بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

23- در صورتى كه تشريح‌كننده نداند كه ميّت مسلمان است يا غير مسلمان، اگر در كشورهاى مسلمان باشد محكوم به اسلام است و تشريح آن بدون ضرورت‌[1]جايز نيست ولى اگر در كشورهاى غير مسلمان باشد حكم ميّت غير مسلمان را دارد.

24- هرگاه مسلمانى وصيّت كند كه جسد او را بعد از مرگ تشريح كنند، چنين وصيّتى نافذ نيست؛ آرى اگر بر تشريح يك امر اهمّى مترتّب شود از قبيل اينكه جسد اين شخص داراى مرضى خاص بوده كه غير از راه تشريح نمى‌توانند به آن پى ببرند تا براى معالجه ديگران استفاده نمايند، در اين صورت تشريح جايز است.

25- در مواردى كه تشريح جسد مسلمان جايز نيست، اگر اولياى او اجازه تشريح جسدش را بدهند، بازهم تشريح جسد حرام است.

ج: تهيه جسد و استخوان‌

26- اگر تهيه جسد غير مسلمان براى آموزش و تشريح ممكن است بايد تهيه كنند تا از تشريح جسد مسلمان جلوگيرى شود، هرچند مستلزم تأمين بودجه و خريد از كشورهاى ديگر باشد.

27- نبش قبر مسلمانان براى تهيه استخوان جهت تشريح جايز نيست مگر اين كه نياز فورى و ضرورى پزشكى براى دستيابى به آنها وجود داشته باشد و دسترسى به استخوان ميّت غير مسلمان هم ممكن نباشد.

[1]- مقصود از كلمه «ضرورت» اين است كه حفظ جان مسلمان بر آن متوقّف باشد.


صفحه 36

د: نگهدارى و فروش استخوان‌

28- اگر استخوان متعلق به كافر باشد نگهدارى و استفاده از آنها مانعى ندارد، ولى استخوان مسلمان را نمى‌توان نگاه داشت و بايد دفن كرد.

29- خريدوفروش استخوان كافر جايز نيست، امّا اگر استخوان كافر در اختيار كسى باشد، مى‌تواند از شخص ديگرى كه مثلًا براى تشريح به آن احتياج دارد، مبلغى بگيرد و استخوان را در اختيار او قرار دهد.

ه: تماس با جسد

30- اگر كسى به جسد انسان ميّت و يا استخوان و يا بعضى اعضاى استخوان‌دار ميّت مسلمانى كه سه غسل او تمام شده دست بزند، يا با يكى از اعضاى خود با آن تماس بگيرد، غسل مسّ ميّت بر او واجب نمى‌شود.

ولى اگر پيش از آن كه غسل سوم تمام شود، با يكى از قسمت‌هاى بدن ميّت تماس پيدا كند، اگر چه غسل سوم آن قسمت تمام شده باشد، بايد غسل مسّ ميّت نمايد.

و: ديه تشريح و قطع عضو ميّت‌

31- ديه تشريح و يا قطع اعضاى ميّت به شرح زير است: الف: بريدن سر ميّت غير مسلمان و ساير اعضاى بدنش ديه ندارد، ولى بريدن سر ميّت مسلمان و اعضاى ديگرش اگر در موردى باشد كه تشريح آن براى آموزش پزشكى لازم باشد، به اين معنى كه حفظ جان‌


صفحه 37

مسلمانان متوقف بر اين آموزش باشد- در اين صورت- ديه‌اى بر آن مترتّب نيست و همچنين است در صورتى كه شخص وصيّت كرده باشد، بعد از مرگ، جسدش را تشريح نمايند. امّا در مواردى كه بريدن آنها جايز نباشد، ديه لازم است. ب: قطع كردن سر ميّت مسلمان حرّ صد دينار ديه دارد و ديه قطع اعضا و ساير جنايات وارده بر او مثل نسبت ديه قطع سر ميّت است به ديه انسان زنده يعنى يك دهم آن است. مثلًا قطع يك دست پنجاه دينار و قطع دو دست صد دينار ديه دارد. و قطع يك انگشت ده دينار ديه دارد و همين‌طور نسبت به جراحات وارده بر سر و صورت. و ديه از اموال ورثه نيست بلكه به خود ميّت اختصاص دارد كه بايد در امور خيريه مصرف شود، البته ظاهراً قرض ميّت را مى‌توان از آن پرداخت كرد و زن و مرد و كوچك و بزرگ در آن مساوى هستند. ج: در مواردى كه حفظ جان مسلمانان متوقف بر تشريح جسد مسلمان است بنابر احتياط واجب بايد ديه آن پرداخت شود تا صرف امور خير براى متوفّى شود.

ز: خارج كردن اشياى قيمتى از بدن ميّت‌

32- خارج كردن اشياى قيمتى مانند پلاتين و ... از بدن ميّت مسلمان به شرطى كه بى‌احترامى به ميّت محسوب نشود جايز است.

ح: نگهدارى جسد


صفحه 38

33- جسد مسلمان چه بالغ باشد و چه نابالغ و يا جنين سقطشده ملحق به مسلمان، مطلقاً بايد دفن شود و نگهدارى آن بنابر حكم اوّلى جايز نيست.


صفحه 39

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 40

فصل سوّم: معاينه، تشخيص و درمان‌


صفحه 41

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 42

شكّى نيست معاينه و تشخيص، نقش حياتى و ضرورى در معالجه دارد؛ به گونه‌اى كه در عرف پزشكى شهرت يافته است «تشخيص نيمى از درمان است»، به ويژه امروزه كه در اثر پيشرفت علم پزشكى، تخصص‌ها و گرايش‌هاى فراوانى در قلمرو اين علم پديد آمده است. و چه بسيار بيمارى‌هاى مختلفى كه با علايم ظاهرى مشتركى بروز و ظهور مى‌يابند و تنها با معاينه و تشخيص مى‌توان به كمك مؤثر و درمان پرداخت و چه بسا ناديده گرفتن آن موجب ضررهاى جبران‌ناپذير جانى براى بيماران خواهد شد. به دليل اهميتى كه جان انسان‌ها از ديدگاه اسلام دارد، درمان بيماران از سوى پزشكان حاذق، پاداشى غير قابل وصف دارد؛ بدين سان پزشكانى كه براى خدا به معاينه و تشخيص درست و بايسته بيمارى‌ها مى‌پردازند، از ارزش ويژه‌اى نزد خداوند برخوردارند. خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد:«وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ...»[1]هركس انسانى را

[1]- سوره مائده، آيه 32