بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

سألوا بحقّه، ويدفع عنهم البلايا برحمته، فلو علم الخلق ما محلّه عند اللَّه‌

، ومنزلته لديه، ما تقرّبوا إلى اللَّه إلّابتراب قدميه»[1]

. «محبّت الهى اگر نهانخانه دل بنده‌اى را روشن سازد، آن را از تمام دل مشغوليها تهى مى‌سازد، و هر يادى جز ياد خدا نزد او تاريكى خواهد بود.

و يك دوستدار خدا، در نهان خود، پيراسته‌ترين مردم است نزد خدا، و همچنين راستگوترين و وفادارترين ايشان نسبت به عهد و پيمان خويش است، و عمل او از همه مردم پاك‌تر و ذكر او از تمام ايشان زلالتر و روان او از همه پرستشگرتر مى‌باشد، فرشتگان به هنگام مناجاتش مباهات مى‌كنند و به ديدارش فخر مى‌فروشند، و به خاطر او خداوند متعال سرزمينهاى خويش را آباد مى‌سازد، و به خاطر كرامت وى بندگان خود را اكرام مى‌كند. اگر به حقّ وى سؤالى كنند خداوند برايشان مى‌دهد، و بلاها را به وسيله رحمت خود از ايشان دور مى‌كند، پس اگر خلق به جايگاه و منزلت او نزد خدا پى‌مى‌بردند، به خدا نزديكى نمى‌جستند مگر به واسطه خاك پاى وى.»

رهيافت وحى:

ايمان به خدا و اطمينان به وى و همچنين توكّل بر او و پرهيز از سرپيچى از او و بر حذر بودن از كيفر او و خويشتندارى در برابر محارمش... همه و همه موجب فراهم آمدن امنيّت، آرامش و رضامندى مى‌شوند. بديگر سخن هرگاه دل به ايمان آرامش يابد و از خشم و نخوت پاك گردد، وبا عشق و رضامندى آباد شود، و از آفت گناهان قلبى (همچون كينه‌ورزى، حسد

[1]- بحارالأنوار، ج 67، باب 43، ص 23، ح 23.


صفحه 28

و خودبزرگ‌بينى) دور باشد، آرامش و امنيّت بر ديگر ابعاد زندگى وى، سايه افكن خواهند شد.

احكام:

1- بر ما لازم است كه براى كاشت بذر محبّت و آرامش در دلها و پرورش روح اعتماد و فروتنى و زدودن خشم و نخوت و پليديها از روانها كوشا باشيم.

2- براى دست‌يابى بدين امر بايد به اصلاح روشهاى تربيتى، بويژه در مدارس از جمله مدارس ابتدائى، و همچنين اصلاح روشهاى فرهنگى در روابط والدين با فرزندانشان بپردازيم.

3- مادران، در صورتيكه خود با فرهنگ باشند، نقش برتر را در فرهنگ سازى فرزندان، بانرمخويى و سخنان نيك، ايفا مى‌كنند، امّا همانگونه كه مى‌دانيم زنان در كشورهاى ما از مدّتها پيش و تا به امروز ناديده انگاشته شده‌اند، از همين رو جامعه بايد ايجاد دوره‌هاى تربيتى ويژه زنان، و يا برگذارى درسهايى ويژه روشهاى درست تربيت در دانشگاهها و مراكز آموزشى را از مهمترين وظايف خود بداند.

4- از سويى مجامع دينى، مراكز خيريّه و جنبشهاى سازمان يافته مى‌بايست با جدّيت در انديشه تربيت نسلهاى آينده باشند. اين مراكز مى‌بايست مصالح عمومى را بر منافع زودگذر سياسى مقدّم دارند، و اعضاى خود را بر پايه كينه توزى و تعصّب و منفى نگرى تربيت نكنند، چراكه در آن‌صورت نه تنها به اعضاى خود ستم روا داشته‌اند بلكه جامعه‌


صفحه 29

را به تباهى كشانيده و بذرهاى فتنه را در ميان مردم خواهند كاشت.

5- همچنين بر گروههاى دينى و مراجع اسلامى و حوزه‌هاى علميّه است كه مراقب جهت گيريهاى خود باشند؛ نبايد مسائل خصوصى را بر مسائل عمومى امّت ترجيح دهند و از آن رهگذر فضايى از بدگمانى و تشويش بوجود آورند، و در آن فضا آرامش و سكينه ايمانى از روانها رخت بر بندد، بلكه اين نهادها بايد در يگانه ساختن صفوف مؤمنين و نزديك ساختن آنها به يكديگر كوشا باشند.

6- يكى از والاترين صفات نيكو رضامندى و رسيدن به مقام تسليم در برابر قضا و قدر الهى مى‌باشد. از همين رو دست اندركاران امور فرهنگى و تربيتى بايد به پرورش اين ويژگى در جامعه اهتمام ورزند، تا آرامش و سكينه به روانها راه يابد و به استقرار امنيّت و آرامش در جامعه هرچه بيشتر كمك شود.

7- انسان- براى برخوردار شدن از رضامندى- بايد امور دنيوى خود را با امور دنيوى فرو دست‌تر از خويش بسنجد. چه، اين امر وى را به آنچه دارد خشنودتر، و از نظر روان سپاسگزارتر و بى‌نيازتر مى‌سازد.

8- بر ماست كه حبُ و دوست داشتن خداوند را به عنوان پايه‌اى بنيادين براى تربيت مردم قرار دهيم، تا مردم در امنيت و آرامش زندگى كنند. چه، دست يافتن به محبّت الهى، درجه‌اى والا محسوب مى‌شود، چرا كه حبُ و دوستى- به نظر مى‌آيد- آرمانى والا براى روان باشد و كششى به سوى بالا، و در جهت آگاهى عميق نسبت به حقيقت و درك آن عمل كند.


صفحه 30

2- امنيّت و آرام گام برداشتن (يا روش متعادل)

قرآن كريم:

1-(وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً* وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِيَاماً)[1].

«بندگان (خاصّ خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‌تكبّر بر زمين راه مى‌روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نا بخردانه گويند)، به آنها سلام مى‌گويند (و با بى‌اعتنايى و بزرگوارى مى‌گذرند* كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قيام مى‌كنند.»

2-(وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوَاماً)[2].

«و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مى‌نمايد و نه سختگيرى، بلكه در ميان اين دو، حداعتدالى دارند.»

3-(قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ)[3].

[1]- سوره فرقان، آيات 63 و 64.

[2]- سوره فرقان، آيه 67.

[3]- سوره اعراف، آيه 33.


صفحه 31

«بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است، و (همچنين) گناه و ستم به ناحقّ را، و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد، و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‌دانيد.»

4-(يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى‌ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ)[1].

«اى فرزندان آدم! اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براى شما بازگو كنند، (از آنها پيروى كنيد،) كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند)، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناك مى‌شوند.»

5-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى‌ أَلَّا تَعْدِلُوا إِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى‌ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ)[2].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! همواره براى خدا قيام كنيد، و از روى عدالت، گواهى دهيد. دشمنى با جمعيّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند. عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است. و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، كه خداوند از آنچه انجام مى‌دهيد، با خبر است.»

[1]- سوره اعراف، آيه 35.

[2]- سوره مائده، آيه 8.


صفحه 32

حديث شريف:

1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«المُنبَتّ لا أرضاً قطع، ولا ظهراً أبقى»[1]

. «سوارى كه بيش از توان خود و مركبش در راه سرعت گيرد، نه راهى خواهد پيمود و نه مركبش باقى خواهد ماند.»

2- اميرمؤمنان على عليه السلام مى‌فرمايد:

«الَيمِينُ وَالشِّمَالُ مَضَلَّةٌ، وَالطَّرِيقُ الوُسْطَى‌ هِيَ الجَادَّةُ، عَلَيْهَا بَاقي الكِتَابِ وَآثَارُ النُّبُوَّةِ»[2]

. «به راست و چپ رفتن گمراهى است، و راه ميانه همان راه صحيح است، كه كتاب خدا و آثار نبوّت بر آن باقى مانده‌اند.»

3- و همچنين مى‌فرمايد:

«أَلَا وَإِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَإِسْرَافٌ، وَهُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَيَضَعُهُ فِي الآخِرَةِ»[3]

. «آگاه باشيد، كه عطاى مال در غير موردش زيادروى و اسراف است، ممكن است اين كار، مقام بخشنده را در دنيا بالا ببرد، امُا در آخرت پايين مى‌آورد.»

4- همچنين مى‌فرمايد:

[1]- بحارالأنوار، ج 68، ص 218 و 211، باب 66. الكافي، ج 2، باب الاقتصاد، ص 82.

[2]- نهج البلاغه، خطبه 16، ص 52 ناشر دارالحديث، چاپ اوّل، 1424 ه. ق.

[3]- همان، خطبه 268.


صفحه 33

«كُنْ سَمَحاً وَلَا تَكُنْ مُبَذِّراً، وَكُنْ مُقَدِّراً وَلَا تَكُنْ مُقَتِّراً»[1]

. «بخشنده نه اسرافگر و حسابگر باش نه سختگير.»

5- همچنين آن‌حضرت به هنگام سخن از ويژگيهاى پرهيزكاران مى‌فرمايد:

«بَعِيداً فُحْشُهُ، لَيِّناً قَوْلُهُ»[2]

. «از گفتن سخن ناشايست دورى مى‌گزيند، گفتارش نرم و معتدل است.»

6- همچنين در ويژگيهاى اهل تقوى مى‌فرمايد:

«وَتَنَكَّبَ الَمخَالِجَ عَنْ‌وَضَحِ السَّبِيلِ، وَسَلَكَ أَقْصَدَ المَسَالِكِ إِلَى‌ النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ‌

؛ وَلَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ، وَلَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ»[3].

«و از موانع راه روشن هدايت، كناره‌گيرى كند و براى رسيدن به روش مطلوب به سوى حيات ابدى معتدل‌ترين راه‌ها را برگزيند و عوامل كبر و غرور كه او را از حقّ و حقيقت دور مى‌سازد، از راه راست منحرفش نكند. امور مشكوك و مشتبه او را سرگردان نسازد.»

7- همچين مى‌فرمايد:

«فَلَا تَكُونُوا أَ نْصَابَ الْفِتَنِ، وَأَعْلَامَ الْبِدَعِ»[4]

. «پس سعى كنيد كه شما پرچم فتنه‌هاو نشانه‌هاى بدعت نباشيد.»

[1]- نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 33.

[2]- همان، خطبه 193، فراز 22، ص 458.

[3]- همان، خطبه 83، ص 5- 144.

[4]- همان، خطبه 151، ص 309.


صفحه 34

8- و درباره پرهيزكاران مى‌فرمايد:

«مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، وَمَلْبَسُهُمُ الْاقْتِصَادُ»[1]

. «منطق آنان درست و صحيح، پوشاكشان بر مبناى ميانه‌روى و اقتصاد است.»

9- همچنين مى‌فرمايد:

«لَاعَقْلَ كالتَّدْبِيرِ»[2]

. «هيچ تعقّلى مانند دورانديشى نيست.»

رهيافت وحى:

در واقع امور مؤمنان بر پايه اعتدال پايه‌ريزى شده ولى امور غافلان بر پايه افراط، از همين روست كه هوا و هوس، غافلان را به حركت وامى‌دارد.

چون غافلان همواره يا زياده‌روى مى‌كنند يا كوتاهى، ولى مؤمنان بر راه راست پا برجايند، حال آنكه ديگران گاهى به راست و گاهى به چپ متمايل مى‌شوند. در واقع مؤمنان همواره از فروافتادن در چاه افراط و تفريط در امانند.

احكام:

1- مؤمن بايد پيش از قدم گذاشتن در هر كارى، به پيامدهاى آن، فكر كند، تا انديشه‌اش از حركتش، بصيرتش از گام نهادنش و تدبيرش‌

[1]- نهج البلاغه، خطبه 193، ص 454.

[2]- همان، كلمات قصار، شماره 113، ص 745.