5-[1]يونس بن يعقوب گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم دستت را بده تا ببوسم. حضرت دستش را به من داد، پس عرض كردم قربانت گردم سر مباركت را، حضرت جلو آورد بوسيدم، سپس عرض كردم قربانت گردم پاى مباركت را، حضرت سه بار فرمود: سوگند دهم ترا كه از بوسيدن پا بگذرى و سه بار فرمود: آيا چيزى باقى مانده است. (يعنى بعد از بوسيدن دست و سر عضو ديگرى شايسته بوسيدن نيست) 6-[2]امام صادق (ع) فرمود: شما شيعيان داراى نورى هستيد كه در جهان با آن شناخته مىشويد تا آن جا كه هر گاه يكى از شما برادرش را ملاقات كند جاى نور را در پيشانى او مىبوسد.
7-[3]ابراهيم بن ادريس از پدرش نقل مىكند كه پس از رحلت امام حسن عسكرى (ع)، صاحب الزمان (ع) را جوانى نورسته ديدم و دستها و سر مباركش را بوسيدم.
8-[4]در نامه برادر علىّ بن جعفر است كه از امام موسى كاظم (ع) پرسيدم آيا براى مرد سزاوار است كه مردى يا زنى را ببوسد؟ فرمود: در بوسيدن برادر، پسر، خواهر، دختر و مانند اينها باكى نيست.
134- باب كراهت كرنش براى مردم حتّى امام
1-[5]امام موسى كاظم (ع) فرمود: مردى براى آن حضرت در حالى كه بر پا
[1]- اصول كافى، ص 402.
[2]- اصول كافى، ص 402.
[3]- اصول كافى، ص 172.
[4]- بحار الانوار، ج 10، ص 280.
[5]-( باب 134): اصول كافى، ص 262.
ايستاده بود قصهاى طولانى نقل كرد، و از طرف مرد كافرى به او سلام رسانيد، سپس گفت سرورم، اگر اجازه فرماييد تعظيمتان كنم و بنشينم، فرمود: براى نشستن اجازهات مىدهم ولى براى كرنش نه، آن مرد نشست و گفت سلام ترا به رفيقم برسانم يا نه؟ فرمود: خداوند ان شاء اللَّه رفيقت را هدايت كند و اگر او بر دين ما باشد سلام ما بر او باد.
135- باب كراهت مجادله و دشمنى با مردم
1-[1]امام صادق (ع) فرمود كه حضرت علىّ (ع) فرموده است: از مجادله و ستيزهجويى بپرهيزيد زيرا آنها دلهاى برادران را بيمار كنند و سبب نفاق شوند.
2-[2]پيغمبر6فرمود: هر كه خدا را با سه خصلت ملاقات كند (و با اين سه خصلت از دنيا برود) از هر درى كه بخواهد وارد بهشت شود.
1- كسى كه اخلاق نيكو داشته باشد، 2- در حضور و غياب مردم از خدا بترسد. 3- مجادله را ترك نمايد گر چه حق با او باشد.
3-[3]پيغمبر6فرمود: كسى كه خدا را هدف مجادلاتش قرار دهد به تحوّل بيشتر نزديك مىشود (از رأيى به رأى ديگر منتقل گردد) 4-[4]امام صادق (ع) فرمود: با اشخاص بردبار، و نادان مجادله مكن، زيرا حليم ترا دشمن دارد، و سفيه آزارت رساند.
5-[5]امام صادق (ع) فرمود: از دشمنى با يك ديگر بپرهيزيد زيرا خصومت دل را مشغول كند و موجب نفاق شود و كينهها پديد آورد.
[1]-( باب 135): اصول كافى، ص 451( باب المراء و الخصومة)
[2]-: اصول كافى، ص 451( باب المراء و الخصومة)
[3]-: اصول كافى، ص 451( باب المراء و الخصومة)
[4]-: اصول كافى، ص 451( باب المراء و الخصومة)
[5]-: اصول كافى، ص 451( باب المراء و الخصومة)
6-[1]امام زين العابدين (ع) فرمود: واى بر كسانى كه فاسقند و هميشه رياكار، واى بر مردمى كه به آسانى تن به گناه دهند و پيوسته دشمن همديگرند، واى بر مردمى كه گناهكارند و گفتارشان بيشتر در غير ذات پروردگار است.
7-[2]امام صادق (ع) از اجدادش نقل مىكند كه پيغمبر6فرموده است. من خانهاى در بالاترين نقطه بهشت و خانهاى در وسط آن و خانهاى در باغهاى بهشت را ضمانت مىكنم براى كسى كه مجادله نكند، گرچه حق با او باشد. (و در روايت ديگر چنين آمده).
8-[3]براى كسى كه دروغ نگويد گرچه به شوخى، و براى كسى كه خلقش نيكو باشد.
9-[4]على (ع) فرمود: هر كه آبروى خويش را دوست دارد بايد مجادله و ستيزهجويى را رها كند.
136- باب استحباب اجتناب از كينه و عداوت و دشمنى و بغض و ...
1-[5]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: هر وقت كه جبرئيل پيش من مىآمد. مىگفت اى محمّد از بغض و دشمنى با مردم بپرهيز.
2-[6]وليد بن صبيح گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه فرمود: پيغمبر6فرموده است: جبرئيل در هيچ چيزى به اندازه پرهيز از دشمنى با مردم به من
[1]- روضه كافى، ص 391.
[2]- التوحيد، ص 461.
[3]- خصال صدوق، ص 70.
[4]- نهج البلاغه، قسم دوّم، ص 230.
[5]-( باب 136): اصول كافى، ص 451 و 452( باب المراء و الخصومة)
[6]-: اصول كافى، ص 451 و 452( باب المراء و الخصومة)
سفارش نكرده است.
3-[1]امام صادق (ع) فرمود: جبرئيل به پيغمبر6گفت: از مشاجره و ستيزه كردن با مردم بپرهيز.
4-[2]امام صادق (ع) فرمود: از خصومت با مردم بپرهيزيد زيرا خصومت موجب آزار و غرامت است و عيب نهفته را آشكار سازد.
5-[3]امام صادق (ع) فرمود: هر كه تخم عداوت بكارد كاشته خود را درو مىكند.
6-[4]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: هر وقت كه جبرئيل پيش من مىآمد مرا موعظه مىكرد، و آخرين سخنش با من اين بود كه از خصومت با مردم بپرهيز، زيرا خصومت عيب نهفته را آشكار مىكند و عزّت را از بين مىبرد.
7-[5]امام صادق (ع) فرمود كه پيغمبر6فرموده است: آگاه باشيد در عداوت كردن با يك ديگر تراشيدن و از ريشه بركندن است، مقصودم تراشيدن و بركندن مو نيست، امّا ستردن و بركندن دين است.
8-[6]امام باقر (ع) به نقل از پدرانش مىگويد كه پيغمبر6فرمود: هر كه زياد غصّه خورد بيمار گردد، و هر كه بد اخلاق باشد خودش در عذاب است، و هر كه با مردم مشاجره كند جوانمرديش ساقط مىشود، سپس فرمود: همواره جبرئيل مرا از ستيزه كردن با مردم نهى مىكرد همچنان كه از شراب خوارى و بتپرستى بازمىداشت.
9-[7]امام رضا (ع) به نقل از پدرانش فرمود: كه پيغمبر6فرموده است از خصومت با مردم دورى كنيد، زيرا خصومت عيوب نهفته را آشكار مىسازد و عزّت را از بين مىبرد.
[1]- اصول كافى، ص 451 و 452( باب المراء و الخصومة)
[2]- اصول كافى، ص 451 و 452( باب المراء و الخصومة)
[3]- اصول كافى، ص 451 و 452( باب المراء و الخصومة)
[4]- اصول كافى، ص 451 و 452( باب المراء و الخصومة)
[5]- اصول كافى، ص 468.
[6]- مجالس، پسر شيخ طوسى، ص 326.
[7]- مجالس، پسر شيخ طوسى، ص 307.
137- باب تحريم مكر، حسد، خيانت و نيرنگ
1-[1]امام رضا (ع) از اجدادش نقل مىكند: كه پيغمبر6فرموده است هر كه مسلمان باشد مكر و حيله نمىكند، از جبرئيل شنيدم كه مىگفت مكر و فريب سبب ورود در آتشند سپس فرمود: كسى كه مسلمانى را فريب دهد و به او خيانت ورزد از ما نيست. آنگاه فرمود: جبرئيل از طرف خدا بر من نازل شد و گفت: اى محمد بر تو باد به خوش خويى زيرا بدخويى خير دنيا و آخرت را از بين مىبرد، آگاه باشيد شبيهترين شما به من خوشخلقترين شماست.
2-[2]علىّ (ع) فرمود: مكر و فريب سبب ورود در آتشند.
3-[3]امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر6فرمود هر كه با مسلمانى مكر نمايد از ما نيست.
4-[4]على (ع) فرمود: اگر مكر و نيرنگ سبب ورود در آتش نبودند من مكر انديشترين مردم بودم.
5-[5]زاذان گويد: از على (ع) شنيدم كه مىفرمود: اگر اين فرمايش را از پيغمبر6نشنيده بودم كه مىفرمود مكر، نيرنگ، خيانت، سبب ورود در آتشند، مكر من از تمام اعراب بيشتر بود.
6-[6]عبد الرحمن بن ابى نجران گويد: از امام باقر (ع) در باره معناى آيه
[1]-( باب 137): مجالس صدوق، ص 163.
[2]- عقاب الاعمال، ص 40، اصول كافى، ص 465( باب مكر)
[3]- عقاب الاعمال، ص 40.
[4]- عقاب الاعمال، ص 40.
[5]- عقاب الاعمال، ص 40.
[6]- تفسير عيّاشى. ج 1 ص 239.
وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ[1]پرسيدم، آرزو مبريد بر آنچه كه خداوند فزونى نهاد برخى از شما را بر بعضى ديگر، فرمود: هرگز كسى آرزوى تصاحب زن يا دختر شخص ديگر را نبايد داشته باشد، ولى آرزوى داشتن مانند آنها عيبى ندارد.
138- باب تحريم دروغ
1-[2]امام باقر (ع) فرمود: نخستين كسى كه دروغگو را تكذيب مىكند خداى عزّ و جلّ است، سپس دو فرشتهاى كه با خود شخص همراهند، سپس خود شخص نيز مىداند كه دروغگوست.
2-[3]عمر بن يزيد گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: دروغگو با برهانهاى روشن هلاك مىگردد، و پيروانش به وسيله شبهات، (يعنى شبهاتى كه به وسيله دروغ او به وجود آمده است) 3-[4]امام باقر (ع) فرمود: خداوند براى پليديها قفلهايى قرار داده و شراب را كليد آنها قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.
4-[5]امام باقر (ع) فرمود: دروغ ويرانگر ايمان است.
5-[6]امام صادق (ع) فرمود: كه عيسى بن مريم چنين گفته است، هر كه دروغش زياد شود، آبرويش برود.
6-[7]على (ع) فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار است كه از دوستى و رفاقت
[1]- النساء- 32.
[2]-( باب 138): اصول كافى، ص 466.
[3]-: اصول كافى، ص 466.
[4]- اصول كافى، ص 465.
[5]- اصول كافى، ص 465.
[6]- اصول كافى، ص 465.
[7]- اصول كافى، ص 466.
دروغگو پرهيز كند، زيرا او آن قدر دروغ گويد كه اگر راست هم بگويد كسى آن را باور نكند.
7-[1]زراره گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: از جمله چيزهايى كه خداوند به وسيله آن به دروغگويان كمك كرده است فراموشى است (يعنى دروغگو فراموشكار است) 8-[2]ابو اسحاق خراسانى گويد علىّ (ع) مىفرمود: از دروغ بپرهيزيد، چون هر شخص اميدوار، جوينده است، و هر بيمناكى گريزان «از واقعيّت» است.
9-[3]عبد الرحمن بن حجّاج گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: آيا دروغگو كسى است كه در مورد موضوعى دروغ بگويد؟ فرمود: نه، زيرا كسى نيست كه اين عمل از او سر نزند، ولى مقصود آن شخصى است كه به دروغگويى عادت كرده است.
10-[4]ابو بصير گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: همانا بنده خدا دروغ گويد تا آن جا كه از دروغگويان به شمار آيد، وقتى كه دروغ گفت خداى عزّ و جل مىفرمايد: دروغ گفت و از حق دور شد.
11-[5]امام رضا (ع) فرمود: از پيغمبر6سؤال شد. ممكن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود: آرى، عرض شد آيا بخيل مىشود؟ فرمود: آرى. عرض شد ممكن است دروغگو باشد؟ فرمود: نه 12-[6]از كلمات رسول اللَّه6است. كه بدترين نوع ربا دروغ گفتن است.
[1]- اصول كافى، ص 466.
[2]- اصول كافى، ص 467.
[3]- اصول كافى، ص 466.
[4]- محاسن برقى، ص 118.
[5]محاسن برقى، ص 118.
[6]من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 342.
13-[1]على (ع) مىفرمود: راستگو باشيد، زيرا خداوند با راستگويان است، و از دروغ اجتناب كنيد، زيرا دروغ انسان را از ايمان دور مىكند، و بدانيد كه راستگو بر ساحل نجات و بزرگوارى قرار دارد، و دروغگو در پرتگاه ذلّت و هلاكت است، سخن نيك بگوييد تا به آن شناخته شويد، عمل خير انجام دهيد تا از اهل خير باشيد، امانت كسى را كه شما را امين دانسته به او برگردانيد، و به خويشاوندانى كه از شما بريدهاند بپيونديد، و اگر كسى شما را از چيزى محروم ساخته است با فضل و احسان به سويش برگرديد.
14-[2]امام باقر (ع) فرمود: كه پيغمبر6فرموده است: شيطان داراى سه وسيله است، سرمه، عسل، و داروى بينى، سرمهاش چرت است، عسلش دروغ است، داروى بينى يا انفيهاش تكبّر است.
15-[3]عبد اللَّه بن عجلان گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: بنده خدا چون راست گويد، نخستين كسى كه او را تصديق كند خداست و خودش هم مىداند كه راستگوست. و هر گاه دروغ گويد اوّلين كسى كه او را تكذيب كند خداست، و خود شخص هم مىداند كه دروغگوست.
139- باب تحريم دروغ بستن بر خدا، و پيغمبر و ائمه:
1-[4]ابو نعمان گويد: امام باقر (ع) مىفرمود: اى ابو نعمان. بر ما دروغى مبند
[1]من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 76.
[2]معانى الاخبار، ص 46.
[3]ثواب الاعمال، ص 97.
[4]-( باب 139): اصول كافى، ص 465.