پدر و مادر مى‌كاهد اگر چه آن دو كافر باشند.

[105]. الكافى، ج 2، ص 613.


صفحه 96

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 97

فهم حديث‌

احمد غلامعلى‌

حديث به عنوان يك متن مقدس نيازمند فهم صحيح است. بركات وجودى و عملى احاديث اهل بيت هنگامى به دست مى‌آيد كه حديث به خوبى فهميده شود. چنانچه حديثى به درستى فهميده نشود از آثار آن نمى‌توان بهره‌مند شد و از سويى بد فهميدن حديث، كژراهه‌هاى فكرى و اجتماعى را پديد مى‌آورد. از اين روى فهميدن حديث بسيار پر اهميت است. راه كار علمى و عملى براى رسيدن به مقصود واقعى پيشوايان معصوم (عليهم السلام)، فهمِ روشمند حديث است. دانشى كه راه رسيدن به مقصود را نشان مى‌دهد، «فقه الحديث» نام دارد. تعريف برگزيده براى دانش فقه الحديث چنين است:

دانشى است كه به بررسى «متن» حديث مى‌پردازد تا در يك سير روشمند ما را به مقصود اصلى گوينده نزديك سازد.

نياز و ضرورت‌

همه دانش‌هاى اسلامى بر حديث استوار است و فهميدن حديث، مهم‌ترين دانشِ حديثى، زيرا اگر حديثى به خوبى فهميده شود، دانشِ دينى برخاسته از آن معتبر و سودمند خواهد بود. امام صادق (ع) در باره اهميت فهميدن حديث فرمودند:

حَديثٌ تَدْرِيهِ خَيْرٌ مِنْ الفٍ تَروِيهِ.[106]

حديثى را بفهمى بهتر از آن است كه هزار حديث را نقل كنى.

[106]. معانى الأخبار، ص 2.


صفحه 98

افزون بر اين، فوائد مهمِ ديگرى در فهمِ حديث نهفته است. يكى از فايده‌هاى شناخت درست حديث، افزايش ايمان است. شناخت حديث با شناخت دين رابطه‌اى مستقيم دارد و هر اندازه كه حديث بدانيم، باورهاى دينى ما تقويت مى‌شود و بدينسان مؤمن به بالاترين درجه‌هاى ايمان مى‌رسد: امام باقر (ع) فرمود:

بِالدِراياتِ للرّوايات يَعْلُو المؤمِنُ إلى أقصى درجاتِ الايمان.[107]

مؤمن با فهميدن روايات به بالاترين درجه ايمان مى‌رسد.

يكى ديگر از فائده‌هاى مهمِ حديث‌دانى، تشخيص درستى آن است. دانشمندان نزديك به عصر امامان (عليهم السلام) با ارزيابى سخنانِ منسوب به ائمه (عليهم السلام)، به درستى و يا نادرستى انتساب سخن به معصوم پى مى‌بردند. اين شيوه را برخى دانشمندان پسين هم پذيرفتند و پس از انس گرفتن زياد با احاديثِ معصومين (عليهم السلام)، از راه شناختِ محتواى حديث، به درستى آن حكم مى‌كردند.[108]

پيشينه فهم حديث‌

فهم حديث همزاد حديث است. از زمان پيامبر خدا برخى از ياران ايشان، پس از شنيدن سخنان پيامبر (ص) از اصطلاح و واژه‌هاى دشوارِ به كار رفته در آن و يا مقصود اصلى پيامبر (ص) مى‌پرسيدند و آن بزرگوار هم پاسخ مى‌فرمود. نمونه:

پيامبر (ص) فرمود: به سوى «رياض الجنه؛ باغ‌هاى بهشت» بشتابيد، اصحاب پرسيدند: «رياض الجنة» چيست؟ پيامبر فرمود: حلقه‌هاى يادِ خدا.[109]

و يا در نمونه ديگرى پيامبر خدا فرمود: دوست داشتنى‌ترين تسبيح نزد خداوند، «سُبحة الحديث» است. از پيامبر پرسيدند: «سُبحة الحديث» چيست؟ پيامبر فرمود: كسى كه اخبارِ حرص و باطل دنيا را بشنود و در اين هنگام (از چنين سخن‌هايى) اندوهگين شود و خدا را ياد كند.[110]

[107]. معانى الأخبار، ص 1.

[108]. براى نمونه؟؟؟.

[109]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 409.

[110]. معانى الاخبار، ص 258.