اسلام و مسأله رشد جمعيت
225- رشد جمعيت مسلمانان و بالا رفتن آمار آنان مطلوب اسلام است و ادلّه متعددى، مطلوبيّت آن را اثبات مىكند ولى امكان دارد در شرايط خاصى به دليل عوارضى، اسلام با كنترل جمعيت موافق باشد.
حكومت اسلامى و كنترل جمعيت
226- در شرايطى كه حكومت اسلامى مصلحت جامعه را در كنترل جمعيت و تنظيم خانواده تشخيص دهد فقط مىتواند جامعه را به كنترل جمعيت از راههاى حلال تشويق نمايد، ولى نمىتواند از راههاى حرام مانند سقط جنين استفاده كند و يا مردم را ملزم به جلوگيرى نمايد.
227- اگر ولىّ امر مسلمين محدود كردن نسل را به طريق الزام افراد بر آن، لازم بداند و بر آن حكم كند، در همان محدودهاى كه ولىّ امر حكم مىكند، الزام به جلوگيرى جايز، بلكه واجب مىباشد.
وظيفه پزشك و عقيمسازى
228- نگاه به بدن نامحرم و لمس آن و نگاه به عورت غير همسر و همين طور عقيم كردن دائم زن يا مرد، حرام است و لذا بر پزشك لازم است كه از موارد مذكور خوددارى كند مگر در مواردى كه ضرورت عقيمسازى بيمار براى پزشك محرز گردد كه در آن صورت هم عقيمسازى جايز مىشود و هم لمس و نگاه به نامحرم يا عورت ديگرى جايز است به شرط
اين كه بدون نگاه يا لمس نتواند آن كار را انجام دهد و پزشك محرم و يا مماثل هم نباشد.
229- اگر عقيمسازى براى مرد يا زن ضرورت نداشته باشد ولى پزشك اقدام به اين عمل نمايد، علاوه بر اين كه فعل حرامى را مرتكب شده، ديه آن را نيز بايد بپردازد و ديه عقيمسازى هر چند در شرع مشخص نشده ولى بايد از طريق حكومت و أرش[1]تعيين شود.
230- اگر عقيمسازى براى زن يا مرد ضرورت داشته باشد، پزشك بايد با رضايت بيمار اين كار را انجام دهد.
231- اگر پزشك تشخيص داد كه عقيمسازى براى فردى ضرورت دارد و بر اساس اين تشخيص او را عقيم ساخت ولى بعداً متوجه شد كه اشتباه كرده است، در صورتى كه قصور كرده باشد، ضامن است.
[1]- در مواردى كه مقدار ديه جنايت معين نشده، به نظر حاكم شرع مشخص مىشود كه از آن تعبير به حكومت و أرش مىكنند.
فصل هفتم: تلقيح و بارورى مصنوعى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
تلقيح و بارورى مصنوعى در مباحث پزشكى جديد از ديدگاه ممتازى برخوردار است و هماهنگ با پيشرفت علم پزشكى و دستاوردهاى شگفتانگيز آن، گامهاى بلند و مؤثرى را برداشته است. اين رشته در قلمرو نازايى مرد يا زن يا هر دو و بلكه در ايجاد نطفههاى قابل بارورى از طبيعت و از همه بالاتر، كِشت و تكثير سلولهاى انسانى يا حيوانى در پديد آوردن موجود انسانى كاربرد دارد. بديهى است تلقيح و بارورى با اين گستره داراى اشكال و شيوههاى متنوع و متكثّرى است كه از ديدگاه شرع مقدس اسلام، هر كدام حكم جداگانهاى دارد. مثلًا مردى كه عقيم و نازاست، آيا از نظر اسلام مىتواند با اسپرم مرد ديگرى، همسرش را بارور ساخت؟ همينطور در مورد زنان، و يا اين كه آيا شرعاً مىشود در بيرون از رحم، اسپرم و تخمكِ آن دو را بارور كرد و سپس داخل رحم زن و يا رحم ديگرى، آن را كاشت و پرورش داد؟ اگر چنين مسائلى از نظر شرع امكان داشته باشد، فرزندى كه به وجود
مىآيد به كداميك از دو مرد منسوب است؟ همچنين در مورد مادر فرزند، آيا مادر او زنى است كه تخمك از آن او بوده و يا آن كه او را زاييده است؟ و ... و بعد از آن مسائل محرميّت و ازدواج و ارث و ...
مطرح مىشود. اين فصل به بررسى اين موضوع و مسائل پيرامون آن و بيان احكام آنها از ديدگاه فقهاى بزرگوار اختصاص دارد.
الف: بارورسازى با اسپرم شوهر
232- اگر اسپرم شوهر را به صورت مصنوعى در رحم همسرش وارد كنند و زن حامله شود، اين عمل جايز است، خواه اين كار بعد از تقويت اسپرم باشد و خواه به صورت ديگر. امّا بايد از مقدمات حرام اجتناب كنند و فرزندى كه از اين طريق متولد مىشود، فرزند همان زن و شوهر و همانند فرزندى است كه از طريق آميزش طبيعى آنان به وجود مىآيد.
233- اگر اسپرم شوهر و تخمك زن در بيرون رحم يعنى در دستگاه مصنوعى به هم آميخته و نطفهاى منعقد گردد، وارد كردن اين نطفه- به هر يك از مراحل جنين كه رسيده باشد در رحم اين همسر جايز است، امّا بايد از مقدمات حرام اجتناب كنند و فرزندى كه از اين طريق متولد مىشود، فرزند همان زن و شوهر است و همه احكام شرعى فرزندان عادى را دارد.
234- اگر اسپرم مرد را گرفته و پس از درگذشت او به همسرش تلقيح نمايند، جايز نيست، ولى اگر اين كار صورت گرفت، فرزند مزبور
حلالزاده است و احكام محرميّت را دارد و از مادر ارث مىبرد، امّا از پدر ارث نمىبرد.
235- اگر اسپرم شوهر و تخمك همسرش را در بيرون رحم به هم بياميزند و تا آخر در دستگاه مصنوعى پرورش يابد، اين عمل نيز جايز است و بچه، فرزند همان زن و شوهر مىباشد، لكن بايد از مقدمات حرام اجتناب نمايند.
236- اگر اسپرم شوهر و تخمك همسرش را بگيرند و به صورت مصنوعى وارد رحم همسر ديگرِ همان شوهر نمايند، چه قبل از تركيب و آميخته شدن اسپرم و تخمك باشد و چه بعد از آن، جايز است. چه همسر دائمى او باشد و يا موقت، ولى بايد از مقدمات حرام اجتناب كنند و بچه، فرزند شوهر و همسر صاحب تخمك است.
237- هرگاه زن به صورت طبيعى يا مصنوعى از شوهرش حامله شود، خارج ساختن اين حمل و قرار دادنش در رحم همسر ديگر آن شوهر جايز است ولى بايد از مقدمات حرام اجتناب نمايند و بچه، فرزند شوهر و همسر صاحب تخمك است.
كِشت جنين در رحم زن بيگانه
238- قرار دادن نطفه منعقدشده زن و شوهر در رحم زن بيگانه، جايز نيست، چه نطفه به صورت طبيعى منعقد شده باشد و يا به صورت مصنوعى ولى چنانچه اين عمل حرام انجام شود، فرزند به مرد صاحب اسپرم و زن صاحب تخمك تعلّق دارد.
بارورى با ارتكاب مقدمات حرام
239- اگر بارور شدن تخمك زن با اسپرم شوهرش، جز با ارتكاب مقدمات حرام ممكن نباشد، در صورت ضرورت اشكال ندارد و منظور از ضرورت اين است كه مثلًا اگر اين كار انجام نشود، زندگى زناشويى آنها مختل مىشود و يا زن گرفتار بيمارى مىگردد.
مقصود از مقدمات حرام
240- مقصود از مقدمات حرام كه در مسائل گذشته ذكر شد، نگاه مرد نامحرم به بدن زن يا لمس آن است و همچنين انجام عمل استمناء توسط مرد براى تهيه اسپرم و يا تحميل بارورسازى مصنوعى به مرد يا زن.
241- اگر از ارتكاب اعمال حرام اجتناب نشد و به يكى از صورتهاى مذكور در مسائل قبلى، بچهاى متولد شد، حكمش همان است كه در مسائل قبلى گفته شد، اگر چه كسانى كه مرتكب اعمال حرام شدهاند گناهكار محسوب مىشوند.
نسبت فرزند با رحم پرورش دهنده
242- بچهاى كه در رحم غير از زن صاحب تخمك پرورش مىيابد، اگر چه همانگونه كه در مسائل قبل گذشت حرام است، و لكن در صورت تحقّق فرزند زن صاحب تخمك است، ولى نسبتش با زنى كه در رحم او پرورش يافته، نسبت فرزند عرفى است و همه احكام فرزند عرفى از قبيل محرم بودن و غيره را دارد.
كِشت جنين در رحم حيوان