فهم حديث
احمد غلامعلى
حديث به عنوان يك متن مقدس نيازمند فهم صحيح است. بركات وجودى و عملى احاديث اهل بيت هنگامى به دست مىآيد كه حديث به خوبى فهميده شود. چنانچه حديثى به درستى فهميده نشود از آثار آن نمىتوان بهرهمند شد و از سويى بد فهميدن حديث، كژراهههاى فكرى و اجتماعى را پديد مىآورد. از اين روى فهميدن حديث بسيار پر اهميت است. راه كار علمى و عملى براى رسيدن به مقصود واقعى پيشوايان معصوم (عليهم السلام)، فهمِ روشمند حديث است. دانشى كه راه رسيدن به مقصود را نشان مىدهد، «فقه الحديث» نام دارد. تعريف برگزيده براى دانش فقه الحديث چنين است:
دانشى است كه به بررسى «متن» حديث مىپردازد تا در يك سير روشمند ما را به مقصود اصلى گوينده نزديك سازد.
نياز و ضرورت
همه دانشهاى اسلامى بر حديث استوار است و فهميدن حديث، مهمترين دانشِ حديثى، زيرا اگر حديثى به خوبى فهميده شود، دانشِ دينى برخاسته از آن معتبر و سودمند خواهد بود. امام صادق (ع) در باره اهميت فهميدن حديث فرمودند:
حَديثٌ تَدْرِيهِ خَيْرٌ مِنْ الفٍ تَروِيهِ.[106]
حديثى را بفهمى بهتر از آن است كه هزار حديث را نقل كنى.
[106]. معانى الأخبار، ص 2.
افزون بر اين، فوائد مهمِ ديگرى در فهمِ حديث نهفته است. يكى از فايدههاى شناخت درست حديث، افزايش ايمان است. شناخت حديث با شناخت دين رابطهاى مستقيم دارد و هر اندازه كه حديث بدانيم، باورهاى دينى ما تقويت مىشود و بدينسان مؤمن به بالاترين درجههاى ايمان مىرسد: امام باقر (ع) فرمود:
بِالدِراياتِ للرّوايات يَعْلُو المؤمِنُ إلى أقصى درجاتِ الايمان.[107]
مؤمن با فهميدن روايات به بالاترين درجه ايمان مىرسد.
يكى ديگر از فائدههاى مهمِ حديثدانى، تشخيص درستى آن است. دانشمندان نزديك به عصر امامان (عليهم السلام) با ارزيابى سخنانِ منسوب به ائمه (عليهم السلام)، به درستى و يا نادرستى انتساب سخن به معصوم پى مىبردند. اين شيوه را برخى دانشمندان پسين هم پذيرفتند و پس از انس گرفتن زياد با احاديثِ معصومين (عليهم السلام)، از راه شناختِ محتواى حديث، به درستى آن حكم مىكردند.[108]
پيشينه فهم حديث
فهم حديث همزاد حديث است. از زمان پيامبر خدا برخى از ياران ايشان، پس از شنيدن سخنان پيامبر (ص) از اصطلاح و واژههاى دشوارِ به كار رفته در آن و يا مقصود اصلى پيامبر (ص) مىپرسيدند و آن بزرگوار هم پاسخ مىفرمود. نمونه:
پيامبر (ص) فرمود: به سوى «رياض الجنه؛ باغهاى بهشت» بشتابيد، اصحاب پرسيدند: «رياض الجنة» چيست؟ پيامبر فرمود: حلقههاى يادِ خدا.[109]
و يا در نمونه ديگرى پيامبر خدا فرمود: دوست داشتنىترين تسبيح نزد خداوند، «سُبحة الحديث» است. از پيامبر پرسيدند: «سُبحة الحديث» چيست؟ پيامبر فرمود: كسى كه اخبارِ حرص و باطل دنيا را بشنود و در اين هنگام (از چنين سخنهايى) اندوهگين شود و خدا را ياد كند.[110]
[107]. معانى الأخبار، ص 1.
[108]. براى نمونه؟؟؟.
[109]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 409.
[110]. معانى الاخبار، ص 258.
در زمان ائمه (عليهم السلام) نيز پرسش از مفاهيم و واژههاى ديرياب ادامه پيدا كرد و گاه اصطلاح خاصى را امام معصوم به كار مىبرد و سپس به توضيح آن مىپرداخت. براى نمونه امام كاظم (ع) فرمود: «امعة» نباشيد. راوى پرسيد: «امعة» چيست؟ امام فرمود:
لا تَقُلْ أنا مَعَ الناسِ وأنا كواحدٍ مِنَ الناس.[111]
نگو من با مردمم و من مانند يكى از مردم هستم.
در حقيقت «امعة» اشاره به رفتارِ سست عنصرانى دارد كه براى راحتطلبى خويش حاضرند از اصول خود دست بردارند و هر روز به رنگ و چهرهاى متفاوت درآيند. امام كاظم (ع) با به كاربردن واژهاى كوتاه و سپس تبيين آن، ضرورت دستيابى به اراده قوى را بيان فرمودند. اراده استوار در برابر هر درخواستى سر تسليم فرود نمىآورد.
در دوره امامان برخى از شاگردان ائمه (عليهم السلام) به تدريس واژهشناسى حديث و برخى نيز با نگارش كتابهايى، اختلافات ابتدايى ميان احاديث را تبيين كردند.[112]
سالهاى پايانى دوره حضور ائمه (عليهم السلام) و سالهاى آغازين غيبت، همزمان با تدوين كتابهاى موضوعى است. در مهمترين نگارشها كه بعدها «كتب اربعه»[113]نام گرفت. مولفان، احاديث را به صورت موضوعى دستهبندى كردند. در اين روش تمام احاديث پيرامون يك موضوع فراهم آمده است و خواننده مفهومِ احاديثى را كه نيازمند توضيح است، به وسيله روايات تبيين كننده كه در كنار آنها چيده شدهاند، درمىيابد.
در سالهاى پس از تدوين كتب اربعه، شرح نويسى بر كتابهايى همچون نهج البلاغة رواج يافت و با روى كار آمدن حكومت صفويه- در قرن دهم- فقه الحديث هم مانند ديگر رشتههاى حديثى رشد كرد. ملّا محمدتقى مجلسى و
[111]. تحف العقول، ص 413.
[112]. روش فهم حديث، ص 13 و ص 27.
[113]. كتابهاى الكافى، كتاب من لا يحضره الفقيه، تهذيب الاحكام و الاستبصار.
فرزندش علّامه مجلسى به شرحِ گسترده احاديث پرداختند و دشوارىهاى آن را براى عالمان و مشتاقانِ علوم اهل بيت گشودند.
در دوره صفويه واژهشناسى به نام «طريحى» كتاب «مجمع البحرين» را نگاشت و كوشيد تا واژگان دشوار قرآن و حديث را با نمونههاى فراوان توضيح دهد.
عالمان معاصر نيز روشهاى دانشوران كهن را ادامه دادند و با تدوين شرحها و مجموعههاى حديثى نوپديد به فهم امروزين حديث يارى رساندند.
مراحل فهم حديث
1. دستيابى به متنِ درست
پژوهشگر حديث پيش از بررسى متن حديث به درستى متن اطمينان مىكند و سپس به تحليل آن مىپردازد. براى اطمينان يافتن از درستى متن حديث، به دو دانش حديثى نيازمنديم:
الف- دانش رجال
ب- مآخذيابى.
در دانش رجال از درستى روايتكنندگان متن آگاه مىشويم و در دانشمصدريابى با فراهم آوردن روايتها و نسخههاى گوناگون به متن اصلى نزديك مىشويم. در اين مرحله پژوهشگر، با آگاهىهاى فراوانى كه از دانشهاى كتاب شناختى دارد، متنِ درست حديث را از ميانِ نسخههاى متعدد حديث برمىگزيند. در اين مرحله گاه اختلافاتى در واژهها گزارش شده است كه بايد بهترين احتمال را برگزيد. براى نمونه در حديثى آمده است: «انَّ مِنَ القول عيالًا».[114]عيال در لغت به معناى نيازمندى و يا خانواده است.[115]و برخى جمله را چنين ترجمه كردهاند:
«برخى از سخنان عيال است يعنى سخنى كه وبال بود در دنيا و آخرت».[116]
[114]. سنن أبى داوود، ج 2، ص 479.
[115]. لسان العرب، ج 11، ص 482.
[116]. شهاب الأخبار با ترجمه، ص 356.
پژوهشگر در پژوهش خود، دو گزارش متفاوتى از اين حديث مىيابد كه اين جمله را چنين گزارش كرده:
إنّ مِنَ القول عَيّاً.[117]
برخى از گفتهها پوچاند.
إنّ مِنَ القولِ عدلًا.[118]
برخى از سخنان عدالت است.
«عىّ» وصفى است كه فراوان با «قول» به كار مىرود و به معناى سخنى بدون حجت، پوچ و ناقص است.[119]در اينجا اگر گزارش «عيّاً» برگزيده شود، همانند «عيالا» نيازمند به توجيه آن نيست و مفهوم جمله كاملًا مشخص است.
به ويژه آن كه با ديگر جملات حديث هم مطابقت دارد:
انّ مِنَ البيانِ سِحْراً وَمِنَ العلم جَهْلًا ومِنَ القولِ عياً.[120]
برخى از بيانها سحرند و برخى دانشها جهل و برخى سخنها پوچ.
2. واژهشناسى
دومين مرحله فهم حديث، واژهشناسى است. آنچه از پيشوايان معصوم در اختيار ماست «متنِ» سخنان ايشان است. بنا بر اين، براى فهمِ مقصود امام، ابتدا بايد «متن» حديث فهميده شود. براى فهميدن متنِ عربى، چيرگى بر دانش «صرف» و «نحو» ضرورى است. نياز به صرف از آن رو است كه در زبان عربى، ريشه كلمه به هيأتهاى گوناگون در مىيابد و در هر هيئتى معنايى ويژه مىيابد. براى نمونه از ريشه «علم» كلماتى مانند عالم، معلوم، معلّم، عليم، عُلِمَ و عَلِمَ استخراج مىشود. هر يك از اين واژگان معنايى متفاوت از ديگرى دارند ولى تمامِ معانى آنها به «علم» باز مىگردد.
[117]. تحف العقول، ص 57؛ النوادر، ص 155.
[118]. بحار الأنوار، ج 1، ص 218، ح 39
[119]. كتاب العين، ج 2، ص 271؛ المفردات، ص 600.
[120]. تحف العقول، ص 57.
دانش صرف براى يافتن معناى لغت بسيار ضرورى است زيرا بر پايه قواعد عربى، گاه تغييراتى در كلمه صورت مىپذيرد كه شناسايى ريشه اصلى كلمه را دشوار مىسازد. براى نمونه در حديثى از پيامبر (ص) مىخوانيم:
المؤمِنُ موهٍ راقع.[121]
براى يافتن ريشه واژه «موه» احتمالات گوناگون وجود دارد: «م. و. ه»، «و. ه. ى»، «و. ه. و» امّا تنها، «و. ه. ى» به معناى پاره شدن و شكافتن درست است. و معناى حديث چنين مىشود: مؤمن پارهكننده دوزنده است و مراد آن است كه مؤمن با گناهانش دين خود را مىشكافد ولى با توبه بار ديگر آن را مىدوزد.
نمونه ديگر در حديثى از پيامبر (ص) مىخوانيم: «إذا بعت فكل»[122]براى درست خواندن و نيز درست فهميدن اين حديث، نيازمند دانش صرف هستيم. زيرا دو كلمه «بعت» و «فكل» بر پايه قواعد عربى تغيير يافتهاند. «بِعْتَ» فعل ماضى مخاطب و ريشه آن «ب. ى. ع» به معناى فروختن است و كلمه «فكل» از حرف «فاء» و فعل امر «كِل» پديد آمده است. فعل امر «كِل» از ريشه «ك. ى. ل» به معناى پيمانه كردن است در اين حديث نيازمند دانستن نحو نيز هستيم تا بدانيم آمدن «إذا» جمله را به زمان حال و آينده مىبرد و آن را شرطى مىكند. در نتيجه معناى حديث چنين است: اگر چيزى را مىخواهى بفروشى، آن را پيمانه [و معيّن] كن.
دانش صرف مقدمهاى براى يافتن معناى لغت است ولى اين دانش به تنهايى براى فهميدن معناى لغات به كار رفته در احاديث كافى نيست، زيرا احاديث، متون قديمى هستند و در گذر زمان معناى برخى از كلمات تغيير يافتهاند. از اين روى حديثپژوهان براى يافتن گوهر معنايى حديث، راههاى دشوار و نفسگير را مىپيمايند و پس از بازكاوى كتابهاى لغت كهن، با مراجعه به متون قديمى غيرحديثى و برخى سخنان تبيينكننده امامان و ديگر قرينهها، معناى درست واژه حديث را در مىيابند.
[121]. المجازات النبوية، ص 172، ح 132.
[122]. صحيح البخارى، ج 3، ص 21.
3. شناخت تركيبات
سومين مرحله فهمِ حديث شناخت تركيبات و شناخت جمله است. زيرا هميشه معناى تك تك واژهها بيانگر معناى جمله نيست. در اين مرحله «دانش نحو» و «علوم بلاغى» به مدد پژوهشگر حديث مىآيد.
دانش نحو، چگونگى كاربرد كلمه در جمله را تعيين مىكند و آشنايى با «علوم بلاغى»، آرايههاى ادبى مانند مجازها، استعارهها، اصطلاحها و ضربالمثلهاى به كار رفته در حديث را فرا روى خواننده حديث قرار مىدهد. در اين مرحله خواننده حديث بايد مفهوم ضرب المثل و يا اصطلاح به كار رفته در حديث را بداند تا به مفهومِ واقعى حديث نزديك شود و چنانچه تنها به ترجمه واژههاى ضرب المثل بپردازد. معناى حديث را در نمىيابد. براى نمونه تركيباتى مانند «ام الكتاب» «أحسن بيعى»[123]، «خَضْرة عَيشٍ»[124]، «عَقَبة كَؤود»[125]و «قَلَبْتُ ظهرَه و بَطْنَه»[126]به ترتيب به معناى «سوره حمد»، «تخفيف بده»، «زندگى در رفاه و نعمت»، «مرگ» و «آزمودن و سنجيدن» است در حالى كه معناى مفردات آن متفاوت است.
4. شناسايى فضاى بيان حديث
در مرحله چهارم بايد فضايى كه حديث در آن بيان شده است را بازسازى كرد، زيرا گوينده به تناسب فضاى سخن و يا در پاسخ به پرسشى، سخن مىگويد. از اين روى گاه سخن گوينده براى مخاطبانى كه در جلسه سخنرانى حاضرند، مفهوم است ولى براى كسانى كه در جلسه حاضر نيستند و از پرسشها و مسائلِ حاشيهاى آن ناآگاهند، مفهوم نيست. بنا بر اين، براى فهم بهتر نيازمندِ گردآورى قرينههايى هستيم كه در كنار سخن امام معصوم (ع) و فهم دقيق سخن معصومين (عليهم السلام) بدون آنها ممكن نيست.
[123]. الغارات، ج 2، ص 714.
[124]. نهج البلاغه، خطبه 192.
[125]. الأمالى، صدوق، ص 588.
[126]. نهج البلاغة، خطبه 44.
حديثپژوهان، در مواردى كه مفهومِ حديث روشن نيست به گِردآورى همه قرينهها مىپردازند و از رهآورد همنشينى قرينهها با سخن معصوم به مقصود اصلى امام (ع) نزديك مىشوند. براى نمونه در حديثى از پيامبر (ص) مىخوانيم:
مَنْ بَشَرّني بِخُروجِ آذار فله الجنة.[127]
هر كه مرا به خروج [ماه] آذار، بشارت دهد، به بهشت مىرود.
ماه» آذار «دومين ماه از ماههاى رومى و معادل نيمه فروردين تا اردىبهشت ماه است. اين حديث بدون توجه به فضاى صدور آن چندان مفهوم نيست و برخى نويسندگان سُنّى آن را نپذيرفتهاند امّا هنگامى كه فضاى صدور حديث را در كنار آن قرار مىدهيم. مفهوم حديث تبيين خواهد شد: پيامبر (ص) روزى در مسجد قبا در جمع گروهى از يارانش نشسته بود و فرمود: نخستين فردى كه بر شما وارد شود، بهشتى خواهد بود. برخى از ياران بيرون رفتند تا شتابان بازگردند. و به سبب اين خبر از بهشتيان شوند. پيامبر اين موضوع را دانست از آن روى به جمع بازمانده فرمود: اكنون گروهى شتابان به مسجد وارد مىشوند هر كدام از ايشان كه «به من بشارت خروج آذار را دهد، به بهشت مىرود». اصحاب وارد شدند و پيامبر (ص) پرسيد: اكنون در كدام ماه از ماههاى رومى هستيم. ابوذر بلافاصله فرمود: «قَدْ خَرَجَ آذار: ماه آذار رفت».[128]اين حديث با بازسازى همان فضا نشان مىدهد كه هدف پيامبر معرفىِ ابوذر به عنوان فردى بهشتى بوده است و بشارت به تمام شدن ماه آذار تنها براى معرفى ابوذر بوده است.
5. گردآورى احاديث همخانواده
پنجمين مرحله در فهم حديث كه بيشتر حديثپژوهان به آن اهميت مىدهند، گردآورى احاديث ديگر و همخانواده با حديثِ مورد بحث است. چنين روشى از ديرباز مورد توجه فقيهان و محدثان شيعه بوده است. آنان با گِردآورى تمامى احاديث در يك موضوع، نَماى حقيقى هر موضوعِ حديثى را ترسيم مىكردند. براى
[127]. مقدمة ابن الصلاح، ص 161.
[128]. ر. ك: روش فهم حديث، ص 132 به نقل از معانى الاخبار، ص 204.