موجب شده است كه خداوند نگذارد كه آنها ايمان بياورند.[1]البته بايد يادآور شويم كه اضطراب و دلهره نيز نوعى غم است ، منتها در آنها ترسِ از دست دادن مطلوب در آينده ، باعث ناراحتى فرد مى شود. بنا بر اين مى توان گفت كه حسرت ، نقطه مقابل خشم و اضطراب و دلهره است .
5 . استيصال و درماندگى
نااميدى و يأس در به دست آوردن دوباره همان فرصت از دست رفته، محور ديگرى است كه اگر نگوييم كه در مفهوم حسرت وجود دارد كم كم ، هيجانِ حسرت ، با آن همراه است ؛ چرا كه وقتى فرصتى از بين برود ، برگشت آن ، محال است و گذشته را نمى توان باز گرداند. امام على عليه السلام مى فرمايد:وَ عُرِضَتْ عَلَيكَ أعْمَالُك بِالْمَحَلِّ الّذِي يُنادِى الظَّالِمُ فيه بِالحَسْرَةِ ، وَ يَتَمَنَّى المُضَيِّعُ فِيهِ الرَّجْعَةَ وَ لاتَ حينَ مَنَاصِ! .[2]و اعمال تو را بر تو عرضه مى كنند آن جا كه ستمكار ، با حسرتْ فرياد مى زند، و تباه كننده عمر و فرصت ها، آرزوى بازگشت دارد ؛ امّا راه فرار و چاره ، مسدود است .وقتى راه فرار و چاره مسدود باشد ، فرد ، احساس درماندگى خواهد كرد. بنا بر اين، حسرتِ حقيقى، در مواقعى ايجاد مى شود كه انسان ، نيروى جبران مشكلات و شكست ها را از دست داده باشد ؛ گويى از توانايى و قدرت، برهنه شده و سرشار از غم گشته است. شايد به همين خاطر است كه
[1]سوره انعام ، آيه 31 .[2]ر . ك : سوره ابراهيم ، آيه 22 .[3]Disappointment[4]Zeelenberg, M., van Dijk, W.W., Manstead, A.S.R., & van der Pligt, J. (1998). The experience of regert and disappointment. Cognition and Emotion, 12, 221_230[5]اخلاق در قرآن ، ج 2 ، ص 342 .[6]Inaction (Omission)[7]ر . ك : اطيب البيان ، ج 5 ، ص 49 .[8]ندامت يا پشيمانى ، به معناى انصراف و انزجار به طور مطلق از آن چيزى است كه از فرد سر زده ، خواه آن چيز ، نيّت باشد ، خواه عمل، خواه، خوب يا بد (ر . ك : التحقيق فى كلمات القران الكريم ، ص 216) .[9]Action (Commission)[10]نهج البلاغة ، نامه 59 .[11]Zeelenberg[12]The Inaction Effect in the psychology of Regret; Journal of Personality and Social Psychology, Copyrigt 2002 by the American Psychological Association, Inc. 2002, Vol. 82, No. 3, 314_327.[13]گلستان سعدى .[14]اشاره است به آيه«فَلاَ تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ ؛ پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود»(سوره فاطر ، آيه 8) .[15]اشاره است به آيه«أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ ؛ آيا كسى كه عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زيبا مى بيند [همانند كسى است كه واقع را آنچنان كه هست مى يابد]؟ خداوند هر كس را بخواهد ، گمراه مى سازد و هر كس را بخواهد ، هدايت مى كند»(سوره فاطر ، آيه 8) .[16]نهج البلاغة ، نامه 41 .[17]غررالحكم ، ح 891 .[18]ر . ك : الميزان في تفسير القرآن ، ج 14 ، ص 51 .
به روز قيامت «يوم الحسره» نيز گفته شده است ؛ زيرا در آن روز ، انسان هيچ قدرت و توانى براى جبران خسارت هاى خود ندارد و مصداق واقعى اين حسرت ، فقط در روز قيامتْ محقّق خواهد شد. حضرت على عليه السلام مى فرمايد:... وَ إن مَلَكَهُ اليأسُ قَتَلَهُ الأسَفُ ... .[1]هنگامى كه يأس و نااميدى، قلب آدمى را تسخير مى كند، تأسّف، وى را از پاى در مى آورد .چنانچه علاّمه طباطبايى ، ذيل آيه 39 سوره مباركه مريم ، اشاره نموده است كه در روز قيامت ، فرد ، به اين خاطر حسرت مى خورد كه كار از كار گذشته است و فرد ، ديگر فرصت و توان جبران را ندارد.[2]شايد جنبه رنج آور حسرت نيز همين احساس بيچارگى و درماندگى باشد ؛ زيرا موقعى كه فرد ، متوجّه خُسران و زيان خود مى شود و تصوّر مى كند كه ديگر كار از كار گذشته و فرصت جبران را از دست داده است ، دچار حسرت خواهد شد. البته چنانچه در بحث درمان حسرت خواهيم گفت ، كسى كه هنوز در اين دنيا زندگى مى كند ، هنوز فرصت جبران دارد و نبايد نااميد شود و خود را به خاطر حسرت گذشته ، دچار رنج و عذاب نمايد ؛ بلكه بايد اين تصوّر را رها كند و از گذشته خود عبرت گرفته ، آن را پلى براى رسيدن به كمالات انسانى قرار دهد.
نتيجه گيرى
از مطالبى كه تاكنون گفته شد ، به اين نتيجه مى رسيم كه: حسرت ، هيجانى
[1]غررالحكم ، ح 891 .[2]ر . ك : الميزان في تفسير القرآن ، ج 14 ، ص 51 .
است پيچيده و چندوجهى ، لذا شناخت ماهيت آن مشكل است . ما در اين جا سعى كرديم تا آن حال و هوا و شرايط و حالت درونى اى را كه مساوى يا حداقل نزديك به تجربه حسرت باشد ، توضيح دهيم. همچنين گفتيم كه حسرت ، هيجانى شناختى است تا جايى كه حتى برخى از آن ، به «هيجان مستدل» يا «استدلالِ محسوس» تعبير كرده اند. همچنين گفته شد كه حسرت ، نوعى غم است كه مربوط به گذشته مى شود و از نوع غمى كه مربوط به آينده است ، تفكيك شد. فرد حسرت زده ، خود را مسبّب زيان خود مى داند ، لذا از هيجان خشم نيز متمايز گرديد . در ادامه ، با قيد تفريط و كوتاهى، از ندامت و پشيمانى جدا شد و در آخر ، با قيد خودملامتگرى ، از احساس نارضايتى نيز ممتاز گرديد. با توجّه به مطالبى كه تاكنون بيان شد ، مى توان فرمول زير را براى «حسرت» بيان نمود: تفكّر معطوف به گذشته + احساس خسارت + غم زدگى + خودملامتگرى به خاطر كوتاهى و تفريط + احساس درماندگى = احساس حسرت
كنترل كننده حسرت در مغز
از ديرباز ، رابطه بين روح و بدن ، يكى از بحث هاى داغ محافل علمى بوده است. يكى از بخش هاى اين بحث ، اين بوده كه محل هر يك از قوا و احساسات فرد ، در بدن وى كجاست. در همين راستا بخش هاى مختلفى از مغز ، به هر يك از احساسات و جنبه هاى روانى انسان ، ربط داده شده است. همچنين بخشى از مغز به عنوان كنترل كننده احساس حسرت ، معرفى شده است. اخيرا محقّقان CNRC[1]در شهر برن[2]فرانسه و دانشگاه ساينا[3]در شهر
[1]Center National de la Recherche Scientifique[2]Born[3]Siena
سايناى ايتاليا و بيمارستان دكاسال پترير[1]در پاريس يافته اند كه هيجان ناخوشايند حسرت توسّط بخشى به نام كرتكس مدار پيشانى[2]كنترل مى شود.[3]كرتكس مدار پيشانى ، در كرتكس جلو استخوان پيشانى جلو مغزى[4]واقع شده است كه خود بخشى از لايه خارجى تر چين و چروك ماده خاكسترى كرتكس مخى در جلو مغز است. پرى فرونتال كرتكس ، بيشتر به عنوان استنتاج كننده مطرح است و در ارتباط با رفتارهايى مثل قضاوت، سازماندهى، حل مسئله و تفكّر انتقادى است . محقّقان دريافته اند كسانى كه اين بخش از مغزشان را از دست داده اند ، هنگام باخت و موقعيّت حسرت زا ، به خلاف انسان هاى سالم ، اصلاً احساس حسرت نمى كنند. همچنين افراد سالم، برخلاف افراد مريض ، تصميماتى را كه بعدا كمتر منجر به حسرت شود ، اتخاذ مى كردند. اين يافته مى تواند دانشمندان را در بازدارى از احساس حسرت در افراد كه مى تواند باعث[5]
فرايند حسرت
در سوره بقره مى خوانيم:بعضى از مردم، معبودهايى غير از خداوند براى خود انتخاب مى كنند و آنها را همچون خدا دوست مى دارند ؛ امّا آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، شديدتر است و آنها كه ستم كردند،
[1]Dekasalpetrieve[2]Orbito frontal[3]www.betterhumans.com/News/news.aspx? articleD= 2004-05-20-1[4]Prefrontal cortex[5]www.betterhumans.com/News/news.aspx? articleD= 2004-05-20-1
هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمام قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است . در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه كننده) از پيروان خود بيزارى مى جويند و كيفر خدا را مشاهده مى كنند و دستشان از همه جا كوتاه مى شود. (در اين هنگام) پيروان مى گويند: «اى كاش بار ديگر به دنيا بر مى گشتيم، تا از آنها بيزارى جوييم، آن چنان كه آنان از ما بيزارى جستند!» . خداوند اين چنين اعمال آنها را به صورت حسرت زايى به آنان نشان مى دهد و هرگز از آتش خارج نخواهند شد .[1]در اين سه آيه ياد شده ، مطالب بسيار سودمندى درباره فرايند شكل گيرى حسرت بيان شده است. در حقيقت ، اگر كسى بپرسد كه انسان چگونه اعمال خود را به صورت حسرت تجربه مى كند؟ در اين جمله :«كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ»صراحتا بيان شده كه خداوند ، اين گونه اعمال ايشان را به صورت حسرت ، به آنان نشان مى دهد ؛ يعنى در حقيقت ، جملات قبل از آن ، فرايند شكل گيرى حسرت در انسان را بيان مى دارد كه ما يك به يك آنها را آورده و تحليل مى كنيم. 1 . در چند جمله اوّلِ اين سه آيه«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ»، نشان داده شده است كه اين افراد ، در تصميمى دچار خطا شده اند. علّت چنين خطايى نيز نداشتن ايمان است ؛ يعنى شايد علم هم داشته باشند ، امّا دانستن ، به تنهايى كافى نيست ؛ بلكه بايد باور و ايمان نيز در كار باشد تا در تصميم گيرى صحيح ، مؤثّر واقع شود. چنانچه برخى افراد ، با اين كه مى دانند كه مثلاً سيگار كشيدن ، براى
[1]سوره بقره ، آيه 165 ـ 167 .[2]إنّ الحسرة تتعلّق بالماضى خاصّة... لأنّ الحسرة إنّما هى على ما فات بوقوعه او ينقضى وقته (التبيان فى تفسير القرآن، ج 2 ، ص 69) .[3]انسان بر چيزى حسرت مى خورد كه قدرت بر انجام دادن آن را داشته ، ولى كوتاهى كرده است. مثلاً چون بدون وسيله، قدرت بالا رفتن به آسمان را ندارد ، بر ترك آن هرگز تأسف نمى خورد (ترجمه تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 154) .[4]التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ذيل واژه ندم .
سلامتى انسان مضر است ، امّا با اين حال ، سيگار مى كشند و اين اشتباه را مرتكب مى شوند. بنا بر اين ، هنگام تصميم گيرىِ صحيح ، علاوه بر علم و آگاهى، باور قلبى و ايمان نيز ضرورى است. پس مرحله اوّل شكل گيرى حسرت ، «نداشتن ايمان» و در نتيجه ، «خطا در تصميم گيرى» است. 2 . در چند جمله بعدِ اين آيات«وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَـلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ * إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ»، آگاهى مى يابند كه تصميم آنها خطا بوده است و همچنين در خطايشان مقصّر هم بوده اند ، به خاطر همين ، به عنوان ظالم از آنها نام بُرده شده است. بنا بر اين ، مرحله دوم فرايند حسرت ، «آگاهى و شناخت نسبت به خطاى گذشته» است . همان گونه كه ملاحظه شد ، جنبه شناختى و قضاوت در حسرت ، به خوبى در اين آيه نورانى بيان شده است. 3 . جمله بعدى«وَ رَأَوُاْ الْعَذَابَ»، گوياى همان احساس رنج و عذابى است كه آنها تحمّل مى كنند. پس مرحله سوم فرايند حسرت ، «احساس رنج» است كه به خاطر درماندگى و استيصال است. 4 . جمله بعدى«وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ»، بيان كننده احساس «ناتوانى و نااميدى» است. 5 . سپس بيان شده است كه«وَ قَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُواْ مِنَّا»آنها مى خواهند برگردند و كارى را كه بايد انجام مى دادند ، محقّق سازند. بنا بر اين ، لحن گفتار حسرت زده نيز در اين آيه ، بدين شكل آمده است كه وى هميشه آرزوى بازگشت به گذشته را مى نمايد كه اين ، امرى محال و ناممكن است. 6 . مرحله بعدى«وَ مَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ»، عدم امكان جبران و برگشت ناپذير بودن حسرت ، بيان شده است.
7 . نكته بعدى ، اين مطلب است كه همان گونه كه ملاحظه نموديد ، زمينه و منشأ حسرت ، در گذشته است ، چنانچه برخى مفسّران نيز به اين نكته تصريح نموده اند.[1]8 . نكته ديگر قابل استفاده از اين آيات ، اين است كه فرد حسرت زده، در انجام دادن كارى ، كوتاهى كرده كه قدرت انجام دادن آن را داشته است. اين مطلب از اطلاق لفظ ظالم و نيز آرزويى كه آنها مى كنند ، قابل فهم است. چنانچه برخى مفسّران نيز به اين نكته اشاره نموده اند.[2]9 . نكته بعدى ، حالت انزجار و انصراف از رفتارى است كه قبلاً مرتكب شده اند و آن همان تبعيت از غير خداست و همين حالت انصراف و انزجار ، معناى ندامت و پشيمانى است .[3]بنا بر اين ، در اين مورد ، به همراه احساس پشيمانى ، احساس حسرت نيز تجربه مى شود. 10 . نكته پايانى قابل توجّه ، اين است كه چرا خداوند چنين آيه اى را نازل كرده و چنين اخبار و اطلاعاتى را در مورد دو نوع انتخاب و رفتار ، به ما انسان ها مى دهد؟ شايد پاسخ اين پرسش را بتوان براساس نظريه هاى حسرت و انتظار داد و آن ، اين است كه به ما در مورد برخى پيامدهاى دوستىِ غير خدا و پيروى از غير خدا هشدار بدهد تا در تصميم گيرى هايمان دچار خطا نشويم و از حسرت هاى روز قيامتْ ايمن شويم.
[1]إنّ الحسرة تتعلّق بالماضى خاصّة... لأنّ الحسرة إنّما هى على ما فات بوقوعه او ينقضى وقته (التبيان فى تفسير القرآن، ج 2 ، ص 69) .[2]انسان بر چيزى حسرت مى خورد كه قدرت بر انجام دادن آن را داشته ، ولى كوتاهى كرده است. مثلاً چون بدون وسيله، قدرت بالا رفتن به آسمان را ندارد ، بر ترك آن هرگز تأسف نمى خورد (ترجمه تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 154) .[3]التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ذيل واژه ندم .
رابطه نگرش و حسرت
در اين جا مقدارى در مورد ارتباط نگرش فرد با حسرت توضيح مى دهيم. قرآن كريم در مورد كسانى كه حسرت اموال و ثروت قارون را مى خورند ، مى فرمايد:«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِى زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا يَالَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ .[1][روزى قارون] با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد . آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد!»». در اين آيه ، به صراحت گفته شده است كه آنهايى كه دچار حسرت مى شوند ، صرفا خواهان همين دنيا هستند و نه چيز ديگر. به همين دليل ، اين افراد ، هميشه حسرت چيزهاى پست و زودگذر اين دنيا را مى خورند ؛ امّا در مقابل، اگر نگرش فرد اين باشد كه ثواب خدا بهتر از زَرق و برق هاى اين دنياست ، قطعاً ديگر دچار اين گونه حسرت ها نمى شود. چنانچه در ادامه آيه آمده است:«وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَ لاَ يُلَقَّــاهَآ إِلاَّ الصَّابِرُونَ .[2]و كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود ، گفتند : واى بر شما! ثواب الهى ، بهتر است براى افرادى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام مى دهند ؛ امّا جز صابران ، آن را دريافت نمى كنند». از مقايسه دو جمله : «كسانى كه حيات دنيا را مى خواهند» و «كسانى كه
[1]سوره قصص ، آيه 79 .[2]سوره قصص ، آيه 80 .