بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 89

مى‌انجامد؛ تفكري كه مى‌تواند از مسير عادى و هميشگى بيرون آمده و راه‌هاى ديگر را براى رسيدن به مقصد بيازمايد.

ح) محبوبيت‌

انسان موجودى اجتماعى است، اما روابط اجتماعى تنها براى رفع نيازهاى مادى او نيست، بلكه سطوح انسانى‌تر اين روابط از خواسته‌هاى دنيايى به‌مراتب فراتر مى‌رود و به محبت و احترام مى‌انجامد. هركس در زندگى خود خواهان آن است كه مقبول ديگران باشد؛ اين نياز در دين اسلام مورد توجه قرار گرفته و به رسميت شناخته شده است.[1]

كانون اصلى محبوبيت، برآمده از ارتباط با خداست. هركه به آفريننده عشق نزديك‌تر شود، صفات الاهى بيشتر در او جلوه‌گر مى‌گردد و بديهى است قلب‌ها به سوي كسى جذب مى‌شود كه رنگ و بوى الاهى گرفته، عطر بهشتى مى‌پراكند و منظره بهشت را مى‌نماياند. بارى، خداوند پيروى از دستورهاى خود و رسولش را كليد محبوبيت نزد مردم معرفى مى‌كند و خطاب به پيامبرش مى‌فرمايد:

اى پيامبر! بگو اگر خداوند را دوست داريد، مرا پيروي كنيد تا خداوند شما را محبوب مردمان سازد.[2]

افزون بر اين، ايمان آورندگان و درست كاران نيز محبوب آدميان مى‌گردند:

كساني كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، به‌زودى [خداى‌] رحمان براى آنان‌ محبتى [در دل‌ها] قرار مى‌دهد.[3]

مردم هيچ‌گاه خودخواهان و هوس‌پرستان را دوست نمى‌دارند؛ چراكه اصولًا انسان‌ها بندهاحسان و نيكى‌اند. بى‌گمان نرمى و خوش‌خلقى و دلسوزى قلب‌ها را مى‌گشايد و حكومت بر دل‌ها را به ارمغان مى‌آورد.

[1]- اللهم اجعل نفسى ... محبوبه فى ارضك و سماءك؛ خدايا! مرا در زمين و آسمانت محبوب و دوست داشتنى قرار ده.( على بن موسى بن طاوس، اقبال الاعمال، زيارت امينالله، ص 470.)

[2]- آل‌عمران( 3): 31.

[3]-« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا.»( مريم( 19): 96.)


صفحه 90

ط) نيرومندى‌

انساني كه به خودسازى اخلاقى مى‌پردازد و با مجاهده نفس رذايل اخلاقى را از خانه جان برون مى‌افكند، درواقع يكايك نقاط ضعف خود را اصلاح مى‌كند و بدين‌سان به انضباط روحى و صلابت شخصيتى دست مى‌يابد. از سويى اخلاق اسلامى از آن‌رو كه به اصلاح رابطه انسان با آفريدگار توانا مى‌پردازد، فرد را به نيرويى شكست‌ناپذير نزديك مى‌سازد.[1]بر اثر اين نزديكى، قدرت لازم براى رسيدن به اهداف به‌دست مى‌آيد و سراسر عالم- به عنوان جنود الاهى‌[2]- در خدمت آدمى قرار مى‌گيرد. به بيانى ديگر، وقتى رفتار فرد با اراده خداوند همسو مى‌گردد، به‌تدريج اراده الاهى در او متجلى مى‌شود و از اين طريق به منبعى بى‌كران مى‌پيوندد.

انسان مؤمن مشمول امداد الاهى است و از قدرت بى‌پايان او بهره فراوان دارد:

و يقيناً خدا شما را در [جنگ‌] بدر- با آنكه ناتوان بوديد- ياريكرد. پس، از خدا پروا كنيد، باشد كه سپاس‌گزارى نماييد. آنگاه كه به مؤمنان مى‌گفتى: «آيا شما را بس نيست كه پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرودآمده ياري كند؟»[3]بسيارى از حكايات قرآنى نيز همين پيام بلند را مى‌رساند. قرآن كريم ماجراى جوان مؤمنى را بيان مى‌دارد كه پايبندى به وظايف شرعى، شرايط دشوارى براى او فراهم آورده است، به‌گونه‌اى كه هراسناك و ترسان و درنهايت تنگ‌دستى و غربت، اما سرشار از ايمان به خدا و رحمت او، از شهر خود بيرون مى‌رود و زير سايه درختى پناه مى‌آورد و به

[1]-« وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكيمِ؛ و يارى جز از جانب خداوند تواناى حكيم نيست.»( آل‌عمران( 3): 126؛ انفال( 8): 10.)

[2]-« وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ.»( فتح( 48): 4 و 7.)؛« وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمْ الْغَالِبُونَ.»( صافات( 37): 173.)؛« أذْكرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكمْ إِذْ جَاءَتْكمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهمْ رِيحاً.»( احزاب( 33): 9.)

[3]-« وَلَقَدْ نَصَرَكمْ اللهُ ببَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكمْ تَشْكرُونَ^ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكفِيَكمْ أَنْ يُمِدَّكمْ رَبُّكمْ بثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنْ الْمَلَائِكةِ مُنْزَلِينَ.»( آل‌عمران( 3): 123 و 124.) در آيه ديگر نيز مى‌خوانيم:« بَلَي إِنْ تَصْبرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكمْ رَبُّكمْ بخَمْسَةِ آلَافٍ مِنْ الْمَلَائِكةِ مُسَوِّمِينَ؛ آرى، اگر صبر كنيد و پرهيزگارى نماييد و با همين جوش‌[ و خروش‌] بر شما بتازند،[ همان‌گاه‌] پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار يارى خواهد كرد.»( آل‌عمران( 3): 125.)


صفحه 91

پروردگار خويش مى‌گويد:

پروردگارا! من به هر خيري كه سويم بفرستى، سخت نيازمندم.[1]

درپى اين سخن، اسباب پنهان الاهى چنان دشوارى‌ها را هموار مى‌سازدكه پس از ساعتى جوان تنگ‌دست خود را صاحب همه امكانات مى‌يابد: غذايى براى خوردن، سرپناهى براى سكونت، همسرى شايسته، آرامشى پايدار، شغلى مناسب و درآمدى مستمر و از همه بالاتر پروردگار خويش. آن جوان مؤمن، موسى نام داشت و آن سنت و قانوني كه او را از دشوارى ها رهانيد، امروز هم برقرار است و بى‌شك هر جوان مؤمن ديگري چون او را نيز دربرمى‌گيرد.

پرسش‌

1. آرامش مذموم و ممدوح را تعريف كنيد و بيان داريد چگونه رابطه با خدا موجب آرامش مى‌شود؟

2. اخلاق اجتماعى چگونه شادمانى و موفقيت را به‌همراه دارد؟

3. نظريه ماترياليسم اخلاقى را تبيين كرده، علت منتهى شدن آن به پوچ‌گرايى را بيان كنيد.

4. زيبايى درمورد انسان چيست؟ چشم گيرترين زيبايى چگونه حاصل مى‌شود؟

5. رابطه خودشناسى و خلاقيت را بيان داريد.

6. چگونه اخلاق اسلامى موجب محبوبيت شخص مى‌شود؟

7. چرا لذت‌طلبى موجب افزايش رنج، و اخلاق‌گرايى سبب فزونى لذت مى‌شود؟

8. دلايل برترى ارزش‌هاى اخلاقى از عوامل مادى را در ايجاد شادمانى و سرور بيان كنيد.

9. چگونه گرايش به اخلاق در محبوبيت تأثير مى‌گذارد؟

10. چه عوامل اخلاقى سبب امداد الاهى و افزايش نيرومندى است؟ (با توجه به آيه 125 سورهآل‌عمران)

براى تأمل و پژوهش‌

1. با توجه به آيه 125 سوره آل‌عمران نقش اخلاق را در برخوردارى مسلمانان از امدادهاى

[1]-« رَبِ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ.»( قصص( 28): 24.)


صفحه 92

غيبى بررسى نماييد. آيا امداد غيبى مى‌تواند شامل حال ما نيز بشود؟

2. از بين دوستان، بستگان، استادان و شخصيت‌هاى ملى و جهانى نام ده نفر را بنويسيد كه به نظر شما محبوبيت بيشترى دارند و سپس عوامل محبوبيت آنها را برشمريد. نقش عوامل اخلاقى را در ميزان محبوبيت آنها بررسي كنيد.

3. اخلاق منهاى دين به چه ميزان براى انسان آرامش‌بخش است؟ اگر اخلاق فرد، الاهى و دينى شود، آرامش او با حالت پيشين چه تفاوت كمّى و كيفى دارد؟

4. بررسى كنيد در انتخاب همسر، هريك از معيارهاى اخلاق و زيبايى ظاهرى چه سهمى را به خود اختصاص مى‌دهند؟

5. هفته گذشته خود را مرور كنيد و ببينيد چه كارى انجام داده‌ايد كه هوسى زودگذر شما را به آن وادار كرده، درحالي كه با اهداف بلندتان تعارض داشته است.


صفحه 93

صفحه 94

فصل ششم: نقش اخلاق در شكل‌گيرى جامعه مطلوب‌


صفحه 95

اهداف‌

از دانشجو انتظار مى‌رود پس از فراگيرى اين فصل:

1. با شاخص‌هاى جامعه مطلوب انسانى آشنا گردد.

2. تصويرى شفاف از جامعه و تمدن اخلاقى و نقش اخلاق در شكل‌گيرى چنين جامعه‌اى به‌دست آورد.

3. با ابعاد اخلاقى امنيت اجتماعى، فقرزدايى، رفاه عادلانه و شكوفايى علمى آشنا گردد.

4. آسيب‌هاى اخلاقى فردى- اجتماعى را كه مانع توسعه دانايى و شكوفايى علمى است، بشناسد.

در اين درس به سرمايه‌ها يا نقاط قوت جامعه مطلوب اخلاقيخواهيم پرداخت و از سويى برآنيم تا دريابيم جامعه فضيلت‌مند در مقايسه با جامعه غيراخلاقى چه مزيت‌هايى دارد. در آغازمى‌بايد به ترسيم جامعه مطلوب بپردازيم تا بدانيم اين جامعه از چه ويژگى‌هايى برخوردار است.

اساساً انگيزه انسان‌ها از زندگى جمعى و تشكيل اجتماعات، بهره‌مندشدن از منافع حيات اجتماعى است. انسان تنها و دور از جامعه، زندگى پرمشقتي دارد. هزاران سال پيش انسان دريافت كه خداوند وى را به‌گونه‌اى آفريده كه هم برخلاف ساير موجودات از احتياجات و نيازهاى بسيارى برخوردار است كه هرگز قادر نيست تمامى آنها را مرتفع كند و هم داراى استعدادهاى خاص فراحيوانى و ظرفيت‌هاى فكرى- فرهنگي است.

بى‌شك كشف بزرگ نياكان ما، درك اصل «تقسيم كار اجتماعى» است. پدران ما به‌تجربه‌ دريافتند كه اگر قرار باشد همه افراد جملگى كار بياموزند و آن را عملى كنند، توليد و


صفحه 96

پيشرفت جامعه كمتر از صورتى است كه هريك از آنها به شكل تخصصى در فني خاص به مهارت لازم دست يابند. بدين‌سان آرام آرام در اجتماعات بزرگتر اصناف و صاحبان حرفه شكل گرفتند و با هميارى و استفاده از مهارت و تجربه و فرآورده‌هاى يكديگر، با آسانى بيشتر و صرف زمان كمتر به خدمات و كالاهاى بهترى دست يافتند. انسان‌ها در پناه جامعه درپى چند گمشده مطلوب بودند:

1. مخاطرات و تهديدات كمتر؛

2. اختيار، آسودگى و برخوردارى بيشتر؛

3. رسيدن به تعالى و خودشكوفايى افزون‌تر.

از هريك از اين محورهاى سه‌گانه، شاخص‌هايى براى جامعه مطلوب انسانى به‌دست مى‌آيد: از محور يكم دو شاخص امنيت اجتماعى و صلح و همبستگى پايدار، از محور دوم سه شاخص تسلط بر سرنوشت خويش، رفاه نسبى و عادلانه و نيز سلامت انسان و محيط و از محور سوم نيز دو شاخص توسعه دانايى و شكوفايى علمى و همچنين معنويت‌جويى وتعالى‌طلبى.

اكنون نقش كليدي نهاد اخلاق را در تأمين اين شاخص‌ها برمى‌رسيم، ولى به‌جهت گستردگى مباحث و مجال اندك، از هر محور يك شاخص را برمى‌گزينيم و تحليل چهار شاخص ديگر را براى هم‌انديشى گروهي يا تحقيق كلاسى، به دانشجويان عزيز وامى‌نهيم. روش ما براى تبيين نقش اخلاق در تأمين شاخص‌هاى پيش‌گفته، رهيافتى آسيب‌شناسانه است؛ بدين‌ترتيب كه به مجموعه عواملي كه موجب از بين رفتن هر شاخص و جايگزينى ضد آن مى‌شود، مى‌پردازيم و نقش بى‌مبالاتى‌هاى اخلاقى را در ظهور و تداوم اين علل آشكار مى‌كنيم.

الف) امنيت اجتماعى‌

امنيت اجتماعي خود بر سه بخش است كه بدانها روى مى‌كنيم.

1. امنيت جانى‌

امنيت جاني يكى از حمايت‌هاى اوليه‌اى است كه هر جامعه در برابر شهروندان، متعهد به تأمين آن است. عوامل تهديدگر اين شاخص عبارت است از: ستيزه‌جويى و منازعه تند، انتقام‌جويى و تشفّى خاطر، رقابت‌هاى شديد و ناسالم، كارشكنى و ماجراجويى. در ريشه‌يابي