32- و از همان بسندش از لفّافى كه أبو الحسن7در مكه نزد او ميفرستاد تا برايش گوشت گاو بخرد و آن را خشك ميكرد و قديد مينمود.
بيان: قديد گوشت تيكه يا تيكه دراز است و بمعنى گوشت خشكيده از قاموس است، و گويا براى درمان بوده و يا نياز ديگر يا نوعى از قديد كه مكروه نيست يا كراهت مخصوص قديد نپخته است و كلينى بسندى تا امام ششم7آورده كه گفتم: گوشت را تيكه كنند و بر آن نمك زنند و در سايه خشكانند، فرمود:
خوردنش باكى ندارد چون نمك آن را دگرگون كرده.
33- در محاسن (63) بسندش از عطيه كه بابى جعفر7گفتم: اصحاب مغيره مرا از خوردن گوشت قديد نپخته باز ميدارند، فرمود: خوردنش باكى ندارد.
34- و از همان از يكى از اصحاب ما كه آن را بالا برده تا امام ششم7كه دو چيز خوبند هرگز بدرونى فاسد در نيايند جز كه بهش سازند و دو چيز تباهند كه هرگز بدرون بهى درنيايند جز كه تباهش كنند آن دو چيز خوب انار است و آب گرم ولرم و آن دو تباه پنير است و گوشت خشك شب مانده و بو گرفته.
35- در محاسن (..) از امام ششم7روايت است كه سه چيز تن را ويران كنند و بسا بكشند خوردن قديد و شكم پر حمام رفتن و همخوابى پيره زنها و ابو اسحاق نهاوندى بدانها افزوده و همخوابى زنان با شكم پر از خوراك.
در مكارم مانندش آمده (184).
36- در محاسن (63) بسندش كه امام ششم7فرمود: سه چيز ناخورده فربه سازند و سه خورده شوند و لاغر كنند، دو چيز همه سودى دارند و زيانى ندارند و دو چيز همه زيانى دارند و هيچ سودى ندارند آنها كه ناخورده فربه كنند پوشيدن جامه كتان است و بوى خوش و نوره كشيدن و آنها كه خورده شوند و لاغر كنند گوشت خشكيده و پنير و طلع هستند، و در حديث ديگر گرد و آمده
و در حديث ديگر تهمانده روغن آب شده آمده گويد: گفتم: آن دو كه همه سودى دارند و زيانى ندارند چه باشند؟ فرمود: شكر و انار و آن دو كه همه زيانى دارند و سودى ندارند گوشت خشكيده و پنير، گفتم: قربانت فرمودى لاغر كنند و اينجا فرمائى زيان آرند؟ فرمود: ندانى كه لاغرى خود زيانست.
بيان: حديث را در كافى بسندى از برقى آورده و در مكارم بىسند آورده در قاموس گفته: شعار زير پوش است، در بيشتر نسخههاى كافى گردو آمده و در حديث ديگر گردو و تهمانده روغن كه آب كنند و در حديثى جزر است كه آن گوشت پشت شتر است و آنچه در اينجا است روشنتر است.
و در كافى است كه آن دو كه همه سودى دارند و زيانى ندارند آب نيم گرم است و انار، اينكه فرمود: ندانى كه لاغرى خود زيانست يعنى زيان اعم از لاغريست و آن را ويژه يكم ساخته چون مايه زيانى مخصوصى است بخلاف دوم كه عام است.
37- در مجالس ابن الشيح (1/ 379) بسندش تا امام چهارم7كه دو چيز بدرونى در نيايند جز تباهش كنند و دو تا بدرونى در نيايند جز بهش سازند اما آن دو كه مصلح درون آدميزادهاند انار است و آب نيم گرم و اما آن دو كه تباه سازندهاند پنير است و قديد.
38- در محاسن (464) بسندش تا رسول خدا6كه هر كه 40 روز بر او گذرد و گوشت نخورده بر عهده خدا وام ستاند و آن را بخورد، در مكارم (183) مانندش آمده.
39- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7كه گوشت از گوشت است و هر كه 40 روزش نخورد بد خلق شود بخوريدش كه در شنوائى و بينائى بيفزايد.
40- و از همان (..) بسندش از موسى بن بكير كه شنيدم أبو الحسن7ميفرمود: گوشت گوشت روياند و هر كه يك لقمه پيه بدرونش درآرد مانندش درد برآرد.
41- (و بسند ديگر همين مضمون را از امام ششم7آورده).
42- (465) بسندى از زراره كه بامام ششم7گفتم: قربانت آن پيه كه مانند خود را ز درد ببرد كدام پيه است؟ فرمود: پيه گاو و اى زراره كسى پيش از تو مرا از آن نپرسيده، و از امام ششم7در شرح حديث پيغمبر6كه: «هر كه يك لقمه پيه خورد مانند آن از درد را فرو آرد» فرمود: آن پيه گاو است.
در مكارم مانندش آمده.
بيان: ميان اين دو خبر تنافى است و مىشود باختلاف مزاجها و اشخاص ميان آنها جمع كرد و بسا خبر يكم پيه جز گاو باشد.[1]43- در محاسن (..) بسندى از امام ششم7كه گوشت گوشت روياند و هر كه چهل روزش نخورد بدرفتار گردد و هر كه بدرفتار شد در گوشش اذان گوئيد.
44- در محاسن (بسندش مضمون خبر پيش را آورده و در آخرش فرموده) هر كه بد خلق شد گوشتش خورانيد و هر كه پيه خورد فرود آرد مانندش را از درد.
45- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه هر چه دلخواهى دارد و دلخواه مرد گوشت است و هر كه 40 روزش نخورد در گوش راستش اذان گوئيد.
46- و از همان بسندش تا على7كه گوشت بخوريد زيرا گوشت از گوشت است و گوشت گوشت روياند و چون كسى 40 روز گوشت نخورد بد خلق شود و چون آدمى از شماها يا دابه بدخلق شود همه اذان را در گوش راستش بگوئيد و برخى روايت كردند كه هر خاندانى 40 شب گوشت نخورند بد خلق شوند.
47- و از همان بسندش از حسين بن خالد كه بابى الحسن7گفتم: مردم
[1]تعبير به« انزلت مثلها من الداء» معنى نميدهد كه درد آورد و ظاهرش اينست كه درد را از تن فرو آورد و با حديث يكم بيك معنا است و منافاتى در ميان نيست.( شرح مترجم)
گويند هر كه سه روز گوشت نخورد بد رفتار شود، فرمود: دروغ گويند، ولى هر كه چهل روز گوشت نخورد خلقش بگردد و تنش هم، براى اينكه انتقال نطفه از حالى بحالى در 40 روز است.
بيان: اين دليل 40 روز است زيرا نقل نطفه بعلقه در 40 روز است و هم مراتب پس از آن پس انتقال آدمى هم از حالى بحالى در 40 روز است چنانچه رسيده است ميخورنده نماز و توبهاش تا 40 روز پذيرفته نشود.
در محاسن (466) بسندش از امام ششم7كه گوشت با شير آبگوشت پيمبرانست.
49- و از همان (467) بسندش تا رسول خدا6كه يك پيغمبرى بخدا از ناتوانى و سستى تن شكوه كرد و خدا باو وحى كرد گوشت را با شير بپز و بخور كه بركت و نيرو را در آنها نهادم.
50- و از همان بسندش (همين مضمون را آورده) و از همان بسندى مانندش را آورده 51- و از همان (..) بسندش از امام ششم7(همين مضمون آمده با اين توضيح) كه گوشت را با شير تازه بپزند نه با شير ترش كرده كه آن را دوقبا گويند.
52- در محاسن (..) بسندش از على7كه پيغمبرى بخدا از سستى امتش شكوه كرد و آنها را فرمود: گوشت را با شير بخورند و خوردند و نيرو گرفتند در مكارم مانند آن از امير المؤمنين7آمده (182).
53- در محاسن (..) بسندش كه مردى باو نوشت و از سستى خود شكوه كرد، پاسخ نوشت گوشت را با شير بخور.
54- و از همان (..) بسندش تا امير المؤمنين7كه چون مسلمان سست شد بايد گوشت را با شير بخورد.
55- و از همان و مكارم از سعد بن سعد اشعرى كه بامام رضا7گفتم
ما از خاندانى باشيم كه گوشت ميش نخورند فرمود: چرا گفتم: ميگويند صفراء و دردسر و دردهاى ديگر مىآورد، فرمود: اى سعد اگر خدا چيزى ارجمندتر از ميش ميدانست قربانى اسماعيل ميكرد.
56- در محاسن (..) بسندش از امام ششم7هر كه دلش يا تنش سستى دارد گوشت ميش را با شير بخورد.
57- در محاسن بسندش (مضمون شماره 48 را آورده).
58- و از همان (..) بسندش (بتعبير ديگر آمده).
59- و از همان (469) بسندش تا على7كه پيوسته گوشت خوردن را بد داشت و ميفرمود چون مَى اعتياد آورد.
بيان: از عمر است كه گوشت اعتياد آور است چون اعتياد مى يعنى تقاضا آور است مانند مى ازهرى گفته: اراده كرده كه تقاضا آور است براى خورنده مانند مى براى نوشنده آن، هر كه بميخوارى عادت كند هزينه فراوان براى آن نهد و آن را واننهد و كسى هم كه اعتياد بخوردن گوشت يابد از آن شكيبا نشود و در هزينه از حد گذرد.
پايان،- تا گويد- من گويم: اين اخبار حمل بر تقيه شود زيرا موافق اخبار مخالفان و روش صوفيان آنها است، شهيد- قد- گفته: روايت است كه ادامه خوردن گوشت بد است و مانند مى اعتياد آور است و نخوردنش هم تا 40 روز بد است و در هر سه روز مستحبّ است و اگر دو هفته براى علتى آن را ادامه دهد در حال روزه گرفتن باكى ندارد و در يك روز دو بار گوشت خوردن بد است.
60- در محاسن 470 بسندش از عمار ساباطى كه پرسيدم از امام ششم7از خريدن گوشت فرمود: در سه روز يك بار، گفتم: مهمانان داريم و مردمى بر ما وارد شوند و چيزى چون گوشت دلنشين آنها نيست، فرمود: سه روز يك بار گفتم: چيزى از آن مناسبتر نيابيم و هر نانخورش ديگر را بچيزى نشمارند، فرمود: هر سه روز يك بار.
61- و از همان (..) بسندش از ادريس بن عبد اللَّه كه نزد امام ششم7
بودم و نام گوشت برده شد فرمود: يك روز گوشت بخور، يك روز شير، يك روز چيز ديگر.
62- و از همان (..) بسندش از امام پنجم7كه پيغمبر از ذراع خوشش مىآمد.
63- و از همان (..) بسندش از امام ششم7كه زن يهوديه پيغمبر6را با ذراع زهر داد پيغمبر6ذراع و شانه را دوست ميداشت و ران را بد ميداشت كه نزديك شاشدان است.
64- و از همان (..) بسندى مرفوع كه گفته شد بامام ششم7چرا رسول خدا6ذراع را بيش از اعضاء ديگر دوست ميداشت فرمود: راستش آدم7يك قربانى براى پيغمبران از نژادش كشت، و هر عضوى را بنام پيغمبرى كرد و ذراع را بنام رسول خدا6نمود از اين رو آن را دوست ميداشت و ميخواست و برترى ميداد.
65- و از همان (..) بسندش از هشام بن سالم كه پرسيدم امام ششم7را از خوردن گوشت خام فرمود: اين خوراك درندهها است.
66- در محاسن (..) بسندش از امام پنجم7كه رسول خدا6نهى كرد از خوردن گوشت خام و فرمود: درندهها آن را ميخورند، حريز گفت: تا آفتاب يا آتش آن را پخته كنند.
67- در محاسن (471) بسندش تا رسول خدا6كه نهى كرد از تيكه كردن گوشت با كارد بر سر خوان.
68- و از همان (472) بسندش از محمّد بن هيثم كه پدرش گفت: ابو حمزه خوراكى براى ما كه گروهى بوديم ساخت و چون بر سر خوراك نشستند مردى را ديد كه استخوان را ميكاهد باو گفت: مكن كه شنيدم امام چهارم7ميفرمود:
استخوان را نكاهيد كه پرى در آن بهره دارد و اگر بكنيد از خانه برد آنچه بهتر از آنست.
69- در همان (472) بسندش از محمّد بن مسلم كه از امام پنجم7پرسيدم استخوان را بكاهند؟ فرمود: آرى.
بيان: اين براى بيان جواز است و منافات با كراهت ندارد، در دروس گفته كاهيدن استخوان تا هر چه بر آنست خورده شود مكروه است چون پرى در آن بهره دارد و اگر انجام شود از خانه بهتر از آن برود.
70- در طبّ الائمه (129) بسندش از اسماعيل بن مسلم سكونى كه مردى بامام صادق7گفت: يا ابن رسول اللَّه راستش گروهى از علماء عامّه از پيغمبر6روايت كنند كه خداوند لحّامان را دشمن دارند و بد دارد خاندانى را كه هر روز در خانهشان گوشت خورده شود، فرمود اشتباه روشنى كردند، همانا پيغمبر6فرموده خدا دشمن دارد خاندانى را كه در خانهشان گوشت مردم خورده شود و از آنها بد گويند آنها را چه مىشود (خدا رحمتشان مكناد) عمداً حلال خدا را حرام كردند بروايات بسيار خود.
و از امام ششم7كه فرمود: گوشت بروياند گوشت را و فزايد خرد را هر كه روزهائى آن را نخورد خردش تباه گردد.
در روايت ديگر از آن حضرت كه هر كه تا 40 صباح گوشت نخورد رفتارش بد شود و خردش تباه گردد و هر كه بد رفتار شد در گوشش اذان گوئيد با تكرار فصول آن.
71- در مكارم (30- 31) كه پيغمبر6گوشت آبپز را با نان ميخورد كباب را با نان ميخورد و گوشت آفتاب خشك را تنها ميخورد و گاهى با نان و دوستترين خوراكش گوشت بود و ميفرمود در شنوائى و بينائى فزايد، و ميفرمود:
گوشت شتر خوراك دنيا و ديگر سراست، و اگر از پروردگارم بخواهم هر روزش بمن روزى كند البته بكند، و تريد را با كدو ميخورد و گوشت و كدو را دوست ميداشت و ميفرمود: درخت برادرم يونس است، و كدوى پخته را دوست ميداشت و از بشقاب پاكش ميكرد و گوشت مرغ و گوشت شكار و گوشت پرنده شكار شده
را دوست ميداشت و آن را نميخريد و خود شكار نميكرد و دوست داشت برايش شكار كنند و آماده كنند و بياورند و او را ميخورد و يا آماده نكرده بياورند و برايش بسازند و بخورد و شيوه داشت كه چون غذا ميخورد سر بزير داشت و گوشت را بدهان بر مىآورد و آن را بدندان ميگرفت، و از اعضاء گوسفند دست و شانه را دوست داشت.
از كتاب طب الائمه از على7كه گوشت سره خوراك دنيا و ديگر سراست.
از زراره كه 14 روز بهمراه امام پنجم در ماه شعبان با خوراك گوشت چاشت خوردم، و از امام صادق7بسندى كه پيغمبر6فرمود: ما گروه پيغمبران گوشت دوستيم، و از اديم كه بامام صادق7گفتم: راستى خدا عزّ و جلّ دشمن دارد خانهاى كه گوشتين است؟ فرمود: آن خانه ايست كه در آن گوشت مردم را خورند و البته كه رسول خدا6گوشتين بود و گوشت دوست و هر كه 40 روز گوشت نخورد بد رفتار شود و هر كه بد رفتار شد گوشت باو بخورانيد، و هر كه يك لقمه پيه خورد مانندش را از درد ببرد، فرمود خوبتر گوشت از پشت است، و از أبو الحسن7است كه گوشت گوشت روياند و هر كه يك لقمه پيه بدرونش درآورد مانندش را از درد برآورد، فرمود يك يهوديه پيغمبر6را با ذراعى زهر داد و آن حضرت ذراع را دوست ميداشت و ران را بد ميداشت و از امام صادق7كه مردم ميگويند هر كه سه روز گوشت نخورد بد خلق شود فرمود: دروغ گويند هر كه 40 روز نخورد بد خلق شود، فرمود: گوشت گاو درد است و روغنش درمان و شيرش دارو و از اوست كه آبگوشت گاو پيسى را ببرد، نام گاو برده شد فرمود: شيرشان دارو است، پيهشان درمان و گوشتهاشان درد، و از امام پنجم كه بنى اسرائيل از پيسى بموسى7شكايت كردند و او بخدا شكوه كرد و خدا باو وحى كرد بدانها فرمان ده تا گوشت گاو و چغندر بخورند، از فردوس است از قول معاذ از رسول خدا6كه: گوشتهاى شتر را باشيد كه آنها را نخورد جز هر مؤمن مخالف يهود دشمنان خدا، از ابراهيم روغن فروش كه از كمال مسلمانى دوستى گوشت شتر است، از جابر بن عبد اللَّه كه رسول خدا6اغنياء را بگوسفند دارى واداشت و درويشان را