در فرهنگ اسلامى آموزش پزشكى از جايگاه ممتازى برخوردار است؛ زيرا به نجات جان بيماران، درمان و يا كاستن رنج آنان مىانجامد.
آموزش پزشكى براى دستيابى به اين هدف والا، براى دانشجويانِ گرايشهاىِ مختلف اين رشته حياتى و نيز رشتههايى كه به گونهاى با پزشكى مرتبط هستند، با موضوعاتى همراه مىشود كه در قلمرو اخلاق اسلامى و فقه، احكام ويژهاى دارد. همانگونه كه بيماران نيز در اين ارتباط احكام خاصى دارند، پزشكان، دانشجويان، پرستاران و ... از نظر شرعى در آموزشهاى خويش، موظف به فراگيرى و به كار بستن احكام يادشده هستند. در اين فصل به بيان مسائل و احكام شرعى در ارتباط با آموزشهاى پزشكى مىپردازيم.
الف: آموزش پزشكى
1- آموزش و فراگيرى مسائل پزشكى در رشتههاى گوناگون مورد نياز جامعه اسلامى و سبب نجات جان بيماران مسلمان باشد، واجب است
و در اين راستا بر مسئولان نظام اسلامى واجب مىشود زمينه لازم براى پرورش پزشكان مرد و زنِ مورد نياز جامعه اسلامى را فراهم سازند.
2- دانشگاهها و دانشكدههاى پزشكى بايد برنامههاى آموزشى خود را منطبق با نيازهاى بهداشتى و درمانى جامعه اسلامى در راستاى تأمين تخصصهاى لازم پايهريزى كنند.
3- فراگيرى مسائل پزشكى، روانپزشكى، روانشناسى و ... تا جائى كه براى معالجه بيماران مسلمان لازم است- هركدام نسبت به گرايش پزشكى خويش- واجب كفايى است.
4- آموزشهاى تخصصى و فوقتخصصى هر يك از رشتهها و گرايشهاى پزشكى، پيراپزشكى، روانشناسى و ... براى متخصصين رشتههاى فوق- قبل از مبادرت به معاينه و معالجه بيماران- واجب كفائى است.
5- كسانى كه به شغل پرستارى مىپردازند، بايد آموزشهاى لازم را- به ويژه آنچه در رابطه با حيات و مرگ بيماران مىباشد- فراگيرند.
6- بر زنان و دختران مسلمان لازم است تا با تحصيل كردن در رشتههاى مختلف پزشكى، خصوصاً زنان و زايمان، نيازهاى زنان مسلمان را برآورده سازند؛ تا ديگر احتياجى به دخالت مردان نباشد.
7- اگر حفظ جان بيماران در آينده متوقف بر آموزش مسائل مربوط به زنان و زايمان باشد، فراگيرى آنها توسط مردان اشكال ندارد.
احكام نگاه و معاينه پزشكى
8- نگاه به تصاوير عريان و نيمه عريان كتابها و فيلمهاى آموزشى
پزشكى در صورتى كه صاحبان تصاوير ناشناخته باشند و از روى شهوت و لذتجويى نباشد و مفسدهاى نيز بر آن مترتب نشود، اشكال ندارد.
9- نگاه استاد و دانشجويان به بدن نامحرم و عورتين ميّت در موقع تشريح به مقدار لازم و ضرورت اشكال ندارد.
10- معاينه بيماران غير مجانس و نگاه و لمس بدن و عورت آنان توسط دانشجويان اگر جزء موارد ضرورى- معالجه بيماران هرچند در آينده منحصراً متوقّف بر آن باشد- براى كسب تجربه و آگاهى از نحوه درمان و نجات جان بيماران باشد و اين هدف، با معاينه بيماران همجنس تحقق نيابد، اشكال ندارد، ولى بايد به مقدار ضرورت اكتفا نمايند.
11- معاينه بيماران غير مماثل و نگاه به بدن آنان براى انجام كارهاى تحقيقاتى، اگر معالجه بيماران- هرچند در آينده- متوقّف بر آن باشد اشكال ندارد، ولى لازم است به مقدار ضرورت اكتفا شود.
كلاسهاى مختلط
12- حضور مختلط دانشجويان دختر و پسر در كلاسهاى آموزش و تشريح و صحبت كردن آنان با يكديگر با رعايت حجاب شرعى و عفاف اشكال ندارد.
ضمانت
13- در معاينات و درمانهايى كه توسط دانشجويان، انترنها و رزيدنتها صورت مىگيرد اگر ضرر و خسارت مالى يا جانى متوجه بيمار
گردد، ضمان به عهده فردى است كه معاينه يا درمان مستند به اوست و در صورت تعدّد معاينه و درمانكنندگان، ضمان متوجه همه آنان خواهد بود.
14- استفاده شخصى استادان و دانشجويان علوم پزشكى از امكانات دولتى و آنچه كه هزينه آن از طرف بيماران تأمين مىشود، جايز نيست.
و در صورت استفاده ضامن هستند.
فصل دوّم: تشريح و كالبد شكافى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
از ديرباز، تشريح علمى و عملى در آموزشهاى پزشكى جايگاه ويژهاى داشته است. شكّى نيست كه شناخت و درمان بسيارى از بيمارىها از رهگذر تشريح، ميسّر و آسان شده است. تشريح علمى بدن انسان هيچ اشكال شرعى ندارد، ليكن تشريح عملى بدن و اندام ميّت از ديدگاه شرع مقدس اسلام با احكام ويژهاى همراه است. در تشريح موضوعات متعددى وجود دارد كه در اين فصل، احكام هر يك از آنها خواهد آمد.
الف: تشريح جسد غير مسلمان
15- تشريح جسد غير مسلمان و قطع اعضاى او براى آموزش و پيوند، مطلقاً جايز است، و اگر حيات مسلمانى بر اين تشريح متوقّف باشد واجب است، مگر اين كه اولياى او مخالفت كنند و فتنه و فسادى به دنبال داشته باشد.
ب: تشريح جسد مسلمان
16- تشريح جسد مسلمان- از لحاظ حكم اوّلى- جايز نيست و اگر
كسى مرده مسلمانى را تشريح كند معصيت كرده و اگر سر او را قطع كند يا اعضاى بدنش را جدا نمايد به شرح و ترتيبى كه در بحث ديات ذكر شده، ديه بر او واجب مىشود.
17- اگر تشريح جسد غير مسلمان براى آموزش پزشكى ممكن باشد، تشريح جسد مسلمان جايز نيست گرچه حيات يك يا جمعى از مسلمانان متوقف بر اين آموزش باشد و در صورت امكان تشريحِ غير مسلمان، اگر كسى جسد مسلمان را تشريح كند گناه كرده است و به شرح و ترتيبى كه در بحث ديات ذكر شده، ديه بر او واجب مىشود.
18- اگر حفظ جان مسلمانى بر تشريح متوقف باشد و تشريح كافر ممكن نباشد، تشريح جسد مسلمان جايز است، امّا براى مجرد آموزش و در صورتى كه جان مسلمانى بر آن متوقف نباشد جايز نيست.
19- در مواردى كه حاكم شرع، تشريح بدن مردهاى را لازم بداند، مىتواند حكم به تشريح آن كند و در اين فرض، تشريح جايز است.
20- اگر اثبات حق متوقف بر نگهدارى و يا تشريح جسد مسلمان باشد و طريق ديگرى نباشد، نگهدارى و تشريح آن اشكال ندارد و بهتر آن است كه از حاكم شرع اجازه گرفته شود.
21- در عدم جواز تشريح جسد مسلمان تفاوتى بين مسلمان شيعه و سنّى وجود ندارد.
22- تشريح جسد افراد به ظاهر مسلمان كه به خاطر فساد اخلاقى و قاچاق مواد مخدّر و ... اعدام شدهاند جايز نيست مگر اينكه ارتداد و كفرشان ثابت شده باشد.