كه جزء بدن شد، بيضه او محسوب مىشود و فرزندى كه از نطفه او متولد شود، فرزند خود اوست و با مردى كه بيضه او را براى پيوند برداشتهاند، هيچ نسبتى ندارد، ولى بايد در همه مراحل پيوند و جراحى از ارتكاب حرام اجتناب شود.
فصل هشتم: سقط جنين
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
جايگاه حقوقى انسان در فرهنگ اسلامى بر آشنايان به آن پوشيده نيست؛ به گونهاى كه از نطفه آغازين و حتى يك روزه انسان داراى ارزش و حق است و بر ديگران لازم است آن را رعايت كنند وگرنه موجب ضمان است. از ديدگاه اسلام فرزند انسان در بعد تربيتى حتى پيش از تكوين و به هنگام انتخاب همسر داراى حق است. اساساً در بُعد حقوق انسانى، جان، آبرو و مال، سه عنصر اساسى و بنيادين است و رعايت اين سه، براى همگان ضرورت دارد. از اين رو كسى بر بازدارى و منع از پديد آمدن نطفه آدمى مجاز نيست و حتى براى چنين كارى در شريعت مقدس اسلام، ديه مشخص وضع شده است تا چه رسد به نطفه پديد آمده كه در مراحل مختلف، اقدام به سقط يا فراهم آوردن موجبات آن، افزون بر معصيت موجب ضمان و ديه است. مراحل يادشده كه احكام جداگانه آن خواهد آمد به قبل از دميده شدن روح در جنين محدود مىشود، اما بعد از چهارماهگى، جنين در حكم انسان كامل است و حرمت سقط آن شديدتر و ديه آن، ديه انسان كامل است.
على رغم ديدگاههاى اومانيستى- كه انسان را حيوانى هوشمند مىشمارد و متأسفانه امروزه آبشخور رشتههاى علوم جديد شده است- انسان حتى از نظر فيزيكى با ديگر موجودات عالم آفرينش قابل مقايسه نيست تا چه رسد به ابعاد روحى و معنوى وى. گوشهاى از اين توجه را به خوبى از احكام حقوقى اسلام درباره انسان- مانند آنچه در اين فصل به آن پرداختهايم- مىبينيم. دقت در برآيند و بازتاب اجتماعى و تربيتى و حقوقى هر يك از احكام خُرد و كلان در اين قلمرو مبيّن اتصال شريعت مبين اسلام به وحى آسمانى است.
حرمت سقط جنين و پيامدهاى شرعى آن
268- سقط جنين حرام است، پس بر زن حامله جايز نيست چيزى بخورد يا كارى انجام دهد كه موجب سقط جنين او بشود، حتى اگر زنى از زنا باردار شود، جايز نيست بچهاش را سقط كند.
269- از آن جهت كه سقط جنين جايز نيست، پزشك يا شخص ديگرى كه چنين عملى را انجام دهد علاوه بر ارتكاب گناهى بزرگ، بايد بداند: الف: ديه سقط جنين بر او واجب است؛ ب: وجهى كه بابت اجرت اسقاط جنين دريافت مىكند حرام است؛ ج: در بعضى موارد كفّاره هم بر او واجب مىشود كه شرح آن در مسائل آينده خواهدآمد.
270- حرمت سقط جنين و ديه آن در صورتى است كه بدانيم جنين زنده است هر چند با شهادت دو نفر از اهل خبره و به مجرد اين كه حركت
دارد نمىتوان گفت كه جنين زنده است مگر اين كه حركت اختيارى باشد و زنده بودن جنين را برساند.
استفاده از قرص جلوگيرى
271- استفاده از قرصهاى جلوگيرى بعد از آميزش در صورتى جايز است كه زن يقين به حامله بودن خود نداشته باشد، مگر اينكه ضرر مهمّى براى زن داشته باشد.
استفاده از دستگاه «آى، يو، دى»
272- استفاده از دستگاه «آى، يو، دى» و مانند آن به خودى خود اشكال ندارد ولى اگر موجب تلف شدن نطفه بعد از انعقاد آن بشود استفاده از آن حرام و پرداخت ديه هم واجب است.
عدم جواز سقط جنينهاى اضافى
273- در بعضى از روشهاى جديد، براى مقابله با نازايى زنان، گاهى حاملگىهاى چندقلو صورت مىگيرد و اكثراً با زايمان زودرس همراه است و جنينها قبل از تكامل، از بين مىروند. در اين گونه موارد پزشكان مجاز هستند در ماههاى اولِ باردارى، تعدادى از جنينها را از بين ببرند تا بقيه بتوانند رشد كنند و كامل شوند.
وجوب حفاظت مادر از جنين
274- بر مادر واجب است كه براى سلامتى نوزادى كه در رحم دارد، تا وقتى كه خوف جانى براى خود نداشته باشد، شرايط متعارف و معمول را و هرچه براى حفظ جنين لازم است، رعايت كند.
275- اگر پزشك براى مادر باردار دارويى تجويز كند تا با استفاده از آن نوزاد سالم بماند و سقط نشود- در صورتى كه اگر استفاده نكند به جنين آسيب رسيده يا سقط مىشود- وظيفه مادر است كه در استفاده از دارو كوتاهى نكند.
276- مادر باردارى كه براى سقط شدن جنين خود، عملى را انجام نداده، ليكن با عدم رعايت نكات لازم و مهيّا نكردن شرايط و مقتضياتِ حفظ جنين، مقدمات سقط جنين را فراهم مىسازد، در صورتى كه بگويند سقط جنين مستند به مادر است، كار حرامى را مرتكب شده و ديه جنين بر او واجب مىشود. امّا اگر به اندازه متعارف رعايت كرده، مسئوليتى ندارد.
لزوم حفظ جنين با دستگاه انكوباتور
277- اگر پزشك معالج تشخيص داد كه فرزند داخل رحم زنده نمىماند مگر اين كه از رحم بيرون آورده شود و در دستگاه مخصوص- انكوباتور- گذاشته شود، در اين صورت لازم است براى حفظ آن اين عمل انجام شود، خصوصاً اگر بعد از چهارماهگى باشد.
موارد جواز سقط جنين
278- مواردى كه سقط جنين جايز است به شرح ذيل مىباشد: الف: با تشخيص پزشك متخصص و مورد اطمينان، بقاى حمل براى مادر خطر جانى داشته باشد؛ در اين صورت سقط جنين جايز است هر چند پرداخت ديه لازم مىشود. ب: در صورتى كه مادر درد غير قابل تحمل فعلى دارد،[1]در چنين صورتى معالجه مادر لازم و ضرورى است هرچند در ضمن معالجه جنين- چه روح به آن دميده شده باشد و چه هنوز دميده نشده باشد- سقط شود. ج: اگر بقاى جنين موجب مرگ مادر و جنين- هر دو- بشود.[2]
سقط جنين بعد از چهارماهگى
279- سقط جنين مطلقاً جايز نيست چه قبل و چه بعد از چهارماهگى و فقط در صورتى كه خوف خطر جانى براى مادر داشته باشد اين امر تجويز مىشود.
حكم سقط جنين كافر
280- پزشك مسلمان مىتواند جنينِ زن كافرى را كه پدر آن- جنين- هم كافر است، سقط كند. امّا اگر يكى از پدر و مادر جنين مسلمان باشد، چون حرمت مسلمان را دارد، ديگر سقط جنين جايز نمىباشد.
[1]- مقصود از درد فعلى، دردى است كه هماكنون مادر را آزار مىدهد، نه دردى كه در آينده به آن مبتلا مىشود.
[2]- تفصيل اين صورت در مسائل آينده آمده است.