د: نگهدارى و فروش استخوان
28- اگر استخوان متعلق به كافر باشد نگهدارى و استفاده از آنها مانعى ندارد، ولى استخوان مسلمان را نمىتوان نگاه داشت و بايد دفن كرد.
29- خريدوفروش استخوان كافر جايز نيست، امّا اگر استخوان كافر در اختيار كسى باشد، مىتواند از شخص ديگرى كه مثلًا براى تشريح به آن احتياج دارد، مبلغى بگيرد و استخوان را در اختيار او قرار دهد.
ه: تماس با جسد
30- اگر كسى به جسد انسان ميّت و يا استخوان و يا بعضى اعضاى استخواندار ميّت مسلمانى كه سه غسل او تمام شده دست بزند، يا با يكى از اعضاى خود با آن تماس بگيرد، غسل مسّ ميّت بر او واجب نمىشود.
ولى اگر پيش از آن كه غسل سوم تمام شود، با يكى از قسمتهاى بدن ميّت تماس پيدا كند، اگر چه غسل سوم آن قسمت تمام شده باشد، بايد غسل مسّ ميّت نمايد.
و: ديه تشريح و قطع عضو ميّت
31- ديه تشريح و يا قطع اعضاى ميّت به شرح زير است: الف: بريدن سر ميّت غير مسلمان و ساير اعضاى بدنش ديه ندارد، ولى بريدن سر ميّت مسلمان و اعضاى ديگرش اگر در موردى باشد كه تشريح آن براى آموزش پزشكى لازم باشد، به اين معنى كه حفظ جان
مسلمانان متوقف بر اين آموزش باشد- در اين صورت- ديهاى بر آن مترتّب نيست و همچنين است در صورتى كه شخص وصيّت كرده باشد، بعد از مرگ، جسدش را تشريح نمايند. امّا در مواردى كه بريدن آنها جايز نباشد، ديه لازم است. ب: قطع كردن سر ميّت مسلمان حرّ صد دينار ديه دارد و ديه قطع اعضا و ساير جنايات وارده بر او مثل نسبت ديه قطع سر ميّت است به ديه انسان زنده يعنى يك دهم آن است. مثلًا قطع يك دست پنجاه دينار و قطع دو دست صد دينار ديه دارد. و قطع يك انگشت ده دينار ديه دارد و همينطور نسبت به جراحات وارده بر سر و صورت. و ديه از اموال ورثه نيست بلكه به خود ميّت اختصاص دارد كه بايد در امور خيريه مصرف شود، البته ظاهراً قرض ميّت را مىتوان از آن پرداخت كرد و زن و مرد و كوچك و بزرگ در آن مساوى هستند. ج: در مواردى كه حفظ جان مسلمانان متوقف بر تشريح جسد مسلمان است بنابر احتياط واجب بايد ديه آن پرداخت شود تا صرف امور خير براى متوفّى شود.
ز: خارج كردن اشياى قيمتى از بدن ميّت
32- خارج كردن اشياى قيمتى مانند پلاتين و ... از بدن ميّت مسلمان به شرطى كه بىاحترامى به ميّت محسوب نشود جايز است.
ح: نگهدارى جسد
33- جسد مسلمان چه بالغ باشد و چه نابالغ و يا جنين سقطشده ملحق به مسلمان، مطلقاً بايد دفن شود و نگهدارى آن بنابر حكم اوّلى جايز نيست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل سوّم: معاينه، تشخيص و درمان
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
شكّى نيست معاينه و تشخيص، نقش حياتى و ضرورى در معالجه دارد؛ به گونهاى كه در عرف پزشكى شهرت يافته است «تشخيص نيمى از درمان است»، به ويژه امروزه كه در اثر پيشرفت علم پزشكى، تخصصها و گرايشهاى فراوانى در قلمرو اين علم پديد آمده است. و چه بسيار بيمارىهاى مختلفى كه با علايم ظاهرى مشتركى بروز و ظهور مىيابند و تنها با معاينه و تشخيص مىتوان به كمك مؤثر و درمان پرداخت و چه بسا ناديده گرفتن آن موجب ضررهاى جبرانناپذير جانى براى بيماران خواهد شد. به دليل اهميتى كه جان انسانها از ديدگاه اسلام دارد، درمان بيماران از سوى پزشكان حاذق، پاداشى غير قابل وصف دارد؛ بدين سان پزشكانى كه براى خدا به معاينه و تشخيص درست و بايسته بيمارىها مىپردازند، از ارزش ويژهاى نزد خداوند برخوردارند. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:«وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ...»[1]هركس انسانى را
[1]- سوره مائده، آيه 32
احياء كند- او را نجات دهد- گويا همه مردم را زنده كرده است. معاينه، تشخيص و درمان در آيينه شريعت، هر كدام داراى احكام ويژهاى است كه به گوشهاى از آنها نظر مىافكنيم.
الف: معاينه
احكام نگاه و لمس
34- نگاه مرد به بدن زن نامحرم و بالعكس حرام است چه با قصد لذت باشد و چه بدون آن.
35- براى زن واجب است، تمام بدن خود به استثناى صورت و دستها را از نامحرم بپوشاند.
36- نگاه كردن به صورت و دست نامحرم اگر با قصد لذت باشد حرام است، بلكه احتياط مستحب آن است كه بدون قصد لذت هم نگاه نكنند.
37- نگاه كردن به صورت، بدن و موى دختر نابالغ و مميز اگر به قصد لذت نباشد و به واسطه نگاه كردن، انسان نترسد كه به گناه بيفتد، اشكال ندارد. ولى بنا بر احتياط واجب بايد به جاهايى كه معمولًا مىپوشانند مانند شكم و ران، نگاه نكند.
38- مرد نبايد با قصد لذت به صورت يا بدن مرد ديگر يا پسربچه نگاه كند و نگاه كردن زن به بدن زن ديگر يا دختربچه هم، اگر با قصد لذت باشد حرام است.