غسل و دفن عضو جدا شده
417- عضو جدا شده از بدن ميّت مسلمان در صورتى كه همراه با استخوان باشد غسل و دفن آن واجب است و اگر همراه با استخوان نيست، بايد آن را در پارچهاى پيچيده و دفن كنند.
نماز با عضو پيوندى
418- اگر جزئى از اجزاى ميّت به بدن انسان زنده وصل شود، در صورتى كه حيات در آن حلول كرده و جان گرفته، جزء بدن انسان محسوب شده و حكم به طهارت مىشود و نماز هم صحيح است و قبل از حلول حيات چون مضطرّ به حمل آن است، نماز با آن جايز است، و ليكن نجس است، مگر اين كه از ميّت مسلمان بعد از غسلهاى ميّت جدا شده باشد كه در اين صورت پاك هم هست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل سيزدهم: انتقال خون
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
در روزگاران گذشته استفاده از خون انسان براى تزريق به ديگران متصوّر نبود و لذا بحث از انتقال خون، بدون فايده تلقّى مىشد. اما در اين زمان خون انسان مادّهاى حياتى و ارزشمند به حساب مىآيد كه مىتواند يك فرد را از مرگ نجات داده و به او زندگى مجدد ببخشد. به همين جهت مسأله انتقال خون از اساسىترين مسائل پزشكى معاصر است و در فقه اسلامى نيز موضوعى مهم تلقّى مىشود كه اهدا، گرفتن، نگهدارى، انتقال و تزريق آن به انسانهاى ديگر، داراى احكام ويژهاى است كه در اين فصل مىآيد.
نظر و لمس در هنگام تزريق و انتقال خون
419- در تمام مراحل تزريق و انتقال خون بايد احكام شرعى نسبت به نگاه و لمس بدن نامحرم- مذكور در فصل معاينه و درمان- مراعات شود.
و در موارد ضرورت و عدم امكان دسترسى به همجنس، به مقدار ضرورت اكتفا شود و حتّى المقدور از دستكش استفاده شود.
طهارت و نجاست
420- خون انسان و هر حيوانى كه خون جهنده دارد- حيوانى كه اگر سرخرگ آن را ببُرند خون جستن مىكند- نجس است. خون اگر چه در آن دارويى ريخته باشند كه رنگ آن را سفيد نمايد، نجس است.
421- وسايل آزمايشگاه، بدن، لباس و ... كه در اثر تماس با نجاساتى مانند خون، مدفوع، ادرار و منىّ، نجس مىشوند با انجام عمل استريل و يا ضد عفونى كردن، پاك نمىشود.
انتقال خون[1]
422- تزريق و انتقال خون از بدن انسان به ديگرى به طور مستقيم و غير مستقيم جايز است.
423- انتقال و تزريق خون زن به مرد و بالعكس و خون كافر به مسلمان جايز است.
اهداى خون
424- اهداى خون در بيمارستانهاى كشورى كه مردمش مسلمان نيستند، در صورت عدم نياز مسلمانان جايز است.
[1]- منظور از خون در اين بحث، خون و كليه تركيبات خونى از قبيل پلاكت، گلبول قرمز، سرم، پلاسما و ... مىباشد.
425- اهداى خون به غير مسلمانانى كه با مسلمانان در جنگ باشند، جايز نيست.
426- اگر خون دادن براى صاحب آن ضرر داشته باشد، نبايد به آن اقدام نمايد مگر اين كه مصلحت اقوى و اهمّ در بين باشد.
گرفتن خون در صورت ضرر
427- گرفتن خون- در فرض ضرر داشتن براى صاحب آن- با رضايت، جايز است مگر اينكه خطر جانى يا ضرر قابل توجهى داشته باشد. و در صورتى كه موجب نجات جان فرد ديگرى شود، واجب است.
اهداى خون در حال روزه
428- اهداى خون در حال روزه اگر موجب شود روزهدار نتواند روزه را تمام كند و ضرورتى در بين نباشد، جايز نيست. امّا اگر موجب ضعف و سستى روزهدار شود، مكروه است.
خريدوفروش خون
429- خريدوفروش خون و يا اجزاى آن، براى منافع حلال- مانند تزريق به بيمار- جايز است. ولى احتياط آن است كه مصالحه كنند يا آن كه پول را در مقابل حق اختصاص يا در مقابل اجازه خون گرفتن دريافت كنند تا اشكالى در بين نباشد و اين احتياط حتّى الإمكان ترك نشود.
430- اگر خون بدن انسان را به بدن ديگرى- به طور مستقيم- با ابزار و
آلات منتقل كنند و ميزان و مقدار حجم آن را با مقياسهايى كه دارند تعيين كنند و بهاى آن را بگيرند، جايز است و در صورت جهالت به مقدار حجم، جايز است به طور مصالحه انتقال دهند و احتياط آن است كه پول را در مقابل اجازه انتقال دريافت كنند و اين احتياط حتّى الإمكان ترك نشود.
431- فروش خون و يا اجزاى آن از قبيل پلاكت، سرم، پلاسما و ... به غير مسلمانانى كه با مسلمانان در حال جنگ هستند جايز نيست.
ضمان در خون گرفتن
432- هرگاه خونگيرنده در هنگام خون گرفتن، از حد معمول و يا مقدارى كه اجازه داشته است، تعدى كند و به شخصى كه از او خون گرفته مىشود، ضررى وارد شود، هرچند قصد ضرر رساندن هم نداشته باشد، ضامن است.
433- هرگاه خونگيرنده در هنگام خون گرفتن، از حد معمول و يا مقدارى كه اجازه داشته است، تجاوز نكند و اتفاقاً به شخصى كه از او خون گرفته مىشود، ضرر وارد شود، ضامن است مگر اينكه شرط عدم ضمان كرده باشد.
434- در صورت بالا اگر خونگيرنده بداند كه به شخص ضرر مىرسد، اقوى اين است كه ضامن است مگر اين كه شخص خون دهنده، او را تبرئه كند.
علم تزريقكننده به سلامت خون