5. چرا ما اخلاقاً وظيفه داريم به نيازمندان كمك كنيم؟
6. در اختلافاتى كه ميان برادران دينى پديد مىآيد، وظيفه اخلاقى ما چيست؟ (پاسخ خود را با ذكر يك روايت بيان كنيد.)
7. منظور از اين جمله كه «امر به معروف و نهى از منكر وظايفى عام هستند و به هيچ وجه استثنا نمىپذيرند» چيست؟ توضيح دهيد.
8. گفته شده است كه يكى از شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر «احتمال تأثير» است؛ به نظر شما از كجا مىتوان فهميد كه در فلان مورد، احتمال تأثير هست يا نه؟
9. مراتب امر به معروف و نهى از منكر را ذكر كرده و توضيح دهيد.
10. منظور از مبارزه منفى و مبارزه مثبت با منكرات را با ذكر مثال بيان كنيد.
11. نقش دوست را در زندگى و شخصيت انسان تبيين نماييد.
12. چرا از دوستى ورزيدن با چاپلوسان و بىتقوايان و احمقان نهى شده است؟ تحليل خود را در اين باره بنويسد.
براى پژوهش بيشتر
1. يكى ديگر از شرايط امر به معروف و نهى از منكر كه در بسيارى از كتابهاى فقهى ذكر شده است،[1]اين است كه براى آمر به معروف و ناهى از منكر مفسده و ضرر جانى، مالى، حيثيتى و
[1]- بنگريد به: محمدحسن نجفى، جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج 21، ص 371 و 372
امثال آن در پى نداشته باشد. نظر شما در اينباره چيست؟ اگر چنين است پس چرا امام حسين7، و اهلبيت او به هدف اجراى همين فريضه، آن همه مصيبت و درد و رنج را متحمل شدند؟
2. در باره اخلاق بينالمللى از ديدگاه اسلام تحقيق كرده و با توجه به آيات و روايات، وظايف اخلاقى ما را، بهعنوان يك كشور اسلامى، با ساير كشورها و ملتها تبيين كنيد.
براى مطالعه بيشتر
1. دوستى در قرآن و حديث، محمد محمدى رىشهرى، ترجمه سيدحسن اسلامى، قم:
دارالحديث، 1379.
2. اخلاق در قرآن، محمدتقى مصباح يزدى، تحقيق و نگارش محمدحسين اسكندرى، قم:
مؤسسه امام خمينى قدس سره، 1378، ج 3، ص 285- 247 و ص 423- 413.
سفيد
فصل ششم: اخلاق جنسى: اهداف
از دانشجو انتظار مىرود پس از فراگيرى اين فصل:
1. ضمن آشنايى با ديدگاه اسلام در باره غريزه جنسى، توانايى نقد و رد ديدگاههايى چون رهبانيت مسيحى و رياضتهاى جنسى افراطى برخى از آيينهاى مشرق زمين و همچنين ديدگاههايى چون آزادى بىقيد و شرط جنسى فرويد و پيروانش را كسب نمايد؛
2. با توجه به اهميت ازدواج، هم خود در انجام آن، سختگيرىهاى بىمورد به خرج ندهد و هم در ترويج اين امر مقدس در جامعه اسلامى بكوشد؛
3. در انتخاب همسر، اصالت را به تقوا و تديّن دهد و نه زيبايىهاى ظاهرى و ثروت و مقام؛
4. ضمن آشنايى با فضايلى مانند عفت، غيرت و پوشش مناسب در رعايت آنها و ترويج و تبليغ آنها كوشا باشد.
سفيد
و از نشانههاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در اين، نشانههايى است براى گروهى كه تفكر مىكنند. (. وَ مِنْ آياتِهِ أنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أنْفُسِكُمْ أزْواجاً لِتَسْكُنُوا إلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إنَّ فى ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ روم (30):
21. همچنين بنگريد به: نمل (27): 72؛ اعراف (7): 189 و نساء (4): 1.)
مردان و زنان بىهمسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بىنياز مىسازد؛ خداوند گشايشدهنده و آگاه است. و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بىنياز گرداند. (. وَ أنْكِحُوا اْلأَيامى مِنْكُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إمائِكُمْ إنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ نور (24): 33- 32.)
1. جايگاه و اهميت
اخلاق جنسى، به سلسله مباحث فلسفى و اخلاقى گفته مىشود كه حول محور غريزه جنسى و مسائل مرتبط با آن شكل مىگيرد. مسائلى از قبيل ضرورت كنترل يا عدم كنترل غريزه جنسى، خوب يا بد بودن حياى زن، غيرت مرد، وفادارى همسران، پوشش و حجاب زنان، زنا، همجنس بازى و ازدواج، از مهمترين مسائل اخلاق جنسى به شمار مىآيند. (. بنگريد به: مرتضى مطهرى، اخلاق جنسى، ص 15.)
اخلاق جنسى، يكى از مهمترين مباحث اخلاقى در طول روزگاران گذشته بوده است (. همان، ص 16- 15.) و اكنون نيز از مهمترين مباحث اخلاقى بهشمار مىآيد. اخلاق جنسى، با شاخههاى ديگرى از علوم نيز مرتبط است. بهعنوان مثال، در روانشناسى، جامعهشناسى، فقه و حقوق، عرفان و تصوف و حتى علم كلام نيز از اين موضوع بحث مىشود. ميل جنسى، سرمنشأ بسيارى از تحولات تاريخى بودهاست. (. الكسيس كارل، راه و رسم زندگى و نيايش، ترجمه پرويز دبيرى، ص 60.)
2. بيان ديدگاهها
در باره غريزه و علاقه جنسى، ديدگاههاى متعدد و گوناگونى مطرح شده است. به طور كلى، مىتوان اين ديدگاهها را به سه دسته تفريطى، افراطى و معتدل تقسيم كرد. در اين قسمت مىكوشيم تا به اختصار، به معرفى اين ديدگاهها و بررسى و نقد ادله هر كدام بپردازيم:
2- 1. ديدگاه تفريطى
همواره افراد و گروهها و آيينهايى بودهاند كه علاقه و غريزه جنسى را يك غريزه ذاتاً پليد، زشت و شيطانى دانستهاند. اينان آميزش جنسى را، به طور كلى، حتى از طريق آميزش با همسر قانونى و شرعى، كارى زشت و شيطانى دانسته و معتقدند عامل اصلى تباهى فرد و جامعه، غريزه جنسى است و راه رهايى از همه مصيبتها و گرفتارىهاى روحى و اجتماعى، تحت كنترل درآوردن اين غريزه و ناديده گرفتن آن است. اينان بر اين باورند كه آميزش جنسى هرگز با تكامل روحى سازگار نيست.
امكان ندارد كسى بتواند هم به تكامل معنوى و روحى برسد و هم آميزش جنسى داشته و از لذت جنسى بهره ببرد.
براى نمونه، برهمنان آيين بودا معتقدند كسى مىتواند به مقامات بالاى معنوى دست يابد كه از همه تعلقات مربوط به غريزه جنسى آزاد باشد. حتى علاقه به فرزند را با معنويت بيگانه مىبينند.
اصولًا اينان زندگى در درون خانه را اسارت و بردگى و امرى پليد و ناپاك دانسته و معتقدند انسان آزاد، كسى است كه خانه و خانواده را ترك گويد.[1]
در آيين جَين، هر فردى كه بخواهد اين آيين را بپذيرد در ابتدا بايد پيمانى پنجگانه را متعهد شود[2]
[1]- هرمان الدنبرگ، فروغ خاور( زندگى، آيين و رهبانيت بودا)، ترجمه بدرالدين كتابى، ص 324
[2]- جان بى. ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه علىاصغر حكمت، ص 170 و 171
كه يكى از مهمترين آنها، اين پيمان است كه «لذات و شهوات جنسى را بر خود حرام دانسته و ابتلاى به آن را براى ديگران نيز نمىپسندم.»
ترك لذايذ و ترك شهوات در اين آيين، اهميت بسيار دارد تا جايى كه مهاويره[1]گفته است:
«محبت زن بزرگترين سبب افتتان و ابتلاى اين جهان است و عاقبت به دردها و آلام و خطاها و مرگ مىكشد و بالاخره منتهى به جهنم مىشود و روح آدم شهوى در جسم حيوانى سبع و دوزخى مقيد و محبوس مىماند.»[2]
در ميان مكاتب اخلاقىِ يونان باستان، كلبيان بر اين باور بودند كه: «تمام ثمرات تمدن، از قبيل حكومت، ثروت شخصى، ازدواج، دين، بردهدارى (در نظام اجتماعى يونان)، تجمل و همه لذات حسى مصنوعى بىارزش است؛ اگر رستگارى و نجاتى هست، همانا در ترك جامعه و در بازگشت به زندگى ساده و زاهدانه يافته مىشود.»[3]
رهبران مسيحى نيز هر چند ازدواج را به طور كلى تحريم نمىكنند، اما آن را عملى ذاتاً پليد مىدانند. در مسيحيت، دو چيز است كه ازدواج را براى مسيحيان عادى مشروع مىكند: حفظ نسل[4]و دفع افسد به فاسد؛ يعنى در جايى كه عدم ازدواج موجب ابتلاى به فحشا و زنا و امثال آن شود. در عينحال، اينها موجب نمىشود كه ازدواج، فىنفسه خوب باشد. مسيحيان معتقدند كسى كه مىخواهد رهبرى دينى مردم را برعهده بگيرد بايد همچون عيسى مسيح7كه تا آخر عمر مجرد باقى ماند، در سراسر عمر خود از آميزش جنسى دورى كرده باشد. بر همين اساس، كسى مىتواند به مقام پاپى برسد كه هرگز ازدواج نكرده باشد. پولس قديس، در نامه اول خود به قرنتيان، در باره ازدواج مىنويسد: «كاش همه مىتوانستند مانند من مجرد بمانند، اما ما همه، مانند هم نيستيم ....
پس به آنانى كه هنوز ازدواج نكردهاند و نيز به بيوه زنان مىگويم كه بهتر است اگر مىتوانند، مثل من مجرد بمانند. اما اگر نمىتوانند بر اميال خود مسلط باشند، بهتر است كه ازدواج كنند؛ زيرا ازدواجكردن،
[1]- مؤسس و بنيانگذار جينيزم را به مهاويره، يعنى« مرد بزرگ» يا« پهلوان بزرگ»، ملقب كردهاند؛ ولى نام اصلى او« ناتاپوته واردمنه» است. وى در 599 ق. م متولد و در سال 527 ق. م وفات يافت.( همان، ص 163)
[2]- همان، ص 172
[3]- ريچارد پاپكين و آوروم استرول، كليات فلسفه، ترجمه و اضافات جلال الدين مجتبوى، ص 27؛ براىآشنايى بيشتر با مكتب كلبى و اصول انديشه اخلاقى آنان، بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، نقد و بررسى مكاتب اخلاقى، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، مكتب كلبى
[4]- برتراند راسل، تاريخ فلسفه غرب، ترجمه نجف دريابندرى، ج 1، ص 508.« آگوستين قديس»،( 430- 354 م.) ازبزرگترين رهبران قرون اوليه مسيحى، هر چند مقاربت جنسى را عملى ذاتاً قبيح مىدانست، تصريح مىكرد كه رابطه جنسى بين زوجين، مشروط به آنكه براى تكثير نسل و حصول فرزند باشد، گناه نيست. اما بايد توجه داشت كه« مرد باتقوا كسى است كه در زندگى زناشويى نيز بتواند شهوت را از خويشتن براند»