گوشت ميخورد.
17- و از همان از يقطينى از ابى عبد اللَّه محمّد انصارى و مرد نيكى بود از عبد اللَّه بن سنان كه گفت پرسيدم امام ششم7را از سره خوراكها در دنيا و ديگر سرا فرمود: گوشت، آيا نشنيدى خدا تبارك و تعالى فرمايد «و گوشت پرنده از آنچه ميخواهند 21- الواقعه» (460 المحاسن).
توضيح: گواه آوردن از آيه باينست كه خدا از همه نانخورشها گوشت را نام برده پس سره نانخورش ديگر سراست و اما ذكر فاكهه خلاف آن نيست چون ميوه در عرف نانخورش نيست يا غرض اينست كه سره است بر جز فاكهه و نخست روشنتر است.
18- در محاسن از ابى جعفر7كه سيد خوراكها گوشت است.
19- و از همان (..) بسندش از حماد بن عثمان كه بامام ششم7گفتم:
خانه گوشتين بد است فرمود: چرا گفتم: از شما بما رسيده، فرمود: باكى ندارد.
20- و از همان (..) بسندش از حمّاد گوشت فروش كه از امام ششم7پرسيدم خانه گوشتين را بد داريد؟ فرمود: براى چه؟ گفتم: از شما بما رسيده و من بهمراه مردمى و برادرانى در خانه هستم و همكاريم فرمود: باكى ندارد ادامه دادن آن.
21- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه گفتمش كسانى كه در بر مايند روايت كنند كه خدا خانه گوشتين را بد دارد فرمود: راست گفتند و بدان معنا نيست كه رفتند، راستش خدا بد دارد خانهاى كه گوشت مردم در آن خورده شود.
22- و از همان (461) بسندش از اديم هروى فروش كه بامام ششم7گفتم: بما رسيده رسول خدا6ميفرمود: راستش خدا دشمن دارد خانه گوشتين را فرمود همانا آن خانهايست كه درش گوشت مردم خورده شود، البته رسول خدا خودش گوشتين بود و گوشت دوست بود و زنى آمد نزد رسول خدا6و چيزى از او پرسيد و عايشه در بر او بود، و چون برگشت و قامت كوتاهى داشت عايشه
با دستش بدو اشارت كرد و آن را حكايت كرد كه كوتاه قد است، رسول خدا6بدو فرمود: خلال كن، گفت: يا رسول اللَّه چيزى خوردم كه خلال كنم؟ و تيكه گوشتى از دهانش بدر افتاد.
بيان: گويا بمعجزه آن حضرت6تيكه گوشتى ميان دندانهايش پيدا شد تا بداند كه غيبت بمنزله خوردن گوشت مردم است و زمخشرى در فائق از سفيان ثورى روايت كرده كه در باره گوشتينها از او پرسيدند، گفت: آنانند كه پر گوشت مردم را خورند، در قاموس گفته: لحم بر وزن كتف كسى كه تنش پر گوشت است و بسيار گوشت خورد و بدان شيفته است و هم خانهاى كه در آن بسيار غيبت مردم شود و حديث «ان اللَّه يبغض البيت اللحم» بدان تفسير شده و باز لاحم يعنى پر گوشت خورد و آن را دوست دارد.
23- در محاسن (..) بسندش از عبد الأعلى مولى آل سام كه بامام ششم7گفتم: ما پيش خودمان از رسول خدا6روايت كنيم كه خدا بد دارد خانه گوشتين را فرمود: دروغ گفتند همانا رسول خدا6خانهاى را فرموده كه در آن بدگوئى مردم شود و گوشت مردم را خورند، و پدرم گوشت دوست بود و روزى كه درگذشت در آستين ام ولدش سى درهم براى خريد گوشت بود.
24- در محاسن (..) بسندى از امام ششم7كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله گوشتين بود و گوشت را دوست ميداشت 25- و از همان (..) بسندى تا اينكه رسول خدا6فرمود: ما قريش مردمى گوشت دوستيم.
26- و از همان (..) بسندى تا رسول خدا6كه گوشت ترشى عرب است.
تبيان: يعنى چون از خوردن غذاهاى شيرين مانند خرما خسته شوند گوشت خواهند و بدان گرايند، در قاموس گفته حمض گياه شور مزه و تلخ است كه مانند ميوه است براى شتر و خلّه گياه شيرينست و نان او است، تحميض كمگذارى از هر چيز است، در نهايه است كه در حديث ابن عباس آمده كه چون
كسانى كه نزد او بودند پر ميگفتند در گفتگو پس از قرآن و تفسير بآنها ميگفت «أحمضوا» يعنى در گفتگوها و گزارشهاى انس آور وارد شدند و اصل آن از حمض در وصف گياه است كه چون ميوه شتر است، و چون از خستگى آنها نگران ميشد و ميخواست آسايش كنند ميفرمود تا بسخنهاى خوشمزه و داستانها پردازند.
و از اين معنى است حديث زهرى كه گوش خسته مىشود و دل كامجو است يعنى خواهشها دارد مانند شتر كه حمض ميخواهد و آن هر گياه ترش مزه است گويند «احمضت الرجل عن الامر» يعنى مرد را از وضع خود برگردانيد و آن از باب «احمضت الابل» است كه چون شتر از چريدن خلّه كه گياه شيرين است خسته شود ميل بگياه ترشين كند و بدان گرايد.
27- المحاسن (462) بسندى از امام ششم7كه پيغمبر6نگاه كرد بگوشتى كه بريره آورده بود و فرمود: چه شما را بازداشت از پخت آن و البته رسول خدا6گوشت دوست بود.
28- و از همان (..) بسندى از امام ششم7كه پدرم جز 70 درهم بجا نگذاشت كه براى خريد گوشت پس انداز داشت و از گوشت خوردن شكيبائى نداشت.
(بسند ديگر همين مضمون را آورده و پول را 30 درهم گفته).
29- و از همان (463) بسندش از زراره كه با امام پنجم715 روز چاشت خوردم با خوراك گوشت و در همان بسند ديگر مانندش آمده.
30- و از همان (..) بسندش از زراره كه در ماه شعبان 15 روز با امام پنجم7هر روز با خوراك گوشت چاشت خوردم و نديدم يك روزش روزه دارد.
بيان: افطار آن حضرت در شعبان براى عذرى بوده يا براى بيان جواز آن بوده.
31- در محاسن (..) بسندى تا امير المؤمنين7كه گوشتهاى گاو درد باشند.
و از همان: بسندى مانندش آمده.
32- و از همان بسندش از لفّافى كه أبو الحسن7در مكه نزد او ميفرستاد تا برايش گوشت گاو بخرد و آن را خشك ميكرد و قديد مينمود.
بيان: قديد گوشت تيكه يا تيكه دراز است و بمعنى گوشت خشكيده از قاموس است، و گويا براى درمان بوده و يا نياز ديگر يا نوعى از قديد كه مكروه نيست يا كراهت مخصوص قديد نپخته است و كلينى بسندى تا امام ششم7آورده كه گفتم: گوشت را تيكه كنند و بر آن نمك زنند و در سايه خشكانند، فرمود:
خوردنش باكى ندارد چون نمك آن را دگرگون كرده.
33- در محاسن (63) بسندش از عطيه كه بابى جعفر7گفتم: اصحاب مغيره مرا از خوردن گوشت قديد نپخته باز ميدارند، فرمود: خوردنش باكى ندارد.
34- و از همان از يكى از اصحاب ما كه آن را بالا برده تا امام ششم7كه دو چيز خوبند هرگز بدرونى فاسد در نيايند جز كه بهش سازند و دو چيز تباهند كه هرگز بدرون بهى درنيايند جز كه تباهش كنند آن دو چيز خوب انار است و آب گرم ولرم و آن دو تباه پنير است و گوشت خشك شب مانده و بو گرفته.
35- در محاسن (..) از امام ششم7روايت است كه سه چيز تن را ويران كنند و بسا بكشند خوردن قديد و شكم پر حمام رفتن و همخوابى پيره زنها و ابو اسحاق نهاوندى بدانها افزوده و همخوابى زنان با شكم پر از خوراك.
در مكارم مانندش آمده (184).
36- در محاسن (63) بسندش كه امام ششم7فرمود: سه چيز ناخورده فربه سازند و سه خورده شوند و لاغر كنند، دو چيز همه سودى دارند و زيانى ندارند و دو چيز همه زيانى دارند و هيچ سودى ندارند آنها كه ناخورده فربه كنند پوشيدن جامه كتان است و بوى خوش و نوره كشيدن و آنها كه خورده شوند و لاغر كنند گوشت خشكيده و پنير و طلع هستند، و در حديث ديگر گرد و آمده
و در حديث ديگر تهمانده روغن آب شده آمده گويد: گفتم: آن دو كه همه سودى دارند و زيانى ندارند چه باشند؟ فرمود: شكر و انار و آن دو كه همه زيانى دارند و سودى ندارند گوشت خشكيده و پنير، گفتم: قربانت فرمودى لاغر كنند و اينجا فرمائى زيان آرند؟ فرمود: ندانى كه لاغرى خود زيانست.
بيان: حديث را در كافى بسندى از برقى آورده و در مكارم بىسند آورده در قاموس گفته: شعار زير پوش است، در بيشتر نسخههاى كافى گردو آمده و در حديث ديگر گردو و تهمانده روغن كه آب كنند و در حديثى جزر است كه آن گوشت پشت شتر است و آنچه در اينجا است روشنتر است.
و در كافى است كه آن دو كه همه سودى دارند و زيانى ندارند آب نيم گرم است و انار، اينكه فرمود: ندانى كه لاغرى خود زيانست يعنى زيان اعم از لاغريست و آن را ويژه يكم ساخته چون مايه زيانى مخصوصى است بخلاف دوم كه عام است.
37- در مجالس ابن الشيح (1/ 379) بسندش تا امام چهارم7كه دو چيز بدرونى در نيايند جز تباهش كنند و دو تا بدرونى در نيايند جز بهش سازند اما آن دو كه مصلح درون آدميزادهاند انار است و آب نيم گرم و اما آن دو كه تباه سازندهاند پنير است و قديد.
38- در محاسن (464) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه 40 روز بر او گذرد و گوشت نخورده بر عهده خدا وام ستاند و آن را بخورد، در مكارم (183) مانندش آمده.
39- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه گوشت از گوشت است و هر كه 40 روزش نخورد بد خلق شود بخوريدش كه در شنوائى و بينائى بيفزايد.
40- و از همان (..) بسندش از موسى بن بكير كه شنيدم أبو الحسن7ميفرمود: گوشت گوشت روياند و هر كه يك لقمه پيه بدرونش درآرد مانندش درد برآرد.
41- (و بسند ديگر همين مضمون را از امام ششم7آورده).
42- (465) بسندى از زراره كه بامام ششم7گفتم: قربانت آن پيه كه مانند خود را ز درد ببرد كدام پيه است؟ فرمود: پيه گاو و اى زراره كسى پيش از تو مرا از آن نپرسيده، و از امام ششم7در شرح حديث پيغمبر6كه: «هر كه يك لقمه پيه خورد مانند آن از درد را فرو آرد» فرمود: آن پيه گاو است.
در مكارم مانندش آمده.
بيان: ميان اين دو خبر تنافى است و مىشود باختلاف مزاجها و اشخاص ميان آنها جمع كرد و بسا خبر يكم پيه جز گاو باشد.[1]43- در محاسن (..) بسندى از امام ششم7كه گوشت گوشت روياند و هر كه چهل روزش نخورد بدرفتار گردد و هر كه بدرفتار شد در گوشش اذان گوئيد.
44- در محاسن (بسندش مضمون خبر پيش را آورده و در آخرش فرموده) هر كه بد خلق شد گوشتش خورانيد و هر كه پيه خورد فرود آرد مانندش را از درد.
45- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه هر چه دلخواهى دارد و دلخواه مرد گوشت است و هر كه 40 روزش نخورد در گوش راستش اذان گوئيد.
46- و از همان بسندش تا على7كه گوشت بخوريد زيرا گوشت از گوشت است و گوشت گوشت روياند و چون كسى 40 روز گوشت نخورد بد خلق شود و چون آدمى از شماها يا دابه بدخلق شود همه اذان را در گوش راستش بگوئيد و برخى روايت كردند كه هر خاندانى 40 شب گوشت نخورند بد خلق شوند.
47- و از همان بسندش از حسين بن خالد كه بابى الحسن7گفتم: مردم
[1]تعبير به« انزلت مثلها من الداء» معنى نميدهد كه درد آورد و ظاهرش اينست كه درد را از تن فرو آورد و با حديث يكم بيك معنا است و منافاتى در ميان نيست.( شرح مترجم)
گويند هر كه سه روز گوشت نخورد بد رفتار شود، فرمود: دروغ گويند، ولى هر كه چهل روز گوشت نخورد خلقش بگردد و تنش هم، براى اينكه انتقال نطفه از حالى بحالى در 40 روز است.
بيان: اين دليل 40 روز است زيرا نقل نطفه بعلقه در 40 روز است و هم مراتب پس از آن پس انتقال آدمى هم از حالى بحالى در 40 روز است چنانچه رسيده است ميخورنده نماز و توبهاش تا 40 روز پذيرفته نشود.
در محاسن (466) بسندش از امام ششم7كه گوشت با شير آبگوشت پيمبرانست.
49- و از همان (467) بسندش تا رسول خدا6كه يك پيغمبرى بخدا از ناتوانى و سستى تن شكوه كرد و خدا باو وحى كرد گوشت را با شير بپز و بخور كه بركت و نيرو را در آنها نهادم.
50- و از همان بسندش (همين مضمون را آورده) و از همان بسندى مانندش را آورده 51- و از همان (..) بسندش از امام ششم7(همين مضمون آمده با اين توضيح) كه گوشت را با شير تازه بپزند نه با شير ترش كرده كه آن را دوقبا گويند.
52- در محاسن (..) بسندش از على7كه پيغمبرى بخدا از سستى امتش شكوه كرد و آنها را فرمود: گوشت را با شير بخورند و خوردند و نيرو گرفتند در مكارم مانند آن از امير المؤمنين7آمده (182).
53- در محاسن (..) بسندش كه مردى باو نوشت و از سستى خود شكوه كرد، پاسخ نوشت گوشت را با شير بخور.
54- و از همان (..) بسندش تا امير المؤمنين7كه چون مسلمان سست شد بايد گوشت را با شير بخورد.
55- و از همان و مكارم از سعد بن سعد اشعرى كه بامام رضا7گفتم
ما از خاندانى باشيم كه گوشت ميش نخورند فرمود: چرا گفتم: ميگويند صفراء و دردسر و دردهاى ديگر مىآورد، فرمود: اى سعد اگر خدا چيزى ارجمندتر از ميش ميدانست قربانى اسماعيل ميكرد.
56- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7هر كه دلش يا تنش سستى دارد گوشت ميش را با شير بخورد.
57- در محاسن بسندش (مضمون شماره 48 را آورده).
58- و از همان (..) بسندش (بتعبير ديگر آمده).
59- و از همان (469) بسندش تا على7كه پيوسته گوشت خوردن را بد داشت و ميفرمود چون مَى اعتياد آورد.
بيان: از عمر است كه گوشت اعتياد آور است چون اعتياد مى يعنى تقاضا آور است مانند مى ازهرى گفته: اراده كرده كه تقاضا آور است براى خورنده مانند مى براى نوشنده آن، هر كه بميخوارى عادت كند هزينه فراوان براى آن نهد و آن را واننهد و كسى هم كه اعتياد بخوردن گوشت يابد از آن شكيبا نشود و در هزينه از حد گذرد.
پايان،- تا گويد- من گويم: اين اخبار حمل بر تقيه شود زيرا موافق اخبار مخالفان و روش صوفيان آنها است، شهيد- قد- گفته: روايت است كه ادامه خوردن گوشت بد است و مانند مى اعتياد آور است و نخوردنش هم تا 40 روز بد است و در هر سه روز مستحبّ است و اگر دو هفته براى علتى آن را ادامه دهد در حال روزه گرفتن باكى ندارد و در يك روز دو بار گوشت خوردن بد است.
60- در محاسن 470 بسندش از عمار ساباطى كه پرسيدم از امام ششم7از خريدن گوشت فرمود: در سه روز يك بار، گفتم: مهمانان داريم و مردمى بر ما وارد شوند و چيزى چون گوشت دلنشين آنها نيست، فرمود: سه روز يك بار گفتم: چيزى از آن مناسبتر نيابيم و هر نانخورش ديگر را بچيزى نشمارند، فرمود: هر سه روز يك بار.
61- و از همان (..) بسندش از ادريس بن عبد اللَّه كه نزد امام ششم7