بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 335

خصوص اداره امور صغار موصى، بعد از فوت وصىّ قرار داده، و متذكّر شده پس از رشد و كبر، بقيّه برادران شركت در وصايت داشته باشند. در تاريخى كه اين وصيّت‌نامه نوشته شده هنوز خواهر كوچكمان به دنيا نيامده بود، و ايشان از بدو تولّد عقب افتادگى ذهنى داشته و دارد. اكنون كه ايشان 41 سال دارند، آيا برادران هنوز مى‌توانند قيّم خواهر كوچك باشند؟ و آيا اين وصيّت‌نامه به قوّت خود باقى است؟

لازم به ذكر است كه از زمان فوت پدر تاكنون، در اين مدّت 14 سال، برادران از او به نحو احسن نگهدارى كرده‌اند.

جواب:در صورتى كه وصيّت‌نامه مطلق بوده، و قيد و شرطى در آن نباشد، شامل قيموميّت فرزندهايى كه عقل كافى پيدا نكرده‌اند مى‌شود.

سؤال 874-شخصى به شكل زير وصيّت مى‌كند: «با اتّكال به خداوند متعال، و با توسّل به ائمّه اطهار، عليهم السلام در حالت صحّت نفس و سلامت كامل، و با رضا و رغبت، با در خواست شوراى اسلامى و شهردارى شهر، و با رضايت قلبى خود و خانواده‌ام، وصيّت مى‌كنم كه در زمين اهدايى آقاى ... جهت قبرستان مؤمنين و مؤمنات، زيارتگاهى با هزينه خودم احداث، و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالى مقرّر فرمودند در آن زمين به خاك سپرده شوم، و كليّه نذوراتى كه از طرف مردم پرداخت مى‌شود، 50% سهم فرزندانم و 50% به منظور هزينه امور فرهنگى، ساختمانى، مذهبى، اجتماعى و آموزشى، فضاى سبز قبرستان و زيارتگاه در اختيار شهردارى قرار گيرد.

ضمناً زمينى به مساحت 400 متر مربع جهت منزل يكى از فرزندانم به عنوان خادم زيارتگاه قرار داده شود، تا با هزينه شخصى خود اقدام به ساخت نمايد.» آيا وصيّت نامه مذكور شرعاً معتبر است؟

جواب:اين وصيّت‌نامه اعتبارى ندارد، و بايد از ساختن چنين زيارتگاهى پرهيز كرد.


صفحه 336

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 337

فصل چهل و دوّم: احكام ارث‌

طبقه دوّم ارث‌

سؤال 875-شخصى فوت نموده و ورثه حين الفوت وى عبارتند از: «سه خواهر ابوينى (پدر و مادرى) جدّه پدرى، و جدّ مادرى» ميزان دقيق سهم الارث ورّاث ياد شده چه ميزان بوده، و چگونه بين آنها تقسيم مى‌شود؟

جواب:هر كدام از جدّ و جدّه 16 مى‌برند، و بقيّه ميان سه خواهر تقسيم مى‌شود.

سؤال 876-در صورتى كه ورثه متوفّى عبارت باشند از: 1- همسر دائم 2- برادر ابوينى 3 و 4- يك خواهر و يك برادر امّى، سهم هر يك چه ميزان است؟

جواب:شوهر در فرض مسأله نصف ميراث زن را مى‌برد (و اگر شوهر مرحوم شده باشد، زن يك چهارم ميراث را در فرض سؤال مى‌برد.) و باقيمانده سه قسمت مى‌شود، دو قسمت به برادر ابوينى مى‌رسد، و يك قسمت به برادر و خواهر امّى، كه به طور مساوى بين خود تقسيم مى‌كنند.

ارث زوجين‌

سؤال 877-با توجّه به اين كه در كتب تفسير، آيه 12 سوره نساء را به طور مطلق تفسير كرده‌اند، دليل فقهى ارث بردن زوجه از قيمت هوايى بناها و درختان چيست؟

جواب:دليل اين مسأله رواياتى است كه از معصومين عليهم السلام رسيده، كه آيات را تخصيص مى‌زند، و تخصيص آيات ارث منحصر به اين مورد نيست، بلكه اين مطلب در موارد متعدّد در فقه شيعه و اهل سنّت ديده مى‌شود. براى آگاهى بيشتر


صفحه 338

به جواهر الكلام جلد 39 مراجعه كنيد.

سؤال 878-آيا همسر از چاه عميق، قنات، آب جارى ارث مى‌برد؟

جواب:در صورتى كه آب در زمين مباح جريان دارد، مانند آب نهرهاى بزرگ، زن از عين آن ارث مى‌برد، و اگر فرضاً شوهر وى در هفته دو ساعت آب را مالك بوده، بايد 14 يا 18 آن را به زن بدهند. و اگر در زمينِ ملكىِ آن مرد، قنات يا چاه آب وجود دارد، زن از عين آن ارث نمى‌برد، ولى بايد چاه و وسائل آن قنات را قيمت كنند، و سهم زن را از قيمت آن بپردازند.

سؤال 879-ميان زوجه مطلّقه‌اى، كه همسرش فوت كرده، و ورثه شوهر وى در اصل طلاق اتّفاق نظر، و در زمان آن اختلاف وجود دارد. زوجه مطلّقه مدّعى وقوع طلاق در مرض منتهى به مرگ زوج مى‌باشد، و ورثه مدّعى وقوع طلاق در زمان صحّت وى مى‌باشند. قول كدام يك مقدّم است؟

جواب:زوجه بايد اثبات كند كه طلاق در مرض موت واقع شده، وگرنه حق ندارد، ولى بهتر اين است كه با ورثه بر مبلغى مصالحه كنند.

سؤال 880-چنان چه مهريّه خانمى سفر حجّ بوده، و آن خانم قبل از تشرّف به حجّ، فوت نمايد، آيا ورثه وى مى‌توانند مهريّه را مطالبه كنند؟ نحوه تقسيم يك سفر حجّ، بين چند وارث چگونه خواهد بود؟

جواب:آرى مى‌توانند مطالبه كنند، و هزينه يك حجّ به هنگام فوت آن مرحومه را از شوهر او مى‌گيرند، و مانند ساير اموال زن بين همه ورثه تقسيم مى‌كنند.

ارث كسانى كه همزمان فوت كرده‌اند

سؤال 881-متأسّفانه پسرم غلام عبّاس به اتّفاق همسرش محدّثه، و فرزندش محمّد رضا، تصادف كردند. زن و شوهر بلافاصله از دنيا رفتند، و فرزند آنها با آمبولانس به درمانگاه منتقل شد، ولى او هم پس از يك ساعت فوت كرد. پدر و مادر غلام عبّاس زنده هستند. مادر محدّثه هم زنده است. لازم به ذكر است پدر آن خانم (محدّثه) كه ده سال قبل از عروسى دخترش فوت نموده، اموالى دارد كه محدّثه از


صفحه 339

آن سهم دارد، و جهيزيّه دختر، چون محلّ كارش نزديك مادرش بوده، در منزل مادرش مى‌باشد. كادوهايى هم كه روز سوّم عروسى و پس از زايمان به ايشان داده شده، در منزل پدر داماد است. لطفاً بفرماييد:

1-سهم هر يك از آنان چگونه پرداخت مى‌شود؟

2-طلاهايى كه موقع عروسى براى عروس خريدارى شده از آن كيست؟

3-مقدار طلايى كه اشخاص در روز عروسى آنها آورده‌اند و موجود است، به چه كسى بايد داده شود؟

جواب:16 اموال مرحوم غلام عبّاس به پدر، و يك ششم به مادر، و يك هشتم به همسر، و بقيّه به فرزندش محمّد رضا مى‌رسد. 16 سهم همسرش (محدّثه) به مادرش و بقيّه به فرزندش محمّد رضا مى‌رسد. 16 از اموال محدّثه (همسر غلام عبّاس) به مادر، و يك چهارم به شوهر، و بقيّه به فرزندش محمّد رضا مى‌رسد. و يك چهارم سهم شوهر در ميان پدر و مادر و فرزندش محمّد رضا تقسيم مى‌شود (پدر و مادر هر كدام يك ششم، و بقيّه به فرزند مى‌رسد.) اموالى كه طبق تقسيم بالا به پسر رسيده، دو سوّم آن به جدّ و جدّه پدرى (جدّ دو سهم، و جدّه يك سهم) و يك سوّم آن به جدّه مادرى مى‌رسد. و امّا جهيزيه دختر جزء اموال اوست، و همچنين كادوهايى كه در موقع زايمان براى او آورده‌اند. طلاهايى كه براى عروس خريدارى شده، يا كادو آورده‌اند، نيز مال اوست.

سؤال 882-برادرم به همراه همسر و پسرش همزمان در حادثه تصادف فوت نمودند، و تنها يك پسر از او به جاى مانده است. با توجّه به اين كه علاوه بر پسر مذكور، از طرف پدر، مادر بزرگ، و از طرف مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ هر دو در قيد حياتند، ديه و ساير اموال آنها چگونه تقسيم مى‌شود؟

جواب:اوّل فرض مى‌كنيم پدر قبل از همه فوت كرده، ارث او از جمله ديه‌اش را در ميان مادر و همسر و دو پسرش تقسيم مى‌كنيم، آنها كه در حياتند ارث خود را مى‌گيرند، و سهم آن دو كه فوت كرده‌اند (يعنى زن و پسر اوّل) به ورثه آنها كه بعداً اشاره خواهيم كرد مى‌رسد. سپس فرض مى‌كنيم زن قبل از همه فوت كرده،


صفحه 340

ارث او و ديه‌اش به پدر و مادر و شوهر و دو پسرش مى‌رسد. آنها كه زنده‌اند سهمشان را مى‌گيرند، و سهم آن دو كه فوت كرده‌اند (يعنى شوهر و پسر اوّل) به ورثه آنها مى‌رسد. سپس فرض مى‌كنيم كه پسر قبل از همه فوت شده، ارث و ديه او فقط به پدر و مادرش مى‌رسد، و از آنها به ورثه‌اى كه قبلًا به آنها اشاره شد منتقل مى‌شود. با توجّه به اين كه مسأله پيچيده است، اگر نتوانستيد عمل كنيد به وسيله يكى از علماى محل بخوانيد و پياده كنيد.

موانع ارث‌

سؤال 883-آيا معاونت در قتل عمد، از موانع ارث به شمار مى‌رود؟

جواب:در صورتى كه معاونت به شكلى باشد كه قتل به هر دو نسبت داده شود، هم قاتل و هم معاون، هر دو از ارث محرومند؛ امّا اگر به اين صورت نباشد، مثل اين كه سلاحى در اختيار قاتل قرار داده، يا جاى مقتول را به او نشان داده، اين گونه معاونت، مانع از ارث نيست.

سؤال 884-در صورتى كه خانمى از شوهرش، به اتّهام ضرب و جرح، شكايت نمايد، و پس از محكوميّت زوج، زوجه فوت نمايد، لطفاً بفرماييد:

الف)در فرض عدم انتساب فوت به شوهر، آيا زوج از ديه ضرب و جرح كه خود مسئول پرداخت آن است، ارث مى‌برد؟

ب)در صورت انتساب قتل به شوهر، در سه صورت عمد، شبه عمد و خطاى محض، آيا حكم مسأله تفاوتى پيدا مى‌كند؟

جواب:شخصى كه جنايتى كرده خودش از ديه آن ارث نمى‌برد، بنابر احتياط واجب، ولى اگر جنايت غير عمدى باشد ارث مى‌برد.

محروم كردن از ارث‌

سؤال 885-مرحوم پدرم، به علّت اين كه از مسائل شرعى آگاهى نداشت، و در وقت نوشتن وصيّت‌نامه با اهل علم مشورت ننمود، اموال خود را طبق موازين شرع‌


صفحه 341

تقسيم نكرد. بلكه در بسيارى از موارد دخترانش را از ارث محروم كرده، و سهم آنها را به پسرانش داده است. حال مى‌خواهيم بدانيم كه آيا:

1-پدرمان مقصّر است، و عند اللَّه مؤاخذه مى‌شود؟

2-وظيفه ورثه در مقابل اين وصيّت، كه حقّ بعضى داده نشده، چيست؟

جواب:پدر نمى‌تواند هيچ يك از فرزندانش را از ارث محروم كند؛ و اموال او طبق قانون خدا در ميان دختر و پسر تقسيم مى‌شود. فقط مى‌تواند وصيّت كند كه به مقدار ثلث اموالش يا كمتر، به هركس مايل است بپردازند.

سؤالات متفرّقه‌

سؤال 886-در مادّه 1018 قانون مدنى، كه برگرفته از فقه نورانى شيعه است، آمده: «حكم موت فرضى غايب در موردى صادر مى‌شود كه از تاريخ آخرين خبرى كه از حيات او رسيده، مدّتى گذشته باشد كه عادتاً چنين شخصى زنده نمى‌ماند.» حال اگر شخص سى ساله‌اى غايب شود، و پس از دو سال ورثه تقاضاى صدور حكم موت فرضى وى را نمايند، آيا محكمه مى‌تواند با درخواست ورثه موافقت و مفقوديّت وى را در جرائد اعلام، و پس از انجام تحقيقات محلّى، هرگاه خبرى از حيات و ممات وى بدست نيامد، حكم فوت فرضى وى را صادر نمايد؟

جواب:حكم به موت تنها در صورتى امكان دارد كه يا يقين به مرگ غايب حاصل شود، يا مدّت زمانى بگذرد كه عادتاً تا آن زمان زنده نمى‌ماند.

سؤال 887-مردى در اثر قتل عمد، يا شبه عمد، يا خطاى محض، فوت شده، و در هر حال توافق بر اخذ ديه مى‌شود. آيا اين ديه جزء تركه محسوب مى‌شود، كه ديون به آن تعلّق گيرد و بدواً پرداخت شود، سپس باقيمانده تقسيم گردد، يا ديون متوفّى از آن استخراج نمى‌شود؟

جواب:در حكم اموال ميّت است، و ديون متوفّى از آن تأديه مى‌شود.

سؤال 888-خانم بيوه‌اى با داشتن چند فرزند شوهر مى‌كند. پس از مدّتى شوهر جديد نيز فوت مى‌نمايد. نحوه ارث فرزندان زن از آن شخص به چه صورت است؟ در


صفحه 342

عكس مسأله آيا ورثه از نامادرى ارث مى‌برند؟

جواب:نه فرزند عيال از شوهر مادر ارث مى‌برد، و نه شوهر از فرزندان او. و همچنين در عكس مسأله، يعنى بچّه‌هاى مرد از نامادرى ارث نمى‌برند.

سؤال 889-هفتاد و پنج سال پيش دو برادر به نام سيّد سليمان و سيّد خداداد فرزندان سيّد على زندگى مى‌كردند. بعد از فوت پدر، املاك و تركه او را به طور مساوى بين خود تقسيم نمودند. سيّد خداداد به ميل خود از منطقه كوچ كرده و به مكان ديگرى مى‌رود، بدون اين كه سهم خود را فروخته يا اجاره داده باشد. برادرش سيّد سليمان با هماهنگى و همكارى شخصى به نام سيّد عبد اللَّه (كه در آن زمان در منطقه از نفوذ و شهرت مردمى برخوردار بوده،) و همدستى چند نفر ديگر، حصّه سيّد خداداد را به شرط بيع قطعى مى‌فروشند. سيّد خداداد وقتى مطّلع مى‌شود به منطقه آمده، سهم خود را مطالبه مى‌نمايد. برادرش و ديگران او را تهديد مى‌كنند، و او به حقّ خود نمى‌رسد. از آن زمان تاكنون هيچ كس از ورثه سيّد خداداد نتوانسته به حقّ خود برسد. لطفاً بفرماييد آيا وارثين سيّد خداداد مى‌توانند حقّ خود را مطالبه كنند؟

جواب:چنانچه برادران، حقّ آن مرحوم را ضايع كرده‌اند، ورثه او مى‌توانند حقّ او را شرعاً بازپس بگيرند.

سؤال 890-اخيراً خانمى به اين جانب معرفى شده، تا وكالت او را براى وصول سهم الارث پدرى‌اش بپذيرم. معرّف كه شخص محترم خارجى (و مسيحى) است، ضمن معرّفى خانم، مى‌گويد: «ظاهراً مشار اليها كه مسلمان بوده مسيحى شده، و اكنون مى‌خواهد سهم الارث پدرى خود را كه در تهران است (زمين و خانه و پول نقد) وصول كند. بدين جهت مى‌خواهد به شما (به من) وكالت دهد.» اين جانب ضمن ملاقات با خانم مذكور، بطور غير مستقيم و ضمن صحبتى كه پيش آمده بود، گفتم:

«بالاخره شما و ما مسلمان هستيم و تكاليفى داريم و ....» تا عكس العمل او را ببينيم، كه آيا واقعاً مسيحى شده يا نه؟ خانم در برابر اين سخن، نگفت من مسلمان نيستم و مسيحى شده‌ام، بلكه سكوت كرد. در چنين شرايطى براى من سؤالاتى‌