فصل دهم: تغيير جنسيت
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
در مكتب نورانى اسلام، انسان موجودى نيست كه زاده حيوان و فرآيند تكامل زيستى موجودات ديگر باشد؛ بلكه نوع خاصى از مخلوقات الهى است كه بر اساس اراده و مشيت خداوندى و با اهداف خاصى آفريده شده و به بركت برخوردارى از عقل و اختيار، مفتخر به مكلف شدن به تكليف الهى و مزيّن به زينت خليفه خدا و مسجود فرشتگان گرديده است. يكى از فرقها و امتيازات ويژه انسان اين است كه نمىتوان با او رفتارى كرد كه با ديگر موجودات جاندار مىشود. موجودات ديگر را مىتوان به بند كشيد و در آزمايشهاى مختلف از آنان استفاده كرد، اما انسان را نمىتوان به موجودى آزمايشگاهى تبديل كرد. بر اين اساس هر انسانى نه خود مجاز است كه در مورد خود دست به هر اقدامى بزند و نه ديگران مجاز به چنين عملى هستند. از جمله اين اقدامات، ايجاد تغيير و تحول در جنسيت انسان است كه از منظر فقهى داراى احكامى است كه در اين بخش مورد بحث قرار مىگيرند.
حكم تغيير و مشخص كردن جنسيّت
343- تغيير جنسيت دو صورت دارد: الف: گاهى صرفاً ظاهرى و صورى است، يعنى مثلًا طبيعت بدن مؤنّث است و در واقع اثرى از آلت انوثيت نيست بلكه فقط يك جراحى صورى انجام مىگيرد و چيزى شبيه آلت مذكّر ظاهر مىگردد، اين كار حرام است و بايد به شدت از آن پرهيز نمود و اگر ازدواجى بر اساس آن صورت بگيرد، حرام و باطل است. ب: ولى گاهى تغيير جنسيت واقعى است، يعنى با جراحى كردن، عضو تناسلى واقعى كه بر اثر مانعى پوشيده بوده ظاهر مىگردد، اين كار ذاتاً جايز است، مخصوصاً در مواردى كه آثار جنس مخالف در شخص باشد.
امّا چون اين جراحى نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.
وجوب تغيير و مشخص كردن جنسيّت
344- در موارد زير تغيير جنسيت و مشخص كردن جنسيت واقعى واجب مىشود: الف: اگر افراد دوجنسى در انجام اعمال و وظايف شرعى خود مانند:
محرميّت، ازدواج، ارث، نماز و ... دچار مشكل شوند و تنها راه خروج از اين مشكل، تغيير جنسيت و مشخص كردن جنسيت واقعى باشد؛ ب: اگر دوجنسى بودن موجب ابتلا به بيمارىهاى شديد جسمى يا روانى و يا اختلال در زندگى خانوادگى شود و پزشك متخصص، تنها راه
علاج را در تغيير جنسيت و مشخص كردن جنسيت واقعى بداند؛ ج: اگر در شخص آثار يا تمايلات جنس مخالف باشد و عدم تغيير جنسيت باعث ارتكاب حرام شرعى يا قبح عرفى گردد. البته در همه موارد سهگانه بايد حتّى المقدور از ارتكاب اعمال حرام خوددارى شود و در صورت لزوم به مقدار ضرورت اكتفا گردد.
اقدام به تغيير جنسيت توسط پزشك
345- چون انجام عمل جراحى براى تغيير دادن جنسيت، مستلزم نگاه و لمس است، در صورتى پزشك مىتواند به اين كار اقدام نمايد كه تغيير جنسيت براى شخص ضرورت داشته باشد يا بدون ارتكاب نگاه و لمس حرام مثل تجويز دارو بتواند به اين كار اقدام نمايد. در اين دو صورت بر اساس آنچه كه در بحث نگاه و لمس نامحرم گذشت،[1]اقدام پزشك، شرعاً اشكال ندارد.
تغيير جنسيت دوجنسى حقيقى
346- دوجنسى حقيقى كه آن را خنثاى مشكل مىنامند، اگر امكان داشته باشد با عمل جراحى از دوجنسى بودن خارج شود، اقدام به عمل جراحى اشكال ندارد، و ضرورت معالجه درباره او در برخى از صورتها محقق و ثابت است.
اذن شوهر در تغيير جنسيت
[1]- فصل معاينه و درمان، احكام نگاه و لمس.
347- اگر زن جزء كسانى باشد كه تغيير جنسيت براى آنان واجب است، در اين صورت تغيير جنسيت زن نياز به اذن شوهر ندارد.
مواردى كه موجب ضرورت اقدام به تغيير جنسيت نيست
348- مسائلى از قبيل وجود تمايلات و روحيات جنس مخالف و همچنين تهديد به خودكشى و يا ترس از خودكشى- در صورت عدم تغيير جنسيت- هيچيك دليل بر ضرورت تغيير جنسيت نمىباشد.
احكام دوجنسىها
349- دوجنسى كاذب كه طبيعتش بر خلاف ظاهر اوست، مكلّف است بر اساس جنسيت ظاهرى خويش عمل نمايد، يعنى اگر ظاهرش زنانه است، خود را از نامحرم بپوشاند و مىتواند شوهر نمايد و اگر ظاهرش مردانه است به نامحرم نگاه نكند و مىتواند با زن ازدواج نمايد.
احكام شرعى بعد از تغيير جنسيت
350- شخصى كه تغيير جنسيت داد، همه احكام او تغيير مىكند و بايد احكام جنسيت پس از تغيير- از قبيل محرميّت، ازدواج و ...- را مراعات نمايد.
تكليف همسران، بعد از تغيير جنسيت
351- تغيير جنسيت در دو همسر به چند صورت ممكن است:
الف: اگر تنها يكى از آنها تغيير جنسيت دهد، عقد زوجيت آن دو باطل مىگردد؛ ب: اگر هر دو همسر تغيير جنسيت دهند ولى يكى جلوتر و ديگرى در زمان بعد، در اين صورت نيز عقد نكاح باطل مىشود؛ ج: اگر تغيير جنسيت در دو همسر همزمان صورت گيرد، زوجيت آن دو بلافاصله فسخ مىگردد، ولى مىتوانند مجدداً در شكل جديد- بعد از تغيير جنسيت- عقد ازدواج بخوانند و احتياط مستحب آن است كه صبر كنند تا زمان عدّه بگذرد.
حكم مهر بعد از تغيير جنسيت
352- اگر تغيير جنسيت از طرف زن و با اذن شوهر انجام شود در صورت عدم آميزش قبل از تغيير، مهر زن بايد بطور كامل پرداخت شود و احتياط آن است كه مصالحه كنند.
353- اگر زن بدون اجازه شوهر، اقدام به تغيير جنسيت كرده باشد، در صورتى كه بايد با اذن شوهر اقدام به اين كار مىكرد، مرتكب گناه شده است، ولى از مهر محروم نمىشود و طبق حكم شرعى، تمام مهر به او مىرسد.
تغيير جنسيت زن در زمان عدّه
354- اگر زن هنگامى كه در عدّه است، تغيير جنسيت دهد، باقيمانده عدهاش ساقط مىشود و ديگر لازم نيست بقيه عدّه را نگهدارد، حتى اگر در عدّه وفات باشد.
حكم ولايت فرزندان، بعد از تغيير جنسيت
355- اگر مرد تغيير جنسيت داد و زن شد، ديگر بر كودكانش ولايت ندارد، همچنين اگر زن تغيير جنسيت داد و مرد شد، بر كودكانش ولايت پيدا نمىكند، بلكه ولايت آنان با پدر، و در صورت نبودن او با جدّ پدرى است و اگر او هم نباشد، ولايت اولاد به ولىّ امر مىرسد.
احكام ارث، بعد از تغيير جنسيت
356- فردى كه تغيير جنسيت دهد، نسبتش با نزديكان قطع نمىشود، بلكه عنوان نسبت، عوض مىشود، مثلًا برادر، خواهر مىشود و ... و ارث بردن آنان نيز تابع جنسيت بعد از تغيير است.
357- پدر، مادر، جدّ و جدّه اگر تغيير جنسيت دهند، در ارث بردن ايشان حالت قبل از تغيير جنسيت لحاظ مىشود، هر چند احتياط اين است كه در مقدار ارث با يكديگر مصالحه نمايند.
محرميّت بعد از تغيير جنسيت
358- همانطور كه گذشت، تغيير جنسيت موجب از بين رفتن نسبت شخص با نزديكان نمىشود و فقط عنوان نسبت عوض مىشود، لذا حكم محرميّت با محارم نيز باقى است و تغيير نمىكند.
359- كسى كه تغيير جنسيت بدهد نسبت به همجنسان پيشين خود نامحرم مىشود، چه پسر باشد و چه دختر؛ چه از بستگان سببى يا نسبى