بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 87

14- در دعائم الاسلام از على7كه فرمود: ماهى تذكيه شده است و ملخ تذكيه شده و گرفتن زنده‌اش تذكيه آنست.

15- و از او است صلوات اللَّه عليه كه نهى كرد از طافى و آن ماهى است كه در شكارش پيش از گرفتنش مرده.

16- و از امام ششم7كه خورده نشود از جانوران دريا جز آنچه پولك دارد و بد داشت سنگ پشت و خرچنگ و جرّى و آنچه درون صدف باشد و آنچه هم جنس آنست.

17- در كتاب المسائل: بسندش از على بن جعفر از برادرش موسى7كه پرسيدش از ملخ و ماهى كه گبر شكار كند خوردنش حلال است يا نه؟ فرمود: شكارش تذكيه او است باكى ندارد، و پرسيدمش از گوشتى كه درون صدف دريائى است يا صدف فرات خورده شود؟ فرمود: آن گوشت قورباغه‌ها است و خوردنش نشايد.

در قرب الاسناد- 118- بسندش مانند پرسش دوم آمده جز اينكه در پاسخ آمده خوردنش حلال نيست چنانچه در كافى است.

بيان: اين گوشت قورباغه‌ها است يعنى مانند آنها است و همان حكم را دارد، و اشعار دارد كه آنهم جانور است.

دميرى هم گفته: صدف از جانوران دريائى است، و در حديث ابن عباس است كه چون آسمان ببارد صدف دهان گشايد و آن غلاف لؤلؤ است و مفردش صدفه است.

18- در قرب الاسناد: بسندش كه على بن جعفر از برادرش امام هفتم7پرسيد از خوردن سنگ پشت و خرچنگ و جرّى، فرمود: حلال نيست خوردن سنگ- پشت و خرچنگ و جرّى.

فائده‌ايست: دميرى گفته: نر سنگ پشت را غيلم گويند، و آن جانورى است كه در خشكى تخم نهد و هر كدام بدريا فرو شوند لجأه نام گيرند و آنچه در خشكى بماند سلحفات باشد، و هر دو دسته درشت شوند تا بار شترى گردند، و چون نر هم‌


صفحه 88

جفتى خواهد و ماده نپذيرد نر گياهى بدم گيرد كه خاصيت آن پذيرائى است و او را اطاعت كند و اين گياه را نشناسد جز اندكى از مردم، و چون تخم نهد پيوسته بدان نگرد تا فرزند آرد چون نتواند آن را در زير خود گيرد و گرم كند براى آنكه زيرش سخت است و گرمى ندارد، و بسا كه سنگ پشت دم مار را بدم گيرد و سر بدرون كشد، و مار خود را به پشت او و بر زمين زند تا بميرد، و نر آن را دو آلت است و ماده را دو فرج و نر در هم جفتى طول دهد، و سنگ پشت بخوردن مارها حريص است و چون آن را بخورد بدنبالش گياه سعتر خورد و سپر پشتش نگهدار او است.

و سنگ پشت آبى در خشكى هم زنده ماند و زبانى دارد در سينه‌اش كه بهر جانورى زند او را بكشد و نيرنگ عجيبى دارد در شكار پرنده و جز آن باين روش كه در آب فرو شود وانگه بخاك غلطد و در كمين آهو (پرنده خ ب) ماند در آنجا كه بر سر آب آيد و رنگش نهان باشد و آن را بگيرد و بآب فرو برد تا بميرد، ارسطو در كتاب نعوت گفته: آنچه از تخم لجاة رو بدريا برآيد بدريا رود و آنچه رو بخشكى درآيد بخشكى رود، و همه بآب درآيند زيرا از آبند، و همه مار خورند- حياة الحيوان 2: 227- و گفته: سرطان بفتح سين و راء بى‌نقطه و با نون آخر جانور معروفى است و آن را كژدم آب نامند و كنيه‌اش ابو بحر است، و آفريده آبى است و در خشكى هم زنده ماند، خوب راه رود و تند بدود، دو آرواره دارد و چنگالهاى تيز و دندانهاى بسيار دارد و پشتش سخت است، و هر كه‌اش بيند جانور بى‌سر و دمى ديده دو چشمش در شانه او است و دهانش در سينه او است و دو آرواره‌اش برابرند و شكافته از دو سو، و هشت پا دارد و با يك سو راه ميرود، و هوا و آب هر دو را بدم ميكشد، و در يك سال شش بار پوست مينهد، و براى سوراخش دو در ميسازد، يكى بسوى آب و ديگر بخشكى و چون پوست مينهد آنكه بسوى آبست بروى خود ميبندد از ترس ماهيان درنده و آنكه بخشكى است وامينهد تا باد بدو رسد و ترى او را خشك كند و پوستش سخت شود، و چون سخت شد آنكه بسوى آبست باز كند و


صفحه 89

جوياى خوراك شود، ارسطو در كتاب نعوت گفته: پندارند چون خرچنگ مرده‌اى در گودالى به پشت افتاده در دهى يا در سرزمينى آن ناحيه از آفات سماويه آسوده باشد، و چونش بر درختان آويزند ميوه فراوان آرند- حياة الحيوان 2: 14- 19- در كافى: بسندى از على7كه: نفروشيد جرّى را و نه مار ماهى و نه ماهى مرده روى آب را.

20- در محاسن- 475- بسندى از امام ششم7كه ماهى پاك است زنده باشد يا مرده و از همان بسندى از امام ششم مانندش آمده.

بيان: دلالت دارد كه جائز است ماهى را زنده خورد چنانچه ميان اصحاب مشهور است، و شيخ در مبسوط گفته: حلال بودنش مشروط است باينكه بيرون آب جان دهد بدليل اينكه تذكيه او زنده بر آوردن او است از آب و جان دادن او بيرون آب و پيش از جان دادن تذكيه نشده و از اين رو اگر بآب برگردد و در آن بميرد حرام است و اگر تذكيه شده بود پس از آن حرام نميشد، و جواب گفته شده باينكه از كجا تذكيه او مشروط بهر دو باشد بلكه همان زنده بر آوردن از آبست بشرط اينكه بآب برنگردد و در آن بميرد با اينكه عمومات حليت شامل ماهى زنده ميشوند.

21- در فقه الرضا فرموده اگر ماهى يافتى و ندانى تذكيه شده يا نه و تذكيه‌اش اينست كه زنده از آب گرفته شود از آن برگير و بآب انداز اگر بر پشت روى آب ماند تذكيه نشده و اگر بر رو روى آب ماند تذكيه شده.

بيان: خود اين عبارت را صدوق- ره- در فقيه و مقنع آورده، و در دروس گفته: حرام است ماهى مرده روى آب اگر بدانند در آب مرده و اگر بدانند بيرون آب مرده حلال است و اگر مشتبه باشد اقرب حرمت است.

و آنگه سخن مقنع را آورده و گفته: علامه آن را پذيرفته، و يحيى بن سعيد در جامع گفته: چون تورى اندازد و ماهى در آن گرد آيد جائز است خوردنش و اگر بداند ماهى مرده در آب در ميان آنها است آن را در آب اندازد اگر بر پشت‌


صفحه 90

روى آب ماند آن را بخورد و اگر بر رو خورده شود و همچنين است شكار در آبگيرها، ابن حمزه در وسيله گفت: چون يك ماهى كنار آب ديدى و حال آن را ندانى در آبش افكنى: اگر بر پشت روى آب ماند مردار است و اگر بر رو تذكيه شده، و سلّار هم در مراسم چنين گفته: و ابن براج در مهذب گفته در ماهيهاى حلال كه آنچه بر كنار دريا يافت شود و در آب اندازند و پائين آن در آب نشيند و روى آب نچرخد حلال است و گويا خبر را باين معنى تفسير كرده، و نهان نيست اعتراض آن و گويا سرّش اينست كه هر چه در آب ميرد شكمش باد كند غالباً و بر پشت روى آب ماند بخلاف آنچه بيرون آب جان دهد و ظاهر اينست ماهى تازه بيجان كم است كه برو روى آب ماند و ماهى كهنه در آب فرو رود چه بيرون آب جان دهد و چه در آب و از اين رو اكثر متأخرين از اين خبر روگردانند.

21- در مكارم از احمد بن اسحاق كه نوشتم بامام دهم و از او پرسيدم از اسقنقور كه در داروى باه درآيد و او چنگال و دم دارد رواست آن دارو نوشيده شود؟

فرمود: اگر پولك دارد باكى ندارد.

توضيح: در قاموس گفته: اسقنقور جانوريست در كناره درياى نيل و گوشتش قوّت باه آورد دميرى در باره اسقنقور گفته: بختيشوع گويد: نهنگ خشكى است گوشتش گرم است در درجه دوم و چون نمك زده شود و يك مثقالش نوش شود باه را افزايد و شهوت را جنباند و قلوه سرد را گرم كند.

و زهيرى گفته: آن جانوريست بنمود قورباغه‌اى بزرگ، و چون چشمش را بر كسى كه در شب بهراسد آويزند به شود اگر از ديوانگى نباشد، ارسطو در كتاب كبير حيوان خود گفته: نوشيدن آن در باه افزايد و در نعوظ در همه بلاد جز در مصر، و آن نفيستر هديه است براى پادشاهان هند زيرا آن را با كاردى از طلا سر برند و درونش را از نمك مصرى پر كنند و بسرزمين خود برند، و چون‌


صفحه 91

يك مثقالش را بر تخم مرغ يا گوشت نهند و خورند سود فراوانى برند.

نهنگ در خشكى تخم نهد و هر كدام در آب افتند نهنگ شوند و هر كدام در خشكى مانند سقنقور باشند و گفته: سقنقور دو نوع است هندى و مصرى كه برخى از آن در قلزم و در بلاد حبشه پديد آيد و در آب ماهى خورد، و در خشكى پرنده قطا بلعد مانند مارها، ماده‌اش بيست تخم نهد كه در زير ريگشان نهان سازد و آن وسيله گرم شدن و بچه كردن آنها است، و از شگفتى كارش اينست كه چون آدمى را گزد اگر آن گزيده زودتر بآب رسد و تن‌شوئى كند سقنقور گزنده بميرد اگر سقنقور زودتر بآب رسد گزيده شده بميرد، و گزيده‌تر اندامش گوشت پهلوى دم او است كه سودمندتر است و اين جانور تا تازه است و تر گوشتش گرم و تر است در درجه دوم و نمك سود خشكش گرمتر و كم رطوبت‌تر است، در مفردات گفته: سقنقور هندى باندازه دو ذراع درازا دارد و نيم ذراع پهنا، و چون دو دشمن گوشتش را خورند دوست شوند، و خاصيت گوشت و پيه‌اش شهوت جماع و قوت نعوظ است و براى دردهاى سرد عصبى سودمند است، ارسطو گفته: چون گوشت سقنقور هندى را با اسفلاج بپزند گوشت را باد كند و فربه سازد، و گوشتش درد پشت و قلوه‌ها را ببرد و منى را ريزان سازد و مهره ميانه‌اش چون بر پشت آدمى آويزان شود احليل را برخيزاند و جماع را بيفزايد.

22- در جامع الشرائع يحيى بن سعيد از امام ششم7كه هر جانور دريائى كه همانندش در خشكى خوردنيست خوردنش جائز است و هر آنچه همانندش در خشكى حرام است خوردنش جائز نيست.

بيان: قائل بمضمون اين خبر را نديدم جز اينكه فاضل نامبرده، روايتش را نقل كرده و پيش از آن گفته: از شكار دريا جز ماهى حلال نيست، و گفته شده بحليت آنچه مانندش در خشكى است و از ماهى حلال نيست جز پولك‌دار.

23- در قرب الاسناد- 10- بسندش از امام پنجم7كه ماهيان و ملخ همه تذكيه شده‌اند.


صفحه 92

بيان: تذكيه بريدن چهار رگ است و گويا مقصود اينست كه نيازى بذبح و نحر ندارند و گرفتن آنها بس است چنانچه بيايد ان شاء اللَّه.

24- در قرب الاسناد- 24- بسندش از مسعدة بن صدقه كه پرسش شد امام ششم7از ملخ فرمود خوردنش باكى ندارد، سپس فرمود: آن عطسه است از ماهى دريا، باز فرمود: كه على7فرموده:

ملخ و ماهى چون زنده از آب درآيند تذكيه شدند و زمين شكارگاه ملخ است و از ماهى هم گاهى باشد.

بيان: در نهايه گفته: در حديث ابن عباس است كه ملخ عطسه ماهى است و در حديث كعب هم آمده دميرى گفته: اختلاف است كه ملخ شكار دريا است يا خشكى، گفتند دريائيست بحكم روايت ابن ماجه از انس كه پيغمبر نفرين كرد بر ملخ و گفت: بار خدايا درشتش را بكش و خردش را تباه كن و ريشه‌اش برانداز و دهانش را از خوردن روزى ما بربند و فرمود ملخ عطسه ماهى دريا است و منظور اينست كه ملخ شكار دريا است و براى محرم حلال است شكارش، و موفق بن طاهر قول غريبى حكايت كرده كه آن شكار دريا است چون از سرگين ماهى آفريده شود و اين شاذّ است پايان.

گويم: بسا كه برخى ملخها از عطسه ماهى پديد شوند يا از راه تشبيه است چون در خلقت مانند ماهى است پس گويا از عطسه او است، و بسا كه ملخ هم از آب پديد شود و مؤيد آنست كه ملخ در كافى بدنبال سمك آمده و اينكه فرموده زمين شكارگاه ملخ است مبنى بر غالب است چنانچه گاهى ماهى هم از زمين شكار شود براى آنكه از آب جسته و بدست آدمى افتاده پيش از مردنش.

25- در قرب الاسناد- 16- بسندش از مسعدة بن صدقه كه از امام ششم پرسش شد از ربيثا، فرمود: خوردنش باكى ندارد و دوست داشتيم كه از آن نزد ما بود.


صفحه 93

26- و از همان- 118- بسندش از على بن جعفر كه گويد از برادرش موسى7پرسيدم از آن ماهى كه از نهر بجهد و بزمين افتد و بميرد شايد آن را خورد؟ فرمود: اگرش پيش از مردن گرفتى بخور و اگر پيش از آن كه بگيريش مرد مخور، و پرسيدمش از شكار دريا كه آب از آن بسته شده و مرده خوردنش حلال است؟ فرمود: نه، و پرسيدمش از ماهى كه شكار شود و بسته گردد و بآب برگردانده شود تا خريدارش آيد و برخى از آنها بميرند خوردنش رواست؟ فرمود: نه چون در آبى كه زندگى او است مرده، و پرسيدمش از شكارى كه حبس شده و مرده در دام حلال است خوردنش؟ فرمود: چون بازداشت شده باشد بخور باكى ندارد، در كتاب المسائل مانند همه آمده است- در بحار الانوار- 10 ص 381- بيانيست: خلافى نيست ميان اصحاب در حرمت هر ماهى كه در جز دام و آب بند مرده باشد و مشهور است كه تذكيه ماهى زنده گرفتن آنست از آب يا بدست آوردن زنده آن بيرون آب، و فرق ندارد كه بيرون آورش از آب مسلمان باشد يا كافر بنا بر مشهور، آرى آنچه در دست كافر يافت شود حلال نيست تا بدانى پس از بيرون آوردنش از آب جان داده و ظاهر كلام شيخ مفيد حرمت هر آنچه است كه كافر از آب برآورد، و ابن زهره گفته حرمت آن احتياط است، و از شيخ در استبصار برآيد كه اگر مسلمان زنده او را از كافر بستاند حلال است و قول يكم اظهر است، و گفته شده اعتبار به برون آمدن آنست از آب زنده خواه كسى آن را برون آرد يا نه، و محقق- ره- در نكت آن را برگزيده و دليلش روايت زراره است گويد: گفتم: ماهى از آب جهد و كنار افتد و بچرخد تا بميرد فرمود:

آن را بخور، و در روايت ديگرى آغازش دلالت دارد كه اگر پيش از گرفتنش ميرد حلال نيست و آن احوط است گرچه مى‌شود حمل بر كراهت شود و در حلال بودن ماهى بسم اللَّه گفتن و جز آن كه در ذبح شرط است معتبر نيست و صاحب وسيله گفت بسم اللَّه در آن مستحب است، و اگر گرفته شود و باز بآب برگردد و در آن بميرد حلال نباشد چنانچه اين روايت بر آن دلالت دارد، و اگر آب از آن فرو گيرد و بميرد خلافى در حرمتش نيست.


صفحه 94

و اگر در تور افتد و آب فرونشيند و برخى بميرند و زنده و مرده با هم مشتبه شوند. قولى است كه همه حلالند تا خصوص مرده را بدانى و شيخ در نهايه و قاضى آن را اختيار كرده و محقق آن را تحسين نموده چون اخبار صحيحه بر آن دلالت دارند، و ابن عقيل گفته اگر مرده آن هم ممتاز باشد باز حلال است و ظاهر اخبار هم همانست كه همان قصد شكار در حلاليش شرط است و بس و آخر اين خبر هم بر آن دلالت دارد، و ابن ادريس و علامه و بيشتر متاخرين همه را حرام دانند چون آنچه در آب مرده حرام است و مجموع اطراف علم اجمالى محكوم بحرامند و شبهه محصوره است و اگر مرده در آب مشتبه نباشد و معين باشد حرمتش اولى است، و از اخبار جواب دادند باينكه صراحتى ندارند در اينكه در آب مرده باشد و شايد مورد آنها آن باشد كه برون آب مرده يا در مورد شك در مردن آن در آب باشند كه استصحاب بقاء زندگى جاريست و اصل اباحه در آن حاكم است.

من گويم: حرمت مشتبه بحرام ممنوع است، و اخبار داله بر خلافش گذشت و احتياط راه نجاتست.

27- در خصال- 1: 139 ط غفارى-: بسندى از امام ششم7كه اما ماهى بى‌پولك را مخور- الخبر- 28- و از همان: بسندش از امام ششم7كه: ملخ پرنده خورده شود و تذكيه ماهى و ملخ گرفتن آنها است- 2: 61 ط غفارى- و فرمود: جرّى، مار ماهى، ماهى مرده روى آب و زمّير حرامند و هر ماهى كه پولك ندارد حرام است- 2: 609 ط غفارى.

29- در عيون- 2: 126 ط قم- بسندش از امام هشتم در آنچه بمأمون نوشت: حرام است جرّى و ماهى مرده روى آب و مار ماهى و زمير و هر ماهى بى‌پولك 30- در احتجاج- 190 ط مرتضوى- از هشام بن حكم كه امام ششم‌