بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 165


ابو الفتوح رازى ، در ذيل آيهء 138 از سورهء البقره * ( وَما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه . . ) * پس از اين كه از محمد بن جرير طبرى نقل كرده كه لفظ « تحويل » ميان « جعلنا » و « القبلة » در تقدير گرفته تا مراد از قبله بيت المقدس و مفادش نسخ حكم باشد و از بعضى ديگر نقل كرده كه « كان » زائد است و معنى آنست كه و ما جعلنا القبلة التى أنت عليها يعنى كعبه ، كه آنگاه كه آيت آمد رسول ( ع ) بر آن بود . . يعنى ما نكرديم و نفرموديم و بيان نكرديم اين قبله كه تو اكنون بر آنى يعنى كعبه . . » چنين گفته است :
ممكن است تفسير آيه گفتن بر وجهى كه در او حذفى نباشد و زيادت ، و آن چنان بود كه در اخبار آورده‌اند كه چون رسول عليه السلام به مكه بود روى به كعبه كردى و اخبار بر آن متظافر است .
« بعضى از علماء گفتند : روى به كعبه كردى از آن جهت كه برابر بيت المقدس بود رويش هم به كعبه بود و هم به بيت المقدس و اين ممكن باشد به مكه .
« و بعضى ديگر گفتند : خداى تعالى رسول عليه السلام را مخيّر كرده بود در باب قبله تا هر كجا خواستى روى فراز كردى و بر او حجرى نبود * ( فَثَمَّ وَجْه الله ) * پس وقتى رو به كعبه كردى و وقتى رو ببيت المقدس و اين در بدايت اسلام بود در مكه .
« و بعضى ديگر گفتند : اين حجر و تعيين به مدينه فرمود . پس بر آن قول كه روى به كعبه كردى در آيه محتاج نباشد به حذفى و نه بتقدير زيادتى . و ما نكرديم آن قبله كه تو بر آن بودى در مكه يعنى كعبه . اى ما بيّنّا و عينّا و اين قول قريب است به صواب تا آيه بر ظاهر خود بماند . و خلاف نيست كه چون رسول عليه السلام به مدينه آمد روى ببيت المقدس كرد به نماز . خلاف در مدت است و در اخبار چنين آمد كه پيش از هجرت انصاريان دو سال در مدينه روى ببيت المقدس مىكردند چون


صفحه 166


چون رسول عليه السلام به مدينه آمد شانزده ماه روى بيت المقدس مىكرد بروايت براء بن عازب و بروايت عبد الله عباس هفده ماه و بروايت سدّى هيجده ماه و بروايت انس نوزده ماه و بروايت معاذ جبل سيزده ماه .
« چون رسول در مدينه به فرمان خداى تعالى روى ببيت المقدس مىكرد در نماز ، و پيش از آن به مكه روى به كعبه كردى ، جهودان به آن شادمان بودند و خويشتن را در آن تشريفى مىشناختند به رسول تقرّبى مىكردند رسول عليه السلام طمع به ايمان ايشان دربست خداى تعالى قبله بگردانيد تا رسول عليه السلام و صحابه ، رضى الله عنهم ، بدانستند كه اين موافقت جهودان نه از آن بود كه چيزى در دل داشتند .
چون قبله به كعبه افتاد جهودان كه تقرّب مىكردند برگشتند و دشمنى و تبرّى آشكارا كردند خداى تعالى عزّ و جلّ براى آن گفت * ( إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه ) * و اين وجهى است در غرض خداى تعالى در قبله به گردانيدن و اين وجهى معتمد است و ظاهر قرآن بر اين دليل مىكند . . » مجلسى ، در طى حوادث سال دوم هجرت كه از « المنتقى » تأليف كازرونى نقل كرده ، اين مضمون را آورده است « . . چون پيغمبر ( ص ) به مدينه هجرت كرد مأمور شد كه بسوى بيت المقدس نماز بگزارد تا يهود او را تكذيب نكنند چه او در توراة بعنوان صاحب دو قبله توصيف شده بود . . محمّد بن حبيب هاشمى گفته است : در ظهر روز سه شنبه نيمهء شعبان قبله تحويل يافت . پيغمبر ( ص ) در آن روز به خانه بشر بن براء بن معرور در بنى سلمه براى ديدار مادر بشر رفت و در آنجا با اصحاب صبحانه ميل كرد چون ظهر شد با ياران خود در « مسجد قبلتين[1]» به نماز ايستاد دو ركعت از نماز خود را بسوى شام ( بيت المقدس ) خواند در اثنائى كه در


[1]- چنان كه از تفسير كبير رازى و غير آن به ياد دارم اين مسجد ، همان مسجد قبا بوده است .


صفحه 167


ركوع ركعت دوم بود مأمور شد كه به كعبه برگردد پس به جانب كعبه دور زد و صفوف ياران كه پشت سرش صف بسته بودند نيز با او بسوى كعبه دور زدند پس بقيهء نماز را بدين وضع تمام كرد از اين رو آن مسجد به نام « مسجد قبلتين » خوانده شد » باز مجلسى اين مفاد را آورده است « واقدى گفته : كه آن روز روز دوشنبه نيمهء رجب اول ماه هفدهم از هجرت بوده است . از براء نقل شده كه : سر ماه شانزدهم يا هفدهم بوده است . سدّى گفته است : اين قضيه در سر ماه هجدهم از هجرت واقع گرديده است » .
و هم مجلسى از ابن عباس روايت كرده كه « نماز بعد از ورود پيغمبر به مدينه هفده ماه بسوى بيت المقدس بود » و از صحيح مسلم از براء بن عازب نقل كرده كه گفت : شانزده يا هفده ماه با پيغمبر ( ص ) بسوى بيت المقدس نماز گزارديم[1]و از انس روايت كرده كه « نه يا ده ماه بوده است » و از على بن ابراهيم از حضرت صادق ( ع ) روايت كرده كه گفت : « تحوّلت القبلة إلى الكعبة بعد ما صلَّى النّبيّ ثلث عشر سنة إلى بيت المقدس و بعد مهاجره إلى المدينة صلَّى إلى بيت المقدس سبعة اشهر[2]. . » يعقوبى در تاريخ خود گفته است : « . . و افترض الله عزّ و جلّ شهر رمضان و صرفت القبلة نحو المسجد الحرام فى شعبان بعد مقدمه بالمدينة بسنة و خمس اشهر و قيل بسنة و نصف . . و كان بين نزول افتراض شهر رمضان و بين توجّه القبلة إلى - الكعبة ثلاثة عشر يوما . . » دشتكى گفته است : « اهل سير برآنند كه آن سرور در خانهء بشر بن براء معرور بود كه نماز پيشين در آمد حضرت در مسجد آن محله نماز پيشين را با جماعتى از اصحاب كه ملازم بودند مىگزارد و در ركوع ركعت دوم بود كه به جانب كعبه برگشت


[1]- مقريزى - در « امتاع الاسماع » گفته است : « و فى شعبان على رأس ستة عشر شهرا ، و قيل : على رأس سبعة عشر شهرا حولت القبلة من بيت المقدس إلى الكعبة فكان اول شيء نسخ من الشريعة القبلة »
[2]- شايد از اين روايت كلمهء « عشر » افتاده باشد پس مفاد آن هم همان باشد كه از ديگران نقل شد .


صفحه 168


و صفوفى كه خلف حضرت بودند بگشتند به جانب كعبه و نماز را تمام ساختند و آن مسجد را مسجد « ذو القبلتين » خواندند » .
اكثر ارباب تواريخ و سير نمازى را كه به دو قبله خوانده شده نماز پيشين ( ظهر ) دانسته‌اند ليكن ، بنا به منقول از صحيح بخارى ، براء بن عازب گفته است : آن نماز ، نماز پسين ( عصر ) بوده است .
آيهء شريفه * ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها . فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه . . ) *[1]كه بيان كنندهء حكم تحويل قبله مىباشد به اتفاق همه در همان روز و همان موقع صادر و نازل شده كه پيغمبر ( ص ) به نماز مشغول بوده و نيمى از آن را به جاى آورده بوده است و چنان كه نقل شد برخى آن روز را دوشنبه پانزدهم رجب و برخى ديگر سه شنبه پانزدهم شعبان دانسته‌اند .
در اينجا بى مناسبت نيست آياتى كه در زمينهء قبله مىباشد آورده شود :
1 - در سورهء البقره آيهء 136 * ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها قُلْ لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * .
2 - در همان سوره آيهء 138 * ( وَما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْه . . ) * 3 - در همان سوره آيهء 139 * ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه . . ) *


[1]- آيهء 139 از سورهء البقره .


صفحه 169


4 - در همان سوره آيهء 140 * ( وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ . . ) * 5 - در همان سوره آيهء 144 و 145 * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَإِنَّه لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ . وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) *[1]* ( وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه . . ) * 6 - در همان سوره آيهء 172 * ( لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ . . ) *


[1]- براى تكرار اين جمله اهل تفسير وجوهى گفته‌اند به كتب تفسير مراجع شود .


صفحه 170


روزهء ماه رمضان چنان كه ازين پيش گفته شد در سال اول از هجرت ، به طورى كه نقل كرده‌اند ، پيغمبر ( ص ) روز دهم ماه محرم را ( روز عاشورا ) خود روزه گرفته و دستور فرموده است كه اهل اسلام هم آن روز را روزه بدارند . چون ماه شعبان از سال دوم هجرت در آمده بنقل يعقوبى ، كه از اين پيش گذشت ، در ماه شعبان سال دوم حكم تحويل قبله صدور يافته و سيزده روز پس از آن ، حكم وجوب روزهء ماه رمضان تشريع و ابلاغ شده است .
بنقل مجلسى ، از ابو سعيد خدرى روايت شده كه گفته است : « انزل فرض شهر رمضان بعد ما صرفت القبلة إلى الكعبة به شهر فى شعبان على رأس ثمانية عشر شهرا من مهاجر رسول الله . . » .
بهر حال اصل روزه ، كه بمعنى مطلق امساك[1]مىباشد ، از امورى است كه سنخ آن در اديان سالفه ، بلكه ، چنان كه نقل شده و از اين پيش دانسته شد ، حتى در جاهليت نيز وجود داشته است . در اسلام نسبت به احياى اصل روزه و هم نسبت ببيان كيفيت و تعيين حدود و قيود و خصوصيات و شرائط و موانع آن احكامى صدور يافته و در عين حال در خود قرآن مجيد به اين كه در اديان سابقه اصلى ثابت مىداشته تصريح شده است .


[1]- ابو الفتوح - بعد از اين كه گفته است و « معنى او در لغت امساك بود » چنين آورده است : « ابن دريد گفت : هر چه متحرك باشد ساكن شود او را گويند « صام » يقال : صامت الشمس اذا قامت فى وسط السماء قبل زوالها . قال الراجز : < شعر > حتّى إذا صام النّهار و اعتدل و سال للشّمس لعاب فنزل < / شعر > و « صام الفرس » آن باشد كه اسب ايستاده بود و علف نخورد . قال النابغة : < شعر > خيل صيام و خيل غير صائمة تحت العجاج و اخرى تعلك اللجما . < / شعر >


صفحه 171


در آيهء 179 از سورهء البقره است * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) * ابو الفتوح در ذيل جملهء * ( كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ) * چنين آورده است « در او سه قولست : قولى آن كه وجه تشبيه آنست كه « ايامى » بر شما نوشتند چنان كه ايامى بر ايشان نوشتند . . قول دوم حسن بصرى و شعبى گفتند : « ماه رمضان » بر شما نوشته چنان كه بر امت پيشين نوشتند . از ترسايان هم اين يك ماه بود ايشان زيادتى بكردند و با ربيع افكندند كه وقت خوش باشد پس وجه تشبيه مدت است و مقدار او چنان كه اين يك ماه است آن نيز يك ماه بوده . و وجه سيم آنست كه ربيع و سدّى گفتند : مراد آن است كه حق تعالى « روزه از نماز خفتن تا نماز شام فرموده بود » چنان كه پس از نماز خفتن هيچ مفطرات ، تناول نشايستى كردى در بدايت شرع و اين روزهء بنى اسرائيل بودى پس حق تعالى منسوخ بكرد چنان كه گفته شود » و در ذيل جملهء * ( عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ) * گفته است : « مجاهد و قتاده گفتند : مراد اهل كتابند و روا بود كه وجه تشبيه از جهت وجوب بود يعنى چنان كه بر شما واجب كردم و قوله * ( عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ) * بر عموم گرفتن اولىتر بود »[1].
باز در همان قسمت پس از اين كه براى توجيه تسميهء « ايام البيض » روايتى


[1]- فاضل مقداد در « كنز العرفان » در ذيل * ( أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ » چنين گفته است : « قال ابن عباس و جماعة : الايام المعدودات ، هنا ، ثلاثة ايام من كل شهر و يوم عاشورا ثم نسخ به شهر رمضان . و عنه ايضا : انها شهر رمضان . و به قال الاكثر لانه مهما أمكن صيانة الحكم عن النسخ فهو اولى » ابو الفتوح نيز در ذيل * ( أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ » چنين گفته است : « قولى از عبد اللَّه عباس و عطاء و قتاده آنست كه مراد به اين ايام ، سه روز است از هر ماهى و تقدير چنين است و كما كتب على الذين من قبلكم أياما معدودات ، يعنى آن ايام كه پيش از وجوب ماه رمضان واجب بود »


صفحه 172


از على عليه السلام ، بمفاد دستور يافتن آدم ابو البشر بر روزه گرفتن سه روز ( 13 - 14 - 15 ) از هر ماه ، نقل كرده و اين عبارت را آورده « بعضى ديگر از مفسران گفتند خداى تعالى در بدايت شرع روزهء عاشورا و روزهء ايام البيض فريضه كرده بود چون روزهء ماه رمضان بفرمود تخفيف كرد و آن را برداشت » چنين گفته است : « و حسن بصرى و جماعتى ديگر گفتند : حق تعالى ترسايان را فرمود كه ماه رمضان روزه دارند ايشان را سخت مىآمد در گرما گرم روزه داشتن . علماء ايشان جمع شدند و رأى زدند و روزه با فصل ربيع افكندند و ده روز بيفزودند در او پس از آن پادشاهى بود او را دهن به درد آمد در روزه هفت روز بيفزود روزهء ايشان چهل و هفت روز گشت .
« پس از آن پادشاهى ديگر پديد آمد گفت اين روزه را تمام عقد بايد كردن سه روز ديگر بيفزود پنجاه روز شد اكنون هنوز روزهء ترسايان پنجاه روز است .
مجاهد گفت : سالى ايشان را و باء رسيد ايشان به تقرّب ، در روزه ده روز بيفزودند پيش از ماه رمضان و ده روز پس از ماه رمضان تا روزهء ايشان پنجاه روز گذشت .
شعبى گفت : خداى تعالى ترسايان را سى روز روزه فرمود قرنى كه از پس ايشان آمدند دو روز زياده كردند يك روز پيش از ماه و يك روز پس از ماه و همچنين هر قرنى ( شايد قرن سى ساله مراد باشد ) در روزه بيفزودند تا تمام پنجاه گشت » .
از آياتى كه ( علاوه بر آيات ياد شده ) بر وجود اصل و سنخ روزه در شرائع سالفه دلالت دارد آيهء 27 از سورهء مريم است آنجا كه به او دستور داده شده كه اظهار روزه داشتن بنمايد به اين مضمون * ( فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا ) * روزه در اسلام ، به اعتبار علل و اسباب شرعى ، اقسامى پيدا كرده است كه در كتب فقهى ياد شده يكى از اقسام واجب ، كه مهمترين همهء اقسام و محل كلام در اين مقام مىباشد . همان روزهء ماه رمضان است .