389- تشويق مردم براى اقدام به اهداى اعضاء جهت پيوند و تبليغ آن در رسانههاى گروهى به شرط آن كه حدود و موارد مشروع كاملًا تبيين گردد، شرعاً مانعى ندارد.
قطع عضو ميّت غير مسلمان
390- قطع عضو از جسد غير مسلمان براى پيوند جايز است و بعد از جان گرفتن حكم به طهارت آن مىشود و ديه ندارد و اگر رضايت اولياى ميّت تحصيل گردد رفع هرگونه شبههاى شده است.
پيوند عضو مسلمان به غير مسلمان
391- تزريق خون و همچنين پيوند استخوان و يا عضو ديگر مسلمان به غير مسلمان با رعايت شرايط مذكور در پيوند جايز است.
قطع عضو ميّت براى حفظ عضو مسلمان زنده
392- در صورتى كه زندگى عضوى از اعضاى مسلمان زنده، بر قطع عضوى از بدن ميّت مسلمان متوقف باشد قطع آن عضو جايز است و ملاك ضرورت است.
393- در مواردى كه قطع عضوى از اعضاى ميّت مسلمان جايز نيست، اگر آن را قطع كنند، بر شخصى كه آن را قطع كرده پرداخت ديه به شرحى كه در مسائل تشريح گفته شده، واجب است.
قطع عضو بيمار براى معالجه
394- معالجه با چيزى كه ضرر دارد و ضرر آن قطعى و فورى است مانند قطع بعضى از اعضاى بدن، در صورتى كه از ضرر بزرگتر و شديدتر- مانند مرگ- جلوگيرى كند جايز است.
شرايط جواز عمل جرّاحى
395- معالجه با عمل جرّاحى، سوزاندن عضو، قطع عضو، در صورتى جايز است كه پزشكان حاذق ضرورت آن را تشخيص دهند و جرّاح، محتاط و با تجربه باشد و شخصى سهلانگار و متهوّر نباشد.
پيوند جزئى از بدن انسان به خودش
396- پيوند زدن جزئى از بدن انسان مانند پوست، رگ و استخوان به جزء ديگر از بدن خود او اشكال ندارد و در صورتى كه ظاهر باشد وضو و غسل هم صحيح است.
قطع عضو انسان مشرف به موت
397- اگر بنابر تشخيص پزشكان مرگ انسانى مسلّم باشد جايز نيست بدون مراعات شرايط ذكر شده عضوى از اعضاى او را از بدنش جدا كنند، مثلًا كليه را براى پيوند از بدنش درآورند.
پيوند تخمدان زن اجنبى
398- با توجه به شرايط ذكر شده در پيوند اعضاء، پيوند تخمدان
اشكالى ندارد و اگر بعد از پيوند، جزء بدن گيرنده شود و پس از آن تلقيح صورت گيرد، فرزند ملحق به صاحب اسپرم و زنى است كه به بدن او پيوند زده شده است و زن اجنبى حكم مادر را ندارد.
پيوند باقيماندههاى زايمان
399- باقيماندههاى زايمان متعلق به زائو است و در صورت اذن وى و با اعراض او، استفاده از آنها براى اعمال جراحى و پيوند به ديگران جايز است. و شخص زائو مىتواند آن را مجاناً به ديگرى واگذار كند و يا در برابر آن وجهى دريافت كند.
محرم و نامحرم بودن در پيوند
400- در مواردى كه اصل پيوند با توجه به شرايط آن جايز باشد زن و مرد و محرم و نامحرم بودن گيرنده و دهنده عضو فرقى نمىكند ولى در هر مورد، لازم است مسائل شرعى مخصوص به آن مراعات شود.
پيوند عضو قطع شده در اجراى حدّ
401- عضوى را كه براى اجراى حدّ قطع مىكنند نمىتوان مجدداً به صاحب آن پيوند زد، امّا اين عضو در اختيار شخصى است كه از او قطع شده است و پيوند زدن آن به ديگرى با اذن صاحب آن جايز است، همچنين اختيار اين كه بتواند به طور رايگان و يا در برابر مبلغى واگذار كند با صاحب آن است.
پيوند عضو قطع شده براى قصاص
402- عضوى كه براى قصاص قطع مىشود چند صورت دارد: الف: هرگاه شخص جانى عضوى را كه قطع نموده از قابليت پيوند زدن خارج كرده باشد مثل آنكه آن را كوبيده ريزريز كرده باشد و يا آنكه آن را به حيوان گوشتخوارى خورانده و يا اينكه از دسترسى صاحبش دور نگه داشته تا فاسد شده باشد و ... در اين صورت اختيار عضو وى در دست قصاصكننده است كه مىتواند همانند وى آن را از قابليت پيوند زدن خارج كند. البته قصاصكننده نمىتواند اين عضو را بفروشد و يا رايگان به شخص سومى براى پيوند واگذار نمايد، ولى مىتواند بعد از قصاص از حقّ خود بگذرد و آن را از بين نبرد و سالم در اختيار صاحبش قرار دهد، در اين صورت اگر قصاصكننده اذن دهد، صاحب عضو مىتواند آن را به بدن خود پيوند بزند، و اگر اذن پيوند زدن ندهد صاحب عضو مىتواند آن را مجانى يا در برابر گرفتن مبلغى به ديگرى واگذار كند. ب: هرگاه جنايت او به مجرّد قطع عضو خاتمه يافته و امكان پيوند مجدّد آن براى صاحب عضو فراهم بوده است، امّا صاحب عضو خود اقدام به پيوند ننموده باشد در اين صورت قصاصكننده نيز تنها حقّ قطع كردن عضو او را دارد و بعد از آن اختيار عضو با صاحب آن- يعنى قصاص شونده- است و مىتواند اقدام به پيوند آن بنمايد و يا آن كه براى استفاده به صورت رايگان يا در برابر مبلغى به ديگرى واگذار كند. ج: در صورتى كه جانى، عضو را قطع نموده است و امكان پيوند مجدّد آن نيست و يا آنكه صاحب عضو امكان مالى پيوند زدن را نداشته باشد و يا از پيوند غافل شود به گونهاى كه عرفاً از دست رفتن عضو او، تنها
مستند به عمل جانى باشد، در اين موارد نيز حكم بند الف را دارد، يعنى اختيار عضو با قصاصكننده است ولى نمىتواند بفروشد و يا به ديگرى اهدا كند.
برداشتن عضو محكوم به اعدام
403- در صورتى كه شخصى به دليلى غير از قصاص توسط قاضى جامع الشرائط محكوم به اعدام شده باشد و شرع مقدس نوع اعدام را مشخص ننموده باشد، جايز است با رضايت محكوم به اعدام، در زمان حيات او پس از بىهوشى، عضو يا اعضاى او را جهت پيوند به ديگرى بردارند به شرط آن كه پس از بىهوشى بميرد و اين خود نوعى اعدام تلقّى خواهد شد.
تخفيف در نوع مجازات به شرط واگذارى عضو
404- در مواردى كه مانند مفسد فى الارض و محارب يكى از شقوق مجازات شخص مجرم اعدام است به شرط آنكه از نظر قانون منعى نباشد هرگاه قاضى مصلحت بداند مىتواند محكوميّت مجرم را از اعدام تنزّل دهد، مشروط به اينكه مجرم عضوى از اعضاى خود را براى پيوند نيازمندان واگذار كند.
پيوند اعضاى حيوانات به بدن انسان
405- پيوند اعضاى حيوانات- حتى اگر نجس العين باشند مانند سگ و
خوك- به انسان در صورتى كه جان بگيرد و عضو زنده شمرده شود، جايز است و حكم به طهارت آن مىشود.
واگذار نمودن عضو براى پيوند به جاى تعزير
406- در موارد تعزير به شرط آنكه از نظر قانونى منعى نباشد، قاضى مىتواند در صورت توافق مجرم تعزير مجرم را اهداى عضوى از وى و يا واگذار نمودن آن در برابر اخذ مبلغى قرار دهد كه در پيوند از آن استفاده شود، لكن قاضى بايد مراقب باشد كه اين تعزير سبكتر از حدّ باشد.
اهداى عضو در برابر عفو از قصاص
407- در مورد افرادى كه محكوم به قصاص شدهاند، اولياى دم مىتوانند در برابر اهداى عضوى از طرف محكوم، براى پيوند، از اعدام وى صرف نظر كنند.
حكم به قطع و اهداى عضو براى تخفيف مجازات
408- در مواردى كه اصل تخفيف مجازات محكومين براى حاكم شرع، شرعاً مجاز باشد هرگاه حاكم شرع به مصلحت جامعه اسلامى بداند مىتواند تخفيف مجازات محكومى را موكول به اهداء و يا واگذارى عضوى از اعضاى وى براى پيوند نمايد.
پيوند زدن و كاشتن مو
409- موارد كاشت مو و احكام آن: الف: جايز است انسان موى ديگرى را به موى خود پيوند زند يا در سر خود مو بكارد به شرط آنكه موى پيوندزده يا كاشته شده جان بگيرد و جزء بدن او محسوب شود. ب: اگر پيوند و كاشتن مو با فعل حرامى همراه باشد جايز نيست، مگر در صورت ضرورت.
وضو و غسل با موى كاشته شده و پيوندى
410- مواردى كه از موى غير استفاده شده است چند صورت دارد: الف: در صورتى كه موى كاشته شده، به بدن متصل شود و رشد كند، وضو و غسل صحيح است. ب: موى مصنوعى اگر به صورت كلاهگيس باشد واجب است براى غسل و وضو برداشته شود. ج: چسباندن مو يا چيزى كه مو روى آن بافته شده به بدن- كه مانع رسيدن آب به پوست بدن مىشود- جايز نيست. د: در فرض بالا در هنگام وضو و غسل اگر امكان ندارد كه موى چسبيده شده را بردارد، بايد علاوه بر وضو و غسل جبيرهاى، تيمّم بدل از غسل يا وضو بنمايد.
طهارت و نجاست موى مصنوعى
411- موى مصنوعى كه جهت ترميم استفاده مىشود چنانچه از خارج وارد شود و جنس آن مشكوك باشد محكوم به طهارت است.
رنگ كردن مو
412- رنگ كردن مو و ابرو جايز است و اگر از رنگهاى رايج و رنگهاى گياهى كه جرم ندارند استفاده شود وضو و غسل با آنها صحيح است و اگر رنگ داراى جرم باشد مانع محسوب شده وضو و غسل با آن اشكال دارد.
طهارت و نجاست عضو قطع شده
413- عضوى كه از بدن انسان زنده به طور كامل جدا شده است و از اعضاى داراى روح مىباشد نجس است.
414- اگر عضو به طور كامل قطع و جدا نشده باشد، تا زمانى كه به بدن متصل است پاك است.
غسل و دفن عضو جدا شده از بدن زنده
415- عضو جدا شده از بدن انسان زنده را در صورتى كه استخوان داشته باشد لازم است بنا بر احتياط غسل داده و در پارچهاى پيچيده دفن نمايند.
غسل براى تماس با عضو قطع شده
416- عضو جدا شده از بدن انسان زنده اگر همراه با استخوان باشد حكم ميّت را دارد و در صورتى كه بدن با آن تماس پيدا كند غسل مس ميّت واجب مىشود.