بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 294

23- (در منثور ج 6 ص 122) از ربيع بن انس در تفسير قول خدا تعالى «براستى كه آن قرآنست ارجمند در كتابى نهانى، 77- 78- الواقعه» گفت:

قرآن ارجمند همان قرآنست، و كتاب نهانى همان لوح محفوظ كه آن را لمس نكنند مگر پاكيزه‌شده‌ها، گفت: پاكيزه‌شده‌ها فرشته‌هايند كه پاك از گناهند.

24- (در منثور ج 6 ص 250) از عبادة بن صامت گفت: شنيدم رسول خدا6ميفرمود: راستى نخست چيزى كه خدا آفريد قلم بود، پس باو فرمود: بنويس، و او جارى شد بهر آنچه بايد بود تا ابد.

25- و از معاوية بن قره از پدرش گفت: رسول خدا6فرمود: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ‌» لوحى از نور. و قلمى از نور، نوشت هر چه شدنى است تا روز قيامت.

26- از ابن عباس گفت: راستى خدا نون را آفريد. و آن دواتى بود و قلم را آفريد و فرمود: بنويس، گفت: چه بنويسم؟ فرمود: بنويس آنچه بايد باشد تا روز قيامت.

27- و از او (در منثور ج 6 ص 250) كه رسول خدا6فرمود: نون لوح محفوظ است و قلم از نور درخشان.

28- (در منثور ج 6 ص 250) و از پيغمبر6كه فرمود: نخست چيزى كه خدا آفريد قلم بود، سپس نون را آفريد كه دوات بود، سپس بقلم فرمود: بنويس! گفت چه بنويسم؟ فرمود: آنچه بوده و خواهد بود تا روز قيامت از كردار، يا اثر، يا روزى، يا عمر، و نوشت هر چه ميباشد و خواهد بود تا روز قيامت و اينست معنى قول او «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ‌» سپس مهر بر دهان قلم نهاد، و نگفته و نگويد تا روز قيامت، سپس خدا عقل را آفريد و فرمود: البته تو را بكمال رسانم در باره هر كه او را دوست دارم و از تو بكاهم در باره هر كسى كه او را


صفحه 295

دشمن دارم.

29- (در منثور ج 6 ص 250) از قتاده و حسن است كه نون همان دوات است.

30- (در منثور ج 6 ص 250) از ابن عباس در تفسير اين آيه است كه گفت خدا قلم را آفريد و فرمود: جارى شو، پس جارى شد بهر آنچه باشد تا روز قيامت، سپس ماهى را آفريد كه نون است و زمين را بر آن فشرد و سپس فرمود: «ن و قلم و آنچه نگارند».

31- و از ابن عباس در تفسير قول خداى «لوح محفوظ» گفت: خبر داده شدم كه يك لوحى است و در آن ذكر است، و آن لوح از نور است، و بمسافت سيصد سال راه است.

32- و از ابن عباس است كه گفت: خدا لوح محفوظ را بمسافت صد سال آفريد و پيش از آنكه خلق را آفريند بقلم فرمود: بنويس آنچه در باره خلق خود دانش دارم، پس جارى شد بدان چه باشد تا روز قيامت.

33- (در منثور ج 6 ص 335) و از انس، رسول خدا6فرمود: براستى براى خدا لوحى است از زبرجد سبز كه آن را زير عرش نهاده، و در آن نوشته: راستى منم خدا، نيست شايسته پرستشى جز من آفريدم سيصد و ده و چند خلق، هر كه آيد با شهادت باينكه نيست شايسته پرستشى جز خدا، ببهشت برده شود.

34- (در منثور ج 6 ص 335) از انس گفت: رسول خدا6فرمود: راستى برابر خدا رحمان تبارك و تعالى لوحى است كه در آن سيصد و پانزده شريعت و آئين است، رحمان ميفرمايد كه بعزت و جلالم سوگند، نيايد هيچ بنده‌اى از بنده‌ها نزد من كه مرا يگانه داند و شريكى با من نگيرد و داراى يكى از شما آئينهاى من باشد جز آنكه او را ببهشت درآورم.

35- (در منثور ج 6 ص 335) و از ابن عباس گفت: كه رسول خدا6‌


صفحه 296

فرمود: خدا لوحى از يك درّه سپيد آفريد كه دو پوسته جلدش از زبرجد سبز است و نوشته‌اش از نور است، و در هر روز سيصد و شصت بار بآن نگرد، زنده كند، و بميراند، و بيافريند و روزى دهد، و عزت بخشد و زبون سازد، و هر چه خواهد بكند[1].

پايان جلد يكم آسمان و جهان‌

[1]من گويم: روايت در اينكه قلم پيش از ديگر اجزاء جهان آفريده شده بسيار است كه رويهمرفته وثوق بصدور آنها حاصل است، و ما بارها گفته‌ايم زمان و مكان از اجزاء جهانند، و هر چه پيش از آنها موجود شده باشد بى‌نياز از آنها است، و البته مجرد از شوائب ماده و نقائص آنست، و مؤيد آنست اخبارى كه دلالت دارند آنها دو فرشته‌اند پس بهوش باش، و شايد سر تعبير از آنها به نور همين است كه بركنار از ظلمت ماده و غبار طبيعت هستند چنانچه در باره نور پيغمبر6و ائمه:گفتيم.

بنا بر اين سبب اينكه تصريح بمجرد بودن آنها نشده و در امثال اين روايات اكتفاء باشاره و رمز گرديده هم آهنگى با انديشه كوتاه عموم مردم است كه بيشتر آنها از درك حقيقت وجود مجرد و بلكه از تصور آن عاجزند و اللَّه العالم.

و بهر حال تصديق اجمالى بآنچه از پيغمبر و عترت معصومش:رسيده در اين مطالب بسلامت نزديكتر است و از خطاء و لغزش دورتر است و خدا رهنما است( پاورقى ص 376)