و در اين راستا بر مسئولان نظام اسلامى واجب مىشود زمينه لازم براى پرورش پزشكان مرد و زنِ مورد نياز جامعه اسلامى را فراهم سازند.
2- دانشگاهها و دانشكدههاى پزشكى بايد برنامههاى آموزشى خود را منطبق با نيازهاى بهداشتى و درمانى جامعه اسلامى در راستاى تأمين تخصصهاى لازم پايهريزى كنند.
3- فراگيرى مسائل پزشكى، روانپزشكى، روانشناسى و ... تا جائى كه براى معالجه بيماران مسلمان لازم است- هركدام نسبت به گرايش پزشكى خويش- واجب كفايى است.
4- آموزشهاى تخصصى و فوقتخصصى هر يك از رشتهها و گرايشهاى پزشكى، پيراپزشكى، روانشناسى و ... براى متخصصين رشتههاى فوق- قبل از مبادرت به معاينه و معالجه بيماران- واجب كفائى است.
5- كسانى كه به شغل پرستارى مىپردازند، بايد آموزشهاى لازم را- به ويژه آنچه در رابطه با حيات و مرگ بيماران مىباشد- فراگيرند.
6- بر زنان و دختران مسلمان لازم است تا با تحصيل كردن در رشتههاى مختلف پزشكى، خصوصاً زنان و زايمان، نيازهاى زنان مسلمان را برآورده سازند؛ تا ديگر احتياجى به دخالت مردان نباشد.
7- اگر حفظ جان بيماران در آينده متوقف بر آموزش مسائل مربوط به زنان و زايمان باشد، فراگيرى آنها توسط مردان اشكال ندارد.
احكام نگاه و معاينه پزشكى
8- نگاه به تصاوير عريان و نيمه عريان كتابها و فيلمهاى آموزشى
پزشكى در صورتى كه صاحبان تصاوير ناشناخته باشند و از روى شهوت و لذتجويى نباشد و مفسدهاى نيز بر آن مترتب نشود، اشكال ندارد.
9- نگاه استاد و دانشجويان به بدن نامحرم و عورتين ميّت در موقع تشريح به مقدار لازم و ضرورت اشكال ندارد.
10- معاينه بيماران غير مجانس و نگاه و لمس بدن و عورت آنان توسط دانشجويان اگر جزء موارد ضرورى- معالجه بيماران هرچند در آينده منحصراً متوقّف بر آن باشد- براى كسب تجربه و آگاهى از نحوه درمان و نجات جان بيماران باشد و اين هدف، با معاينه بيماران همجنس تحقق نيابد، اشكال ندارد، ولى بايد به مقدار ضرورت اكتفا نمايند.
11- معاينه بيماران غير مماثل و نگاه به بدن آنان براى انجام كارهاى تحقيقاتى، اگر معالجه بيماران- هرچند در آينده- متوقّف بر آن باشد اشكال ندارد، ولى لازم است به مقدار ضرورت اكتفا شود.
كلاسهاى مختلط
12- حضور مختلط دانشجويان دختر و پسر در كلاسهاى آموزش و تشريح و صحبت كردن آنان با يكديگر با رعايت حجاب شرعى و عفاف اشكال ندارد.
ضمانت
13- در معاينات و درمانهايى كه توسط دانشجويان، انترنها و رزيدنتها صورت مىگيرد اگر ضرر و خسارت مالى يا جانى متوجه بيمار
گردد، ضمان به عهده فردى است كه معاينه يا درمان مستند به اوست و در صورت تعدّد معاينه و درمانكنندگان، ضمان متوجه همه آنان خواهد بود.
14- استفاده شخصى استادان و دانشجويان علوم پزشكى از امكانات دولتى و آنچه كه هزينه آن از طرف بيماران تأمين مىشود، جايز نيست.
و در صورت استفاده ضامن هستند.
فصل دوّم: تشريح و كالبد شكافى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
از ديرباز، تشريح علمى و عملى در آموزشهاى پزشكى جايگاه ويژهاى داشته است. شكّى نيست كه شناخت و درمان بسيارى از بيمارىها از رهگذر تشريح، ميسّر و آسان شده است. تشريح علمى بدن انسان هيچ اشكال شرعى ندارد، ليكن تشريح عملى بدن و اندام ميّت از ديدگاه شرع مقدس اسلام با احكام ويژهاى همراه است. در تشريح موضوعات متعددى وجود دارد كه در اين فصل، احكام هر يك از آنها خواهد آمد.
الف: تشريح جسد غير مسلمان
15- تشريح جسد غير مسلمان و قطع اعضاى او براى آموزش و پيوند، مطلقاً جايز است، و اگر حيات مسلمانى بر اين تشريح متوقّف باشد واجب است، مگر اين كه اولياى او مخالفت كنند و فتنه و فسادى به دنبال داشته باشد.
ب: تشريح جسد مسلمان
16- تشريح جسد مسلمان- از لحاظ حكم اوّلى- جايز نيست و اگر
كسى مرده مسلمانى را تشريح كند معصيت كرده و اگر سر او را قطع كند يا اعضاى بدنش را جدا نمايد به شرح و ترتيبى كه در بحث ديات ذكر شده، ديه بر او واجب مىشود.
17- اگر تشريح جسد غير مسلمان براى آموزش پزشكى ممكن باشد، تشريح جسد مسلمان جايز نيست گرچه حيات يك يا جمعى از مسلمانان متوقف بر اين آموزش باشد و در صورت امكان تشريحِ غير مسلمان، اگر كسى جسد مسلمان را تشريح كند گناه كرده است و به شرح و ترتيبى كه در بحث ديات ذكر شده، ديه بر او واجب مىشود.
18- اگر حفظ جان مسلمانى بر تشريح متوقف باشد و تشريح كافر ممكن نباشد، تشريح جسد مسلمان جايز است، امّا براى مجرد آموزش و در صورتى كه جان مسلمانى بر آن متوقف نباشد جايز نيست.
19- در مواردى كه حاكم شرع، تشريح بدن مردهاى را لازم بداند، مىتواند حكم به تشريح آن كند و در اين فرض، تشريح جايز است.
20- اگر اثبات حق متوقف بر نگهدارى و يا تشريح جسد مسلمان باشد و طريق ديگرى نباشد، نگهدارى و تشريح آن اشكال ندارد و بهتر آن است كه از حاكم شرع اجازه گرفته شود.
21- در عدم جواز تشريح جسد مسلمان تفاوتى بين مسلمان شيعه و سنّى وجود ندارد.
22- تشريح جسد افراد به ظاهر مسلمان كه به خاطر فساد اخلاقى و قاچاق مواد مخدّر و ... اعدام شدهاند جايز نيست مگر اينكه ارتداد و كفرشان ثابت شده باشد.
23- در صورتى كه تشريحكننده نداند كه ميّت مسلمان است يا غير مسلمان، اگر در كشورهاى مسلمان باشد محكوم به اسلام است و تشريح آن بدون ضرورت[1]جايز نيست ولى اگر در كشورهاى غير مسلمان باشد حكم ميّت غير مسلمان را دارد.
24- هرگاه مسلمانى وصيّت كند كه جسد او را بعد از مرگ تشريح كنند، چنين وصيّتى نافذ نيست؛ آرى اگر بر تشريح يك امر اهمّى مترتّب شود از قبيل اينكه جسد اين شخص داراى مرضى خاص بوده كه غير از راه تشريح نمىتوانند به آن پى ببرند تا براى معالجه ديگران استفاده نمايند، در اين صورت تشريح جايز است.
25- در مواردى كه تشريح جسد مسلمان جايز نيست، اگر اولياى او اجازه تشريح جسدش را بدهند، بازهم تشريح جسد حرام است.
ج: تهيه جسد و استخوان
26- اگر تهيه جسد غير مسلمان براى آموزش و تشريح ممكن است بايد تهيه كنند تا از تشريح جسد مسلمان جلوگيرى شود، هرچند مستلزم تأمين بودجه و خريد از كشورهاى ديگر باشد.
27- نبش قبر مسلمانان براى تهيه استخوان جهت تشريح جايز نيست مگر اين كه نياز فورى و ضرورى پزشكى براى دستيابى به آنها وجود داشته باشد و دسترسى به استخوان ميّت غير مسلمان هم ممكن نباشد.
[1]- مقصود از كلمه «ضرورت» اين است كه حفظ جان مسلمان بر آن متوقّف باشد.