ندارد و مخاطب به صورت متحير مىماند كه آيا مقصود، حيوان مفترس است يا رجل شجاع؟ اين هم يك نوع اشتراك لفظى است بدون اين كه واضع، اين اشتراك لفظى را به وجود آورده باشد ولى تعدّد معناى حقيقى مطرح است و آثار اشتراك لفظى برآن بار مىشود.[1]
[1]- رجوع شود به: أجود التقريرات، ج 1، ص 51
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
آيا در قرآن كريم اشتراك لفظى تحقّق دارد؟
[كلام] مرحوم آخوند
در ذيل بحث «امكان يا ضرورت وجود يا عدم اشتراك لفظى» مىفرمايد: بعضى در اين مطلب با ما همعقيدهاند و معتقدند: اشتراك لفظى، هم امكان وقوع دارد وهم در لغت عرب واقع شده است ولى معنا ندارد كه در قرآن، اشتراك لفظى وجود داشته باشد. زيرا اگر در قرآن، مشترك لفظى استعمال شود يا همراه با قرينه است يا بدون قرينه. اگر همراه با قرينه لفظيّه نباشد، لازم مىآيد كه قرآن داراى اجمال باشد و اجمال با قرآنيت سازگار نيست. و اگر همراه با مشترك لفظى، قرينه لفظيّه معيّنه وجود داشته باشد، لازمهاش اين است كه قرآن، يك معنا را به واسطه دو لفظ بيان كرده باشد، و آوردن دو لفظ براى تفهيم يك معنا، با قرآنيت نمىسازد. قرآنى كه در بالاترين درجه فصاحت و بلاغت است و اين همه تحدّى كرده و مردم را به مقابله به مثل دعوت كرده است، معنا ندارد كه براى تفهيم يك معنا، از دو لفظ استفاده كرده باشد.[1]
[1]- كفاية الاصول، ج 1، ص 53
پاسخ كلام فوق
اين بيان، بنا بر هر دو تقدير، جوابش روشن است: اوّلًا: ما در خارج مىبينيم در قرآن، مشترك لفظى وجود دارد، «قروء» در آيه شريفه (المطلّقات يتربّصنَ بأنفسهنّ ثلاثة قروء)[1]، جمع «قُرْء» است و «قُرْء» از الفاظ مشتركى است كه براى دو معناى متضادِّ «طُهر» و «حيض» وضع شده است.
كلمه «عين» در قرآن كريم استعمالات فراوانى دارد، (لهم أعْيُن لا يُبْصرون بها)،[2](فيها عين جارية)[3]. بنابراين چيزى كه در قرآن وقوع دارد ديگر جاى بحث نيست. و اين جواب، بنا بر هر دو تقدير مطرح است، چه همراه با مشترك لفظى قرينه باشد يا نباشد. ثانياً: ادلّهاى كه اينان ذكر كردهاند باطل است: كسى كه مىگويد: «اگر مشترك لفظى بدون قرينه باشد، اجمال لازم مىآيد و اجمالگويى با قرآن تناسب ندارد» اين، اجتهاد در مقابل نصّ است. خود قرآن مىگويد:
«يك سلسله از آيات من جزء متشابهات است» متشابهات همان مجملات است كه غرض به اجمال تعلّق گرفته است و مراد اين نبوده است كه هدف به طور كلّى مطرح شود. و اين كه در دليل دوّم مىگويد: «اگر مشترك لفظى همراه با قرينه لفظيه باشد، لازم مىآيد كه يك معنا، با دو لفظ بيان شده باشد درحالىكه ممكن بود با يك لفظ بيان شود» جواب اين است كه آنچه به عنوان قرينيت مطرح است اينطور نيست كه تمام فايدهاش همان قرينيت باشد. گاهى انسان قرينهاى را مىآورد كه ضمن اين كه قرينيت دارد، يك مطلب اساسى را هم بيان مىكند، مثلًا همين آيه (لهم أعينٌ
[1]- البقرة: 228
[2]- الأعراف: 179
[3]- الغاشية: 12
لا يبصرون بها)[1]اين «لا يبصرون بها» دو نقش دارد: 1- قرينه است كه مراد از «عين»، «عين باصره و چشم» است. 2- مىخواهد بفرمايد: با وجود اين كه اينان چشم دارند ولى نمىبينند. بنابراين قرينه به اين معنا نيست كه فقط براى تعيين مراد از مشترك آمده باشد. همچنين در مثال معروفى كه براى مجاز ذكر مىكنيم و مىگوييم «رأيت اسداً يرمي» كه «يرمي» به عنوان قرينه مجاز مطرح است مىخواهيم دو مطلب را بيان كنيم: 1- مقصود از «أسد»، «رجل شجاع» است. 2- «رجل شجاع» در حال تيراندازى بود. اين يك مطلب مهمّى است. اگر از اوّل بگويد: «رأيت رجلًا شجاعاً يرمي» در اين صورت «يرمي» براى اين است كه بگويد: «رجل شجاع در حال تيراندازى بود».
«يرمي» معنايى زايد بر معناى «رجل شجاع» را دلالت مىكند.
[1]- الأعراف: 179
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
امر دوازدهم استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا
تحرير محلّ بحث 1- آيا استعمال لفظ در اكثر از معنا ممكن است؟ 2- آيا استعمال لفظ در اكثر از معنا از نظر لغت جايز است؟ 3- آيا استعمال لفظ در اكثر از معنا، استعمال حقيقى است يا مجازى؟ 4- كلام مرحوم آخوند در خاتمه بحث استعمال لفظ در اكثر از معنا
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة