4- مستحب است يك ران حيوان، بلكه يكچهارم آن را به قابله- ماما- هديه دهند؛
5- گوشت عقيقه را مىتوان قسمت كرد و صدقه داد و يا آن را پخت و مؤمنان را اطعام كرد، البته بهتر است دعوتشدگان كمتر از ده نفر نباشند؛
6- مستحب است دعوتشدگان بعد از صرف عقيقه براى فرزند دعا كنند.
199- ختنه كردن پسر بر اولياى او واجب است و مستحب است اين عمل در روز هفتم تولد انجام شود.
200- اگر اولياى پسر او را ختنه نكنند، بعد از بلوغ بر خودش واجب است انجام دهد.
201- اگر پسرى ختنه شده به دنيا آمد، لازم نيست مجدداً او را ختنه نمايند.
202- ختنهكننده لازم نيست مسلمان باشد و انجام ختنه توسط هر فرد ماهرى گرچه كافر باشد، اشكال ندارد.
203- واجب نيست مادر خودش به بچه شير دهد، گرچه استحباب دارد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل ششم: جلوگيرى از باردارى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
امروزه جلوگيرى از باردارى و فرزنددار شدن در كشورهاى جهان سوم و جوامعى كه از رشد جمعيت، رنج مىبرند مسئله رايجى است ليكن از ديدگاه فرهنگ دينى كه بر فراوانى نسل مسلمان و شيعيان تأكيد فراوان مىورزد، به گونهاى كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله آن را موجب مباهات خويش شمرده است، قابل توجيه نيست و خوددارى از تكثير نسل، ناپسند و ناستوده است. بهانههاى واهى مانند مشكلات اقتصادى و تربيتى و نابهنجارىهاى اخلاقى و روانى در اين ارتباط، علمى و منطبق با واقع نيست. گناه برنامهريزىها و سياستهاى غلط در اداره صحيح و گسترده جامعه و نيز ستم مستكبران و مستبدان در تقسيم ناعادلانه ثروتهاى عمومى را نبايد به گردن ازدياد نسل گذاشت. هرگز بعيد نمىنمايد اگر احتمال دهيم اين شعارها از سوى استعمارگران براى تقليل و كاستن نسل فرزندان اسلام است و اين در حالى است كه امروزه از سياستهاى اعمال شده در جوامع پيشرفته در راستاى
جلوگيرى از فرزنددار شدن، شديداً از سوى خود آنان انتقاد مىشود؛ چه اين كه سياستهاى غلط به مشكل جمعيت و عدم تناسب آن انجاميده است؛ تا جايى كه امروزه جوامع پيشرفته مجبور به پذيرش مهاجران فراوان و تشويق گسترده به ازدياد نسل شدهاند. ما معتقديم اگر تقسيم ثروت و امكانات جامعه با برنامهريزى صحيح و بر اساس عدل راستين و فراگير اسلامى صورت گيرد، امكانات و منابع فعلى پاسخگوى كامل نيازهاى جمعيت جهان و بيشتر از آن هم خواهد بود و هركس مطابق با شئون خويش از حقوق لازم برخوردار خواهد شد. لازمه تحقق چنين مطلوبى، تدبير شايسته و درست و برگرفته از متن شريعت اسلامى است، نه برخورد انفعالى در برابر فرضيهها و انگارههاى نظريهپردازان علمزده و بيگانه. البته اسلام با نگرش خويش نسبت به جلوگيرى از باردارى به عنوان ثانوى در هنگام پديد آمدن مشكلاتى براى اين امر، راههايى را قرار داده است كه در مسائل اين فصل آمده است.
حكم عقيم شدن دائمى
204- بستن لولهها در مردان يا زنان و يا راههاى ديگر، اگر موجب عقيم شدن دائمى گردد از آن جهت كه نقص عضو مىشود جايز نيست و زن يا مرد نمىتوانند خود را به طور دائم عقيم كنند و پزشك نيز نمىتواند آنان را براى هميشه عقيم نمايد.
205- اگر پزشك متخصص تشخيص دهد كه حاملگى براى زن خطر جانى يا مشقّت غير قابل تحمل دارد و از گفته پزشك اطمينان حاصل شود
و راه ديگرى براى جلوگيرى از حاملگى وجود نداشته باشد، زن مىتواند به طور دائمى خود را عقيم نمايد.
206- هيچيك از موارد زير نمىتواند مجوز عقيمسازى دائمى زن يا مرد گردد: الف: ناتوانى از تربيت صحيح اولاد يا ناتوانى از تأمين زندگى آنان؛ ب: مبتلا بودن به بيمارى روانى؛ ج: مسائلى از قبيل تنظيم خانواده؛ د: داشتن فرزند زياد و نخواستن فرزند بيشتر؛ ه: اگر انجام عمل سزارين براى زن ضرورت داشته باشد به اين بهانه كه چون عمل سزارين انجام مىدهم و نامحرم به بدن من نگاه مىكند، پس خود را عقيم نمايم، نمىتواند مجوز اقدام به عقيمسازى دائمى گردد؛ و: انجام مكرر عمل سزارين به نحوى كه اگر زن مجدداً حامله شود، ديگر نتواند عمل سزارين انجام دهد؛ ز: داشتن سنّ بالاتر از 35 سال و يا داشتن بيش از پنج مرتبه زايمان و مانند آن.
207- در مواردى كه عقيم شدن دائمى براى مرد يا زن جايز نيست، بر پزشك نيز حرام است به اين عمل اقدام نمايد و رضايت و عدم رضايت زن و شوهر و يا اصرار آنان موجب جواز آن نمىشود.
208- شوهر حق ندارد همسر خود را به جلوگيرى از حاملگى به صورت دائم يا موقت وادار نمايد.
209- در مواردى كه عقيم شدن براى زن جايز است، اگر زن بخواهد به طور دائم خود را عقيم نمايد بايد با اجازه شوهر باشد.
210- مرد يا زن اگر خود را عقيم كرد و بعداً متوجه شد كه اين كار حرام بوده، احتياط اين است كه در صورت امكان معالجه نمايد و خود را از عقيم بودن خارج سازد، زيرا باقى ماندن بر حرام نيز حرام است.
جلوگيرى موقت
211- جلوگيرى از باردارى به وسيله عزل- بيرون ريختن منى- و استعمال دارو و مانند آن كه موجب عقيم شدن هيچيك از طرفين نمىشود، جايز است اما بايد از كارهاى حرام ديگر اجتناب شود.
212- جلوگيرى موقت از باردارى كه مستلزم نگاه و لمس نامحرم نيز نباشد در صورتى كه با توافق شوهر انجام گيرد، هيچگونه اشكالى ندارد.
213- هرگاه جلوگيرى از ناحيه زن انجام شود بايد با اجازه شوهر باشد وگرنه پيشگيرى بدون رضايت شوهر گناه است. و جلوگيرى مرد بدون رضايت همسر اشكالى ندارد.
214- هدف از جلوگيرى ممكن است صرفاً به جهت علاقه زن و شوهر به آن باشد و ممكن است هدف عقلايى يا شرعى ديگرى باشد، مانند اين كه چون تربيت فرزند به طور شايسته براى آنان مشكل است، به همين جهت جلوگيرى مىنمايند. در هر صورت پيشگيرى موقت، به هر هدفى كه باشد، شرعاً جايز است.
عزل[1]و احكام آن
215- عزل براى مرد در هر صورت جايز است امّا در موارد زير كراهتى
[1]- عزل، همان جدا شدن در آميزش است كه سبب مىشود، منى بيرون از رحم ريخته شود.