به روز قيامت «يوم الحسره» نيز گفته شده است ؛ زيرا در آن روز ، انسان هيچ قدرت و توانى براى جبران خسارت هاى خود ندارد و مصداق واقعى اين حسرت ، فقط در روز قيامتْ محقّق خواهد شد. حضرت على عليه السلام مى فرمايد:... وَ إن مَلَكَهُ اليأسُ قَتَلَهُ الأسَفُ ... .[1]هنگامى كه يأس و نااميدى، قلب آدمى را تسخير مى كند، تأسّف، وى را از پاى در مى آورد .چنانچه علاّمه طباطبايى ، ذيل آيه 39 سوره مباركه مريم ، اشاره نموده است كه در روز قيامت ، فرد ، به اين خاطر حسرت مى خورد كه كار از كار گذشته است و فرد ، ديگر فرصت و توان جبران را ندارد.[2]شايد جنبه رنج آور حسرت نيز همين احساس بيچارگى و درماندگى باشد ؛ زيرا موقعى كه فرد ، متوجّه خُسران و زيان خود مى شود و تصوّر مى كند كه ديگر كار از كار گذشته و فرصت جبران را از دست داده است ، دچار حسرت خواهد شد. البته چنانچه در بحث درمان حسرت خواهيم گفت ، كسى كه هنوز در اين دنيا زندگى مى كند ، هنوز فرصت جبران دارد و نبايد نااميد شود و خود را به خاطر حسرت گذشته ، دچار رنج و عذاب نمايد ؛ بلكه بايد اين تصوّر را رها كند و از گذشته خود عبرت گرفته ، آن را پلى براى رسيدن به كمالات انسانى قرار دهد.
نتيجه گيرى
از مطالبى كه تاكنون گفته شد ، به اين نتيجه مى رسيم كه: حسرت ، هيجانى
[1]غررالحكم ، ح 891 .[2]ر . ك : الميزان في تفسير القرآن ، ج 14 ، ص 51 .
است پيچيده و چندوجهى ، لذا شناخت ماهيت آن مشكل است . ما در اين جا سعى كرديم تا آن حال و هوا و شرايط و حالت درونى اى را كه مساوى يا حداقل نزديك به تجربه حسرت باشد ، توضيح دهيم. همچنين گفتيم كه حسرت ، هيجانى شناختى است تا جايى كه حتى برخى از آن ، به «هيجان مستدل» يا «استدلالِ محسوس» تعبير كرده اند. همچنين گفته شد كه حسرت ، نوعى غم است كه مربوط به گذشته مى شود و از نوع غمى كه مربوط به آينده است ، تفكيك شد. فرد حسرت زده ، خود را مسبّب زيان خود مى داند ، لذا از هيجان خشم نيز متمايز گرديد . در ادامه ، با قيد تفريط و كوتاهى، از ندامت و پشيمانى جدا شد و در آخر ، با قيد خودملامتگرى ، از احساس نارضايتى نيز ممتاز گرديد. با توجّه به مطالبى كه تاكنون بيان شد ، مى توان فرمول زير را براى «حسرت» بيان نمود: تفكّر معطوف به گذشته + احساس خسارت + غم زدگى + خودملامتگرى به خاطر كوتاهى و تفريط + احساس درماندگى = احساس حسرت
كنترل كننده حسرت در مغز
از ديرباز ، رابطه بين روح و بدن ، يكى از بحث هاى داغ محافل علمى بوده است. يكى از بخش هاى اين بحث ، اين بوده كه محل هر يك از قوا و احساسات فرد ، در بدن وى كجاست. در همين راستا بخش هاى مختلفى از مغز ، به هر يك از احساسات و جنبه هاى روانى انسان ، ربط داده شده است. همچنين بخشى از مغز به عنوان كنترل كننده احساس حسرت ، معرفى شده است. اخيرا محقّقان CNRC[1]در شهر برن[2]فرانسه و دانشگاه ساينا[3]در شهر
[1]Center National de la Recherche Scientifique[2]Born[3]Siena
سايناى ايتاليا و بيمارستان دكاسال پترير[1]در پاريس يافته اند كه هيجان ناخوشايند حسرت توسّط بخشى به نام كرتكس مدار پيشانى[2]كنترل مى شود.[3]كرتكس مدار پيشانى ، در كرتكس جلو استخوان پيشانى جلو مغزى[4]واقع شده است كه خود بخشى از لايه خارجى تر چين و چروك ماده خاكسترى كرتكس مخى در جلو مغز است. پرى فرونتال كرتكس ، بيشتر به عنوان استنتاج كننده مطرح است و در ارتباط با رفتارهايى مثل قضاوت، سازماندهى، حل مسئله و تفكّر انتقادى است . محقّقان دريافته اند كسانى كه اين بخش از مغزشان را از دست داده اند ، هنگام باخت و موقعيّت حسرت زا ، به خلاف انسان هاى سالم ، اصلاً احساس حسرت نمى كنند. همچنين افراد سالم، برخلاف افراد مريض ، تصميماتى را كه بعدا كمتر منجر به حسرت شود ، اتخاذ مى كردند. اين يافته مى تواند دانشمندان را در بازدارى از احساس حسرت در افراد كه مى تواند باعث[5]
فرايند حسرت
در سوره بقره مى خوانيم:بعضى از مردم، معبودهايى غير از خداوند براى خود انتخاب مى كنند و آنها را همچون خدا دوست مى دارند ؛ امّا آنها كه ايمان دارند، عشقشان به خدا، شديدتر است و آنها كه ستم كردند،
[1]Dekasalpetrieve[2]Orbito frontal[3]www.betterhumans.com/News/news.aspx? articleD= 2004-05-20-1[4]Prefrontal cortex[5]www.betterhumans.com/News/news.aspx? articleD= 2004-05-20-1
هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند، خواهند دانست كه تمام قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شديد است . در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه كننده) از پيروان خود بيزارى مى جويند و كيفر خدا را مشاهده مى كنند و دستشان از همه جا كوتاه مى شود. (در اين هنگام) پيروان مى گويند: «اى كاش بار ديگر به دنيا بر مى گشتيم، تا از آنها بيزارى جوييم، آن چنان كه آنان از ما بيزارى جستند!» . خداوند اين چنين اعمال آنها را به صورت حسرت زايى به آنان نشان مى دهد و هرگز از آتش خارج نخواهند شد .[1]در اين سه آيه ياد شده ، مطالب بسيار سودمندى درباره فرايند شكل گيرى حسرت بيان شده است. در حقيقت ، اگر كسى بپرسد كه انسان چگونه اعمال خود را به صورت حسرت تجربه مى كند؟ در اين جمله :«كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ»صراحتا بيان شده كه خداوند ، اين گونه اعمال ايشان را به صورت حسرت ، به آنان نشان مى دهد ؛ يعنى در حقيقت ، جملات قبل از آن ، فرايند شكل گيرى حسرت در انسان را بيان مى دارد كه ما يك به يك آنها را آورده و تحليل مى كنيم. 1 . در چند جمله اوّلِ اين سه آيه«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ»، نشان داده شده است كه اين افراد ، در تصميمى دچار خطا شده اند. علّت چنين خطايى نيز نداشتن ايمان است ؛ يعنى شايد علم هم داشته باشند ، امّا دانستن ، به تنهايى كافى نيست ؛ بلكه بايد باور و ايمان نيز در كار باشد تا در تصميم گيرى صحيح ، مؤثّر واقع شود. چنانچه برخى افراد ، با اين كه مى دانند كه مثلاً سيگار كشيدن ، براى
[1]سوره بقره ، آيه 165 ـ 167 .[2]إنّ الحسرة تتعلّق بالماضى خاصّة... لأنّ الحسرة إنّما هى على ما فات بوقوعه او ينقضى وقته (التبيان فى تفسير القرآن، ج 2 ، ص 69) .[3]انسان بر چيزى حسرت مى خورد كه قدرت بر انجام دادن آن را داشته ، ولى كوتاهى كرده است. مثلاً چون بدون وسيله، قدرت بالا رفتن به آسمان را ندارد ، بر ترك آن هرگز تأسف نمى خورد (ترجمه تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 154) .[4]التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ذيل واژه ندم .
سلامتى انسان مضر است ، امّا با اين حال ، سيگار مى كشند و اين اشتباه را مرتكب مى شوند. بنا بر اين ، هنگام تصميم گيرىِ صحيح ، علاوه بر علم و آگاهى، باور قلبى و ايمان نيز ضرورى است. پس مرحله اوّل شكل گيرى حسرت ، «نداشتن ايمان» و در نتيجه ، «خطا در تصميم گيرى» است. 2 . در چند جمله بعدِ اين آيات«وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَـلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ * إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ»، آگاهى مى يابند كه تصميم آنها خطا بوده است و همچنين در خطايشان مقصّر هم بوده اند ، به خاطر همين ، به عنوان ظالم از آنها نام بُرده شده است. بنا بر اين ، مرحله دوم فرايند حسرت ، «آگاهى و شناخت نسبت به خطاى گذشته» است . همان گونه كه ملاحظه شد ، جنبه شناختى و قضاوت در حسرت ، به خوبى در اين آيه نورانى بيان شده است. 3 . جمله بعدى«وَ رَأَوُاْ الْعَذَابَ»، گوياى همان احساس رنج و عذابى است كه آنها تحمّل مى كنند. پس مرحله سوم فرايند حسرت ، «احساس رنج» است كه به خاطر درماندگى و استيصال است. 4 . جمله بعدى«وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ»، بيان كننده احساس «ناتوانى و نااميدى» است. 5 . سپس بيان شده است كه«وَ قَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُواْ مِنَّا»آنها مى خواهند برگردند و كارى را كه بايد انجام مى دادند ، محقّق سازند. بنا بر اين ، لحن گفتار حسرت زده نيز در اين آيه ، بدين شكل آمده است كه وى هميشه آرزوى بازگشت به گذشته را مى نمايد كه اين ، امرى محال و ناممكن است. 6 . مرحله بعدى«وَ مَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ»، عدم امكان جبران و برگشت ناپذير بودن حسرت ، بيان شده است.
7 . نكته بعدى ، اين مطلب است كه همان گونه كه ملاحظه نموديد ، زمينه و منشأ حسرت ، در گذشته است ، چنانچه برخى مفسّران نيز به اين نكته تصريح نموده اند.[1]8 . نكته ديگر قابل استفاده از اين آيات ، اين است كه فرد حسرت زده، در انجام دادن كارى ، كوتاهى كرده كه قدرت انجام دادن آن را داشته است. اين مطلب از اطلاق لفظ ظالم و نيز آرزويى كه آنها مى كنند ، قابل فهم است. چنانچه برخى مفسّران نيز به اين نكته اشاره نموده اند.[2]9 . نكته بعدى ، حالت انزجار و انصراف از رفتارى است كه قبلاً مرتكب شده اند و آن همان تبعيت از غير خداست و همين حالت انصراف و انزجار ، معناى ندامت و پشيمانى است .[3]بنا بر اين ، در اين مورد ، به همراه احساس پشيمانى ، احساس حسرت نيز تجربه مى شود. 10 . نكته پايانى قابل توجّه ، اين است كه چرا خداوند چنين آيه اى را نازل كرده و چنين اخبار و اطلاعاتى را در مورد دو نوع انتخاب و رفتار ، به ما انسان ها مى دهد؟ شايد پاسخ اين پرسش را بتوان براساس نظريه هاى حسرت و انتظار داد و آن ، اين است كه به ما در مورد برخى پيامدهاى دوستىِ غير خدا و پيروى از غير خدا هشدار بدهد تا در تصميم گيرى هايمان دچار خطا نشويم و از حسرت هاى روز قيامتْ ايمن شويم.
[1]إنّ الحسرة تتعلّق بالماضى خاصّة... لأنّ الحسرة إنّما هى على ما فات بوقوعه او ينقضى وقته (التبيان فى تفسير القرآن، ج 2 ، ص 69) .[2]انسان بر چيزى حسرت مى خورد كه قدرت بر انجام دادن آن را داشته ، ولى كوتاهى كرده است. مثلاً چون بدون وسيله، قدرت بالا رفتن به آسمان را ندارد ، بر ترك آن هرگز تأسف نمى خورد (ترجمه تفسير مجمع البيان ، ج 2 ، ص 154) .[3]التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ذيل واژه ندم .
رابطه نگرش و حسرت
در اين جا مقدارى در مورد ارتباط نگرش فرد با حسرت توضيح مى دهيم. قرآن كريم در مورد كسانى كه حسرت اموال و ثروت قارون را مى خورند ، مى فرمايد:«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِى زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا يَالَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ .[1][روزى قارون] با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد . آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد!»». در اين آيه ، به صراحت گفته شده است كه آنهايى كه دچار حسرت مى شوند ، صرفا خواهان همين دنيا هستند و نه چيز ديگر. به همين دليل ، اين افراد ، هميشه حسرت چيزهاى پست و زودگذر اين دنيا را مى خورند ؛ امّا در مقابل، اگر نگرش فرد اين باشد كه ثواب خدا بهتر از زَرق و برق هاى اين دنياست ، قطعاً ديگر دچار اين گونه حسرت ها نمى شود. چنانچه در ادامه آيه آمده است:«وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَ لاَ يُلَقَّــاهَآ إِلاَّ الصَّابِرُونَ .[2]و كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود ، گفتند : واى بر شما! ثواب الهى ، بهتر است براى افرادى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام مى دهند ؛ امّا جز صابران ، آن را دريافت نمى كنند». از مقايسه دو جمله : «كسانى كه حيات دنيا را مى خواهند» و «كسانى كه
[1]سوره قصص ، آيه 79 .[2]سوره قصص ، آيه 80 .
علم به آنها داده شده» ، اين نتيجه مهم به دست مى آيد كه مبناى دنياطلبى ، چيزى جز «جهل» نيست. بنا بر اين ، هر چه شناخت و دانش فرد ، كامل تر و صحيح تر باشد ، حسرت وى نيز كمتر خواهد بود. امام صادق عليه السلام ، در رابطه با جهل و ارتباط آن با حسرت مى فرمايد:إِنَّ الحَسرَةَ... كُلَّهُ لِمَن لَم يَنتَفِع بِما أبصَرَهُ وَلَم يَدرِ ما الأمرُ الَّذي هوَ عَلَيهِ مُقيمٌ، أ نفَعٌ لَهُ أم ضَرٌّ... .[1]همه حسرت براى كسى است كه از آنچه بينايش مى كند ، نفعى نبرد و موقعيتى كه در آن به سر مى برد را درك نكند كه آيا نفعى برايش دارد يا براى او مضر است؟روايت شده هنگامى كه بار جنس بزّازىِ متعلّق به حضرت امام جواد عليه السلام ـ كه قيمت فراوانى داشت ـ را مى آوردند ، در بين راه ، راهزن ها آن را ربودند . شخصى كه بار را مى آورد به حضرت گزارش داد. حضرت با خط خويش نوشت: «جان و دارايى ما از بخشش هاى گواراى خداست و به عنوان عاريه ، سپرده اوست، تا آن جايى كه از آن بهره مند شويم ، مايه خوشى و شادى است، و آنچه را هم بِبَرند ، اجر است و ثواب. پس هر كس جَزَعش بر صبرش غالب گردد ، اجرش ضايع شود و پناه بر خدا از آن!» .[2]چنانچه ملاحظه كرديد ، امام جواد عليه السلام از چنان بينش و علم و نگرش الهى والايى برخوردار است كه به جاى حسرت و آه كشيدن به خاطر از دست دادن دارايى و اموالِ به سرقت رفته، اين چنين بر احساسات و عواطف خويش تسلّط داشته و صبر بر مصائب دارد و به اجر و ثواب خداوند ، اميدوار است . بنا بر اين ، نگرش فرد در تجربه حسرت ، بسيار نقش دارد.
[1]الكافى ، ج 2 ، ص 419 ، ح 1 ؛ المحاسن ، ص 252 ، ح 274 .[2]ر . ك : بحار الأنوار ، ج 50، ص 103 ؛ تحف العقول ، ص 456 .