را بر مرد مقدم بدارد.
ارجاع پزشك به ديگران
160- اگر زن به پزشك مرد مراجعه كند و معاينه نياز به نگاه و لمس داشته باشد، در صورتى كه ارجاع به پزشك زن امكان داشته باشد، پزشك مرد وظيفه دارد بيمار را به او ارجاع دهد.
161- پزشك حق ندارد زن بيمار يا باردار را به پزشك مرد ارجاع دهد، مگر در صورتى كه ضرورت داشته باشد. مانند اين كه پزشك زن نباشد و يا اگر هست، از تخصص لازم برخوردار نيست و ...
عدم جواز درمان براى پزشك زن
162- در صورتى كه معاينه و درمان توقف بر نگاه به عورت يا لمس آن داشته باشد و همچنين در انجام عمل زايمان، اگر همسر زن باردار از تخصص لازم برخوردار است و استفاده از او هم امكان دارد، بر پزشك زن هم جايز نيست دخالت كند.
تجويز دارو در دوران حاملگى
163- پزشك در هنگام تجويز دارو براى زنان باردار بايد علم به مضر نبودن دارو براى مادر و جنين او داشته باشد و در صورتى كه دارويى تجويز كند كه به مادر و يا جنين ضرر وارد كند، ضامن است.
دخالت مردان در امور زايمان
164- واجب است در هنگام معاينه، درمان و زايمان- غير از موردى كه پزشك معالج، همسر زن باشد- فقط زنان دخالت داشته باشند، مگر در صورتى كه زن نباشد و يا وجود پزشك مرد ضرورت داشته باشد.
165- دخالت شوهر در امر زايمان همسرش اگر ضرورت هم نداشته باشد، اشكال ندارد.
166- مواردى كه پزشك مرد امور مربوط به زايمان را انجام مىدهد- و دخالت او ضرورت دارد- بايد از دستكش استفاده نمايد تا از تماس مستقيم با بدن زن اجتناب شود، امّا اگر استفاده از دستكش ممكن نبود، در تماس با بدن زن بايد به مقدار ضرورت اكتفا كند. همچنين در صورت امكان از نگاه مستقيم به بدن زن پرهيز كند. مثلًا با نگاه در آينه، صفحه نمايشگر و ...
ببيند و اگر اين هم ممكن نبود به حد اقل نگاه مستقيم اكتفا كند.
167- در صورتى كه زنى يافت نشود كه زائو را كمك نمايد، مردانى كه به زن مَحرم هستند بر مردان نامحرم مقدم مىباشند.
ممنوعيت ورود افراد متفرقه به اتاق زايمان
168- زنِ زائو در اتاق زايمان بايد در معرض ديد نامحرم قرار نگيرد و لازم است از ورود نامحرم به آن اتاق جلوگيرى شود، مگر كسانى كه ورودشان ضرورت دارد.
نگاه زنان ديگر
169- زنان ديگر كه در اتاق زايمان و عمل كار مىكنند نمىتوانند نگاه يا لمس به عورت زن زائو داشته باشند مگر آن كه براى معالجه زائو- چنانچه
در مسائل نگاه پزشك زن گذشت- ضرورت داشته باشد.
مواردى كه مىتوان به پزشك مرد مراجعه كرد
170- با وجود پزشك زن اگر مراجعه به پزشك مردى كه از تخصص بيشتر برخوردار است ضرورت داشته باشد، بايد به پزشك متخصص مرد مراجعه نمود.
171- اگر مراجعه زن باردار براى وضع حمل به پزشك زن موجب تأخير در معالجه و در نتيجه خطر جانى براى زن يا فرزند داشته باشد، بايد به پزشك مرد كه در دسترس است مراجعه كند.
172- در صورتى كه پيدا كردن پزشك زن مشقت دارد و موجب عسر و حرج باشد مىتوان به پزشك مرد مراجعه كرد.
173- در تشخيص ضرورت و يا تخصص پزشك، اگر بين زن و همسرش اختلاف باشد، مرد نمىتواند زن را مجبور كند كه به پزشك خاص- پزشك مرد يا زن معيّن- مراجعه كند، بلكه ملاك تصميم خود زن است.
آموزش و فراگيرى علوم پزشكى زنان
174- اگر در منطقهاى به اندازه كافى پزشك زن و ماما نباشد و زنان بيمار و زائو به مردان مراجعه مىكنند، واجب است زنانى كه مىتوانند در اين امور تخصص پيدا كنند، اقدام نمايند تا اين احتياج مرتفع گردد.
175- در صورت ضرورت و نبودن پزشك زن، آموزش و فراگيرى
علوم پزشكى مربوط به زنان توسط مردان- اگر دانشجويان زن و دختر اقدام به فراگيرى اين علوم نكنند و يا امكان نداشته باشد- اشكال ندارد.
آموزش عملى
176- پزشكان عمومى و پرستاران و ... كه دوران آموزش عمومى را مىگذرانند، در صورتى مىتوانند آموزشهاى عملى- كه مستلزم نظر و لمس بدن و عورت زن زائوست- را فراگيرند كه بدانند در آينده نجات جان مادر يا فرزند او به اين آموزش بستگى دارد.[1]
سقط جنين
177- اگر بيمارى مادر به حدى است كه درد غير قابل تحمل دارد و معالجه، لازم و ضرورى است ولى در ضمن معالجه جنين طبعاً سقط مىشود، اقدام و معالجه، چه قبل از دميده شدن روح باشد يا بعد از آن، جايز است.
178- اگر ادامه حاملگى در آينده براى مادر خطر جانى دارد، هرچند در حال حاضر درد غير قابل تحملى ندارد، سقط جنين جايز است.
179- اگر پزشكان متخصص بگويند: «در صورتى كه زن كورتاژ نكند، در هنگام تولد يا زن مىميرد يا بچه»، و از گفته آنان اطمينان حاصل شود، كورتاژ جايز است.
180- اگر عمل جراحى براى مادر ضرورت دارد و در اثر جراحى
[1]- براى اطلاعات كافى از مسائل مربوطه، به فصل آموزش پزشكى مراجعه شود.
احتمال دارد بچه بميرد، در صورتى كه مادر با عمل جراحى حتماً نجات مىيابد، جراحى اشكال ندارد.
181- اگر زنى نياز به عمل جراحى پيدا كند كه عمل جراحى، مستلزم بىهوشى است و با بىهوش كردن مادر، بچه مىميرد، بايد در صورت امكان مادر را به وسيله بىحسى موضعى يا بدون بىهوشى عمل كرد. امّا اگر بىهوش كردن او ضرورت دارد، مانعى ندارد.
182- در صورتى كه زنده ماندن مادر متوقف به سقط كردن جنين باشد، سقط جايز است و بايد ديه آن پرداخت شود.
حكم سزارين
183- سزارين زن باردارى كه امكان زايمان طبيعى او وجود دارد، جايز است با رعايت احكامى كه در نگاه و لمس وجود دارد.
184- اگر در اثر تأخير سزارين، جنين بميرد يا آسيبى به مادر وارد شود و به همين علت نقصى بر مادر يا جنين وارد شود، در صورتى كه مرگ و آسيب مستند به كسى نباشد، كسى ضامن نيست. امّا اگر مستند به كسى باشد، او ضامن است مگر آن كه شرط عدم ضمان كرده باشد و كوتاهى در عمل هم نكرده باشد.
185- زنى كه انجام عمل سزارين برايش ضرورت دارد، نمىتواند آن را بهانه قرار داده و اقدام به بستن لولههاى خود نمايد، مگر اين كه بستن لولهها براى او نيز ضرورت داشته باشد.[1]
[1]- براى آشنايى بيشتر به فصل جلوگيرى از باردارى مراجعه شود.
186- پزشكى كه عمل سزارين انجام مىدهد، در صورتى مىتواند لولههاى زن را ببندد كه براى او ضرورت داشته باشد و اين كار بايد با اجازه زن و همسر او انجام شود.
187- اگر جنين در رحم مادر بميرد، بايد به آسانترين راه او را بيرون آورند، هرچند ناچار شوند او را قطعهقطعه نمايند.
استفاده از باقيماندههاى زايمان
188- استفاده از باقيماندههاى زايمان، مثل جفت و ... متعلق به زائوست ولى اگر او از آنها اعراض نمايد يا به صورت مجانى يا در مقابل دريافت عوض، آن را واگذار نمايد، استفاده از آن براى مصارف پزشكى جايز است.
احكام جنين سقط شده
189- جنين سقط شده در صورتى كه مرده به دنيا بيايد، نجس است.
190- جنين سقط شده، در صورتى كه كمتر از چهار ماه دارد، بايد در پارچهاى پيچيده شده و بدون غسل دفن شود.
191- بچه سقط شده، در صورتى كه چهار ماه تمام يا بيشتر داشته باشد، لازم است به طور متعارف غسل دهند و كفن نمايند و سپس دفن شود و خواندن نماز ميّت لازم نيست.
192- كسانى از قبيل مادر، ماما و ... كه با بدن بچه سقطشدهاى كه چهار ماه تمام يا بيشتر دارد، تماس مستقيم پيدا كردهاند، لازم است غسل مسّ
ميّت انجام دهند و اگر تماس توسط دستكش و مانند آن- غير مستقيم- باشد، غسل لازم نيست.
فرزند متولد شده از مادر مرده
193- بچهاى كه بعد از مردن مادر و سرد شدن بدن او به دنيا مىآيد و بدن او با بدن مادر تماس پيدا مىكند، وقتى بالغ شد، غسل مسّ ميّت بر او واجب است.
بيرون آوردن طفل از شكم مادرى كه از دنيا رفته
194- هرگاه مادر از دنيا برود و جنين زنده باشد، واجب است طفل را بيرون بياورند- اگر چه اميد به زنده ماندن جنين هم نداشته باشند- و براى انجام اين عمل- در صورتى كه براى سالم ماندن بچه فرقى نداشته باشد- احتياط واجب اين است كه طرف چپ را بشكافند و در غير اين صورت قسمتى را كه احتمال سالم ماندن طفل بيشتر است بشكافند و پس از بيرون آوردن طفل، محل را بخيه نمايند.
دقّت در نسبتِ فرزند به مادر
195- به دليل اهميّت فراوان حفظ انساب و لزوم توجه به عدم الحاق فرزند به غير پدر و مادر، بر كسانى كه در اتاق عمل زايمان كار مىكنند لازم است نهايت دقت را بنمايند كه در تحويل نوزادان به پدر و مادر، اشتباهى رخ ندهد.
196- تجزيه خون جهت تشخيص فرزند و الحاق آن به پدر و مادر، از
لحاظ شرعى، حجّيت ندارد مگر اينكه موجب علم و قطع شود.
احكام بعد از ولادت
197- مستحبات بعد از ولادت عبارتند از:
1- شستن نوزاد در صورتى كه براى او ضرر نداشته باشد؛
2- گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او؛
3- برداشتن كام او با آب فرات و تربت حضرت سيد الشهداء عليه السلام؛
4- انتخاب نام نيكو براى نوزاد، حتى اگر سقط باشد؛
5- تراشيدن سر او در روز هفتم و صدقه دادن طلا و يا نقره هموزن موى او؛ تذكر: تراشيدن سر نوزاد بدين صورت كه قسمتى را تراشيده و قسمتى را باقى بگذارند، مكروه است.
6- دادن وليمه بعد از تولد يا چند روز بعد از آن و هنگام ختنه؛ البته دادن يك وليمه به عنوان تولد و ختنه اشكال ندارد؛
7- عقيقه كردن براى نوزاد، چه پسر باشد و چه دختر.
198- عقيقه يعنى قربانى كردن يك شتر يا گاو يا گوسفند- ميش باشد يا بز- و مستحب است. در عقيقه امور زير مورد توجه قرار گيرد:
1- نمىتوان به جاى قربانى كردن حيوان، پول آن را صدقه داد؛
2- مستحب است براى پسر حيوان نر و براى دختر حيوان ماده عقيقه كنند؛
3- مستحب است عقيقه در روز هفتم تولد فرزند باشد، ولى اگر در آن روز انجام نشد، هر زمان ديگرى مىتوان آن را انجام داد؛