ويژگىهاى «ميزان الحكمه»
ميزان الحكمة، از ويژگىهاى زير، برخوردار است:
1. هدف از ارائه چنين اثرى، نگرشى جامع به معارف دينى است كه فهم عميق تعاليم الهى را به دنبال دارد. اين نگاه، محصول تفسير هر آيه يا روايت در منظومه هماهنگ گزارههاى دينى است. ميزان الحكمة، با كنار هم نهادن آيات و روايات مربوط به هر موضوع، رسيدن به اين هدف را تسهيل مىكند.
2. در اين مجموعه، تلاش شده تا موضوعبندى احاديث، با دقّت نظر انجام گيرد و از تكرار احاديث يا تداخل عناوين، در حدّ امكان، خوددارى شود.
3. ميزان الحكمة، به بيان رواياتِ فقهى؛ نظر ندارد و تنها به ذكر احاديثى كه مضمون اخلاقى يا اجتماعى در بر دارند و يا با مسائل فكرى و اعتقادى مرتبطاند، مىپردازد.
اين اثر، شامل بيش از دو هزار آيه، 546 مدخل اصلى، 4260 مدخل فرعى و 23030 روايت (با حذف اسناد) است. عناوين اصلى كتاب؛ الفبايى و بر اساس ريشه كلمه در هر موضوع، تنظيم شده است كه از مدخل «ايثار» (ريشه أثر) شروع و به مدخل «يقين» (ريشه يقن) ختم مىشود. هر عنوان اصلى، زيرمجموعهاى از عناوين فرعى را در بر دارد.
به طور مثال، مدخل «صاد»، شامل اين عناوين اصلى است: «صبح، صبر، صحبت، صحّت، صدق، صدّيق و صديق». ترجمه عناوين فرعى زيرمجموعه عنوان «صديق (دوست)»، اينچنين است: شناخت فرد از طريق دوستان او، همانندى نفوس، گرايش انسان به همگنان خود، همنشين بد، افراد شايسته دوستى، ياران شايسته، و ....
گزيدهاى از مهمترين مدخلها و احاديث اين كتاب، در مجموعهاى به نام منتخب ميزان الحكمة، در يك جلد، منتشر شده كه شامل 419 مدخل اصلى، 1900 مدخل فرعى و 6848 حديث است.
نمونهاى از روايات «الكافى»
. امام صادق (ع):
الرَّاوِيةُ لِحَدِيثِنَا يشُدُّ بِهِ قُلُوبَ شِيعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ.[96]
عابد، بهتر است.
. امام صادق (ع):
إِنَّمَا يهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا يسْأَلُونَ.[97]
همانا مردم چون نمىپرسند هلاك مىشوند.
. امام صادق (ع):
أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَكرِ فِى اللهِ وَ فِى قُدْرَتِهِ.[98]
بهترين عبادت، همواره انديشيدن درباره خدا و قدرت اوست.
. امام صادق (ع):
خَفِ الله كأَنَّك تَرَاهُ وَ إِنْ كنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يرَاكَ فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لا يرَاكَ فَقَدْ كفَرْتَ وَ إِنْ كنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يرَاك ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيكَ.[99]
چنان از خدا بترس كه گويا او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى، او تو، را مىبيند. اگر معتقد باشى كه او، تو را نمىبيند كافر شدهاى و اگر بدانى كه او تو را مىبيند و با حال معصيت، در برابر حضرتش حاضر شوى، او را كوچكترين ناظران بر خودت قرار دادهاى.
[96]. الكافى، ج 1، ص 33(« باب صفة العلم و فضله» و« باب فضل العلماء»).
[97]. الكافى، ج 1، ص 40( باب سؤال العالم و تذاكره).
[98]. الكافى، ج 2، ص 55( باب التفكّر).
[99]. الكافى، ج 2، ص 67( باب الخوف و الرجاء).
. امام صادق (ع):
مَنِ ابْتُلِى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بِبَلَاءٍ فَصَبَرَ عَلَيهِ كانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِيدٍ.[100]
هر مؤمنىبه بلايى گرفتار شود و صبر كند، اجر هزار شهيد براىاوست.
. امام صادق (ع):
إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يمِيتُ الْخَطِيئَةَ كمَا تَمِيتُ الشَّمْسُ الْجَلِيدَ.[101]
خُلق نيكو، گناه را آب مىكند، چنانكه خورشيد، آب را ذوب مىكند.
. امام صادق (ع):
لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِك شَىءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِهِ.[102]
به طول دادن ركوع و سجود شخص نگاه نكنيد زيرا به آن عادت كرده و اگر آن را ترك كند وحشتزده مىشود، بلكه به راستگويى و اداى امانتش بنگريد.
. منصور بن حازم:
عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ (ع) قَالَ قُلْتُ أَى الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ؟ قَالَ الصَّلَاةُ لِوَقْتِهَا وَ بِرُّ الْوَالِدَينِ وَ الْجِهَادُ فِى سَبِيلِ اللهِ.[103]
به امام صادق (ع) عرض شد. كدام اعمال بهتر است؟ فرمود: نماز در وقت و نيكىبا پدر و مادر و جهاد در راه خداىمتعال.
. امام صادق (ع):
قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ خَيرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ خَيرٌ مِنْ حُمْلَانِ أَلْفِ فَرَسٍ فِى سَبِيلِ اللهِ.[104]
[100]. الكافى، ج 2، ص 92( باب الصبر).
[101]. الكافى، ج 2، ص 100( باب حسن الخلق).
[102]. الكافى، ج 2، ص 105( باب الصدق و أداء الأمانة).
[103]. الكافى، ج 2، ص 158( باب البر بالوالدين).
[104]. الكافى، ج 2، ص 193( باب قضاء حاجة المؤمن).
روا ساختن حاجت مؤمن از آزاد كردن هزار بنده و بار كردن هزار اسب در راه خدا بهتر است.
. امام صادق (ع):
قِرَاءَةُ الْقُرْآنِ فِى الْمُصْحَفِ تُخَفِّفُ الْعَذَابَ عَنِ الْوَالِدَينِ وَ لَوْ كانَا كافِرَينِ.[105]
خواندن قرآن از روى آن، عذاب را از پدر و مادر مىكاهد اگر چه آن دو كافر باشند.
[105]. الكافى، ج 2، ص 613.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فهم حديث
احمد غلامعلى
حديث به عنوان يك متن مقدس نيازمند فهم صحيح است. بركات وجودى و عملى احاديث اهل بيت هنگامى به دست مىآيد كه حديث به خوبى فهميده شود. چنانچه حديثى به درستى فهميده نشود از آثار آن نمىتوان بهرهمند شد و از سويى بد فهميدن حديث، كژراهههاى فكرى و اجتماعى را پديد مىآورد. از اين روى فهميدن حديث بسيار پر اهميت است. راه كار علمى و عملى براى رسيدن به مقصود واقعى پيشوايان معصوم (عليهم السلام)، فهمِ روشمند حديث است. دانشى كه راه رسيدن به مقصود را نشان مىدهد، «فقه الحديث» نام دارد. تعريف برگزيده براى دانش فقه الحديث چنين است:
دانشى است كه به بررسى «متن» حديث مىپردازد تا در يك سير روشمند ما را به مقصود اصلى گوينده نزديك سازد.
نياز و ضرورت
همه دانشهاى اسلامى بر حديث استوار است و فهميدن حديث، مهمترين دانشِ حديثى، زيرا اگر حديثى به خوبى فهميده شود، دانشِ دينى برخاسته از آن معتبر و سودمند خواهد بود. امام صادق (ع) در باره اهميت فهميدن حديث فرمودند:
حَديثٌ تَدْرِيهِ خَيْرٌ مِنْ الفٍ تَروِيهِ.[106]
حديثى را بفهمى بهتر از آن است كه هزار حديث را نقل كنى.
[106]. معانى الأخبار، ص 2.
افزون بر اين، فوائد مهمِ ديگرى در فهمِ حديث نهفته است. يكى از فايدههاى شناخت درست حديث، افزايش ايمان است. شناخت حديث با شناخت دين رابطهاى مستقيم دارد و هر اندازه كه حديث بدانيم، باورهاى دينى ما تقويت مىشود و بدينسان مؤمن به بالاترين درجههاى ايمان مىرسد: امام باقر (ع) فرمود:
بِالدِراياتِ للرّوايات يَعْلُو المؤمِنُ إلى أقصى درجاتِ الايمان.[107]
مؤمن با فهميدن روايات به بالاترين درجه ايمان مىرسد.
يكى ديگر از فائدههاى مهمِ حديثدانى، تشخيص درستى آن است. دانشمندان نزديك به عصر امامان (عليهم السلام) با ارزيابى سخنانِ منسوب به ائمه (عليهم السلام)، به درستى و يا نادرستى انتساب سخن به معصوم پى مىبردند. اين شيوه را برخى دانشمندان پسين هم پذيرفتند و پس از انس گرفتن زياد با احاديثِ معصومين (عليهم السلام)، از راه شناختِ محتواى حديث، به درستى آن حكم مىكردند.[108]
پيشينه فهم حديث
فهم حديث همزاد حديث است. از زمان پيامبر خدا برخى از ياران ايشان، پس از شنيدن سخنان پيامبر (ص) از اصطلاح و واژههاى دشوارِ به كار رفته در آن و يا مقصود اصلى پيامبر (ص) مىپرسيدند و آن بزرگوار هم پاسخ مىفرمود. نمونه:
پيامبر (ص) فرمود: به سوى «رياض الجنه؛ باغهاى بهشت» بشتابيد، اصحاب پرسيدند: «رياض الجنة» چيست؟ پيامبر فرمود: حلقههاى يادِ خدا.[109]
و يا در نمونه ديگرى پيامبر خدا فرمود: دوست داشتنىترين تسبيح نزد خداوند، «سُبحة الحديث» است. از پيامبر پرسيدند: «سُبحة الحديث» چيست؟ پيامبر فرمود: كسى كه اخبارِ حرص و باطل دنيا را بشنود و در اين هنگام (از چنين سخنهايى) اندوهگين شود و خدا را ياد كند.[110]
[107]. معانى الأخبار، ص 1.
[108]. براى نمونه؟؟؟.
[109]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 409.
[110]. معانى الاخبار، ص 258.
در زمان ائمه (عليهم السلام) نيز پرسش از مفاهيم و واژههاى ديرياب ادامه پيدا كرد و گاه اصطلاح خاصى را امام معصوم به كار مىبرد و سپس به توضيح آن مىپرداخت. براى نمونه امام كاظم (ع) فرمود: «امعة» نباشيد. راوى پرسيد: «امعة» چيست؟ امام فرمود:
لا تَقُلْ أنا مَعَ الناسِ وأنا كواحدٍ مِنَ الناس.[111]
نگو من با مردمم و من مانند يكى از مردم هستم.
در حقيقت «امعة» اشاره به رفتارِ سست عنصرانى دارد كه براى راحتطلبى خويش حاضرند از اصول خود دست بردارند و هر روز به رنگ و چهرهاى متفاوت درآيند. امام كاظم (ع) با به كاربردن واژهاى كوتاه و سپس تبيين آن، ضرورت دستيابى به اراده قوى را بيان فرمودند. اراده استوار در برابر هر درخواستى سر تسليم فرود نمىآورد.
در دوره امامان برخى از شاگردان ائمه (عليهم السلام) به تدريس واژهشناسى حديث و برخى نيز با نگارش كتابهايى، اختلافات ابتدايى ميان احاديث را تبيين كردند.[112]
سالهاى پايانى دوره حضور ائمه (عليهم السلام) و سالهاى آغازين غيبت، همزمان با تدوين كتابهاى موضوعى است. در مهمترين نگارشها كه بعدها «كتب اربعه»[113]نام گرفت. مولفان، احاديث را به صورت موضوعى دستهبندى كردند. در اين روش تمام احاديث پيرامون يك موضوع فراهم آمده است و خواننده مفهومِ احاديثى را كه نيازمند توضيح است، به وسيله روايات تبيين كننده كه در كنار آنها چيده شدهاند، درمىيابد.
در سالهاى پس از تدوين كتب اربعه، شرح نويسى بر كتابهايى همچون نهج البلاغة رواج يافت و با روى كار آمدن حكومت صفويه- در قرن دهم- فقه الحديث هم مانند ديگر رشتههاى حديثى رشد كرد. ملّا محمدتقى مجلسى و
[111]. تحف العقول، ص 413.
[112]. روش فهم حديث، ص 13 و ص 27.
[113]. كتابهاى الكافى، كتاب من لا يحضره الفقيه، تهذيب الاحكام و الاستبصار.