كنند و آن را در دستگاه مصنوعى پرورش دهند و يا به رحم زنى وارد نمايند و نوزادى به وجود آيد. در اين صورت نوزاد تنها به پدر ملحق مىشود و در حالت دوم، زنِ صاحب رحم، حكم مادر عرفى فرزند را دارد؛ و در صورتى كه شوهر داشته باشد بايد با اجازه او اين كار را انجام دهد. ج: اسپرم نباتى را با تخمك نباتى در خارجِ رحم تركيب كنند و در دستگاه، پرورش دهند يا در رحم زنى قرار دهند. در هر دو حال، فرزندى كه متولد مىشود، فاقد پدر و مادر است و در حالت دوم، زنِ صاحب رحم حكم مادر عرفى او را دارد. نكته در صورت اوّل و سوّم اين عمل شرعاً جايز است، ولى بايد از مقدمات حرام اجتناب شود.
د: توليد فرزند از طريق پرورش اسپرم
259- اگر به فرض امكان، اسپرم مرد را بگيرند و در دستگاه، پرورش دهند و تبديل به انسان گردد، شرعاً جايز است و فرزند به صاحب اسپرم ملحق مىگردد. نكته بايد توجه داشت كه از جمع بين اسپرم و تخمك انسان و حيوان و اسپرم و تخمك نباتى، صور مختلفى به وجود مىآيد كه از حوصله اين
سطور خارج است.
ه- بارورى و انعقاد نطفه از غير اسپرم مرد و تخمك زن
260- اگر با پيشرفت علوم بتوانند غير از اسپرم و تخمك، اجزاى ديگرى از بدن- چه مرد و چه زن- را بگيرند كه كارايى اسپرم و تخمك را داشته باشد، خواه به خودى خود چنين باشد و خواه با تغييرات علمى انجام گيرد، بارور كردن اين اجزا با يكديگر و به وجود آوردن نوزاد از اين راه جايز است.
نسبت كودكان يكطرفه و مصنوعى
261- كودكان يك طرفه و مصنوعى مذكور، نسبتشان با پدر و مادر و با يكديگر به شرح زير است: الف: اگر از اسپرم مرد به تنهايى يك پسر و دختر به وجود آيند، ملحق به آن مرد بوده و فاقد مادر مىباشند و آن دو برادر و خواهر مىباشند و نمىتوانند با يكديگر و با كسانى كه از جانب پدر با آنان محرمند، ازدواج نمايند. ب: اگر اسپرم مردى با تخمك مصنوعى تركيب شود و در رحم مصنوعى پرورش يابد و يك دختر و يك پسر متولد شوند، آن دو، خواهر و برادرِ پدرى بوده و بدون مادرند و نمىتوانند با يكديگر يا با كسانى كه از جانب پدر با آنان محرمند، ازدواج كنند و همچنين است اگر اين مجموعه در رحم زنى قرار داده شود، امّا در اين صورت، زن، مادر
رضاعى آنان خواهد بود و با او محرمند و ساير احكام فرزند رضاعى بر آنان بار مىشود. ج: اگر با اسپرم مصنوعى، تخمك زنى بارور گردد و در رحم او كشت شود و دو كودك پسر و دختر به دنيا بيايد، آنان فاقد پدر بوده ولى برادر و خواهر مادرى هستند و لذا ازدواج آنان با يكديگر و با محارمِ مادرى جايز نيست و همچنين است اگر آن مجموعه در رحم مصنوعى پرورش يابد. د: اگر تخمك مصنوعى با اسپرم مصنوعى بارور گردد و در رحم زنى كشت شود و يك پسر و دختر به دنيا بيايند، آن زن، مادر رضاعى آنان است و آن دو حكم خواهر و برادر رضاعى را دارند ولى فاقد پدر و مادر نسَبى هستند. ولى اگر آن مجموعه در رحم مصنوعى پرورش يابد و دختر و پسرى متولد شوند، هيچگونه نسبتى بين آن دو با يكديگر و با فرد ديگرى نخواهد بود، گرچه اسپرم و تخمك مصنوعى از يك ماده به دست آمده باشند.
ملحقات مباحث بارورى مصنوعى
كاهش دوران حاملگى
262- اگر با مصرف دارو و يا روشهاى ديگر بتوان مدت حاملگى را كاهش داد، شرعاً جايز است به شرط اين كه مستلزم ضرر مهمى نباشد.
فرزندان زايمانهاى زودرس و ديررس
263- فرزندى كه از طريق زايمان زودرس يا ديررس به دنيا بيايد به پدر و مادرِ صاحب اسپرم و تخمك ملحق مىشود، خواه زايمان را با كمك روشهاى علمى سرعت ببخشند يا كندتر كنند و خواه به صورت طبيعى چنين شود. و در صورت شك نيز فرزند به آن پدر و مادر ملحق مىشود، زيرا ملاك در الحاق فرزند به پدر و مادر، زوجيّت شرعى است.
برداشتن تخمدان و پيوند آن
264- برداشتن تخمدان اگر موجب عقيم شدن زن گردد، جايز نيست و امّا اگر برداشتن آن ضرورت داشته باشد، گرچه موجب عقيم شدن بشود جايز است ولى بايد از مقدمات حرام اجتناب شود.
265- پيوند زدن تخمدانِ زنى به زن ديگر شرعاً جايز است و بعد از آن كه جزء بدن او شد، تخمدان او مىباشد و فرزندى كه از او متولد شود، فرزند خود اوست و با زنى كه تخمدان را براى پيوند از او برداشتهاند، هيچ نسبتى ندارد، ولى بايد در همه مراحل پيوند و جراحى، از ارتكاب حرام اجتناب شود.
برداشتن بيضه و پيوند آن
266- برداشتن بيضه مرد اگر موجب عقيم شدن گردد، اشكال دارد، مگر در موارد ضرورى كه در آن صورت هم بايد از مقدمات حرام اجتناب شود.
267- پيوند زدن بيضه مردى به مرد ديگر شرعاً جايز است و پس از آن
كه جزء بدن شد، بيضه او محسوب مىشود و فرزندى كه از نطفه او متولد شود، فرزند خود اوست و با مردى كه بيضه او را براى پيوند برداشتهاند، هيچ نسبتى ندارد، ولى بايد در همه مراحل پيوند و جراحى از ارتكاب حرام اجتناب شود.
فصل هشتم: سقط جنين
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
جايگاه حقوقى انسان در فرهنگ اسلامى بر آشنايان به آن پوشيده نيست؛ به گونهاى كه از نطفه آغازين و حتى يك روزه انسان داراى ارزش و حق است و بر ديگران لازم است آن را رعايت كنند وگرنه موجب ضمان است. از ديدگاه اسلام فرزند انسان در بعد تربيتى حتى پيش از تكوين و به هنگام انتخاب همسر داراى حق است. اساساً در بُعد حقوق انسانى، جان، آبرو و مال، سه عنصر اساسى و بنيادين است و رعايت اين سه، براى همگان ضرورت دارد. از اين رو كسى بر بازدارى و منع از پديد آمدن نطفه آدمى مجاز نيست و حتى براى چنين كارى در شريعت مقدس اسلام، ديه مشخص وضع شده است تا چه رسد به نطفه پديد آمده كه در مراحل مختلف، اقدام به سقط يا فراهم آوردن موجبات آن، افزون بر معصيت موجب ضمان و ديه است. مراحل يادشده كه احكام جداگانه آن خواهد آمد به قبل از دميده شدن روح در جنين محدود مىشود، اما بعد از چهارماهگى، جنين در حكم انسان كامل است و حرمت سقط آن شديدتر و ديه آن، ديه انسان كامل است.